نویسنده ای تاپای مرگ

استفن کینگ ، نویسنده قصه های دلهره آور و ترسناک استعداد غیرقابل انکار و خوبی برای پیدا کردن و خلق ترس و دلهره در هر فضا و موقعیتی را دارد.
کد خبر: ۱۳۵۱۷۸

احساس بسیاری از منتقدین سینمایی این است که وی کار نوشتن را با الهام گیری از بخشهایی از زندگی شخصی خودش شروع می کند و بعد این قصه را به مسیری می برد که شاید هیچ وقت در عالم واقعیت رخ نداده باشد. در این جا با بهره گیری از عنصر تخیل چیزهایی را به این قصه اضافه می کند که شاید عجیب و باورنکردنی به نظر بیاید. برای مثال ، می توان همین فیلم «میزری » راب راینر را مثال زد که سال 1990براساس قصه کتاب معروف و پرمخاطب او ساخته شد. خط اصلی قصه فیلم درباره نویسنده ای است که خودش را اسیر و زندانی دیدگاه های خویش و یکی از طرفداران درجه یک و پروپاقرص می بیند.
جیمز کان و کتی بیتس بازیگران اصلی این نمایش دونفره هستند که گاهی حضور فرد ثالثی تک گویی های آنها را به هم می زند. لورن باکال ، بازیگر کلاسیک و افسانه ای سینما هم به عنوان بازیگر مهمان نقش کوتاهی در «میزری» دارد. او مارسیا سیندل بازاریاب و مدیر انتشاراتی کاراکتر اصلی فیلم پل شلدون است.
شلدون نویسنده ای موفق است که کتاب «میزری » او یکی از پرخواننده ترین کتابهای روز است . او تازه کتاب جدید و بدون نام خود را که دنباله ای بر کتاب قبلی اش است تمام کرده و قصد دارد آن را به دست ناشر خویش برساند اما سرما و برف زیاد جاده کوهستانی را به صورت مسیری خطرناک درآورده است. ماشین پل از جاده منحرف و به دره ای کوچک سقوط می کند. آنی ویلکز او را که زخمی شده از مرگ نجات داده و به خانه می برد. بزودی پل متوجه می شود آنی از هواداران درجه یک قصه های او و شیفته کاراکتر میزری کاستین (شخصیت اصلی قصه) است. آنی که پرستار است پل را مداوا می کند. راههای ارتباطی قطع است و پل نمی تواند با کسی تماس بگیرد. مارسیا، ناشر او که نگران غیبت وی شده از پلیس محلی کمک می خواهد. آنی با خواندن رمان جدید پل متوجه می شود میزری در قصه جدید می میرد.
این نکته او را آشفته می کند و باعث می شود تا وی رمان جدید پل را از بین ببرد. وی با شکستن پاهای پل به او می گوید هیچ کس از وجودش در این محل خبردار نیست و وی باید رمان تازه ای بنویسد که در آن میزری زنده بماند. پس از آن که آنی پلیس محلی را - که متوجه زندانی بودن پل در منزل آنی شده - به ضرب گلوله از پا درمی آورد، پل متوجه می شود با موجودی خطرناک و نیمه روانی روبه روست که برای رسیدن به خواسته اش حاضر به انجام هر کار خطرناک و مرگباری است. در این موش و گربه بازی پیچیده و خطرناک برنده نهایی کیست؛
راب رانیر و استفن کینگ حتما نامه های زیادی از سوی طرفداران خویش دریافت می کنند. بعید نیست که یکی از آنها در نامه خود اظهارنظری کرده که مثلا باعث شده تا کینگ به صرافت نگارش چنین قصه ای بیفتد. قصه فیلم درباره یک تیم دونفره است که کنشها و واکنش هایشان باعث پیشرفت سیر حوادث می شود. جیمز کان و کتی بیتس (که برای این فیلم اسکار بهترین بازیگر زن سال را گرفت) یک تیم تماشایی و جذاب را خلق می کنند. بازی کان در فیلم حساب شده ، خنثی و قابل کنترل است. در بخش اعظم فیلم او هیچ حرکتی ندارد و باید بازی اش را با چهره اش به نمایش بگذارد. بیتس که نقش اصلی و کلیدی فیلم را به عهده دارد آدمی نامتعادل است که از مشکل شخصیتی رنج می برد.
او یک لحظه آرام و لحظه ای دیگر پرخاشگر است و کارهای خطرناک خود را در کمال خونسردی و آرامش انجام می دهد.
(توجه کنید به صحنه ای که او پلیس پیر محلی را از پشت سر به گلوله می بندد) این بازیگر توانایی خوبی برای ترکیب آرامش و پرخاشگری کاراکتر خود دارد و خیلی زود «ونگ» (یا بهتر است بگوییم «حالت») عوض می کند. او این کار را با چنان مهارت و سرعتی انجام می دهد که تماشاچی از یک سو گیج و حیران می شود و از سوی دیگر البته بازی اش را تحسین می کند. قصه فیلم و حال و هوای آن جای زیادی را برای بازی دو بازیگر اصلی فراهم می کند و کان و بیتس نشان می دهند که توانایی ارائه یک بازی جذاب متناسب با نقش را دارند. در حقیقت قصه فیلم حکم یک تله را برای بازیگرانش دارد و آنها را در وضعیت هایی قرار می دهد که مجبور شوند ثابت کنند بازیگرانی توانا و قابل اعتماد هستند.مضمون قصه «میزری» استفن کینگ به قدری شخصی است که وقتی راب راینر تصمیم به ساخت فیلمی سینمایی براساس آن می گیرد، همگان تعجب می کنند. چرا راینر باید به چنین قصه ای علاقه مند شود؛
البته او قبل از این هم برای فیلمهایش از قصه های اقتباسی (و حتی قصه دیگری از کینگ) استفاده کرده است ، اما «میزری » مهر شخصی کینگ را بر خود دارد و کارگردانی فیلمی براساس آن حکم یک ریسک را دارد. با این حال اقتباس تصویری او از نوشته کینگ (که به دلیل محدودیت فضا و مکان می تواند حکم یک کار تئاتر را پیدا کند) خوب ، دقیق و منطقی است.
راینر با بهره گیری از فضای پربرف و شفاف منطقه کلرادو و انتخاب زوایای مختلف دوربین ، مانع از آن می شود که «میزری » تبدیل به کاری شبه تئاتری شود. کافی است به نوع استفاده او از لوکیشن منزل آنی نگاه کنیم تا متوجه این نکته شویم . راینر هر بار و به بهانه های متفاوت بخشهای مختلف منزل را به نمایش می گذارد و مانع از تکرار و یکنواختی لوکیشن می شود. فیلم سینمایی میزری جمعه ساعت 20.45از سینما 4پخش می شود.


کیکاووس زیاری
newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها