دغدغه های یک خانواده رادیویی

جمیله بی نیاز، گوینده اخبار و تفاسیر سیاسی در واحد مرکزی خبر، مترجم ارشد زبان عربی در معاونت برون مرزی و گوینده پخش رادیو ایران ، مهتاب رستمی تهیه کننده شبکه ورزش و سامان پارسا کارشناس موسیقی و داور جشنواره
کد خبر: ۱۳۳۵۰۹
داخلی رادیو صدای آشنا 3 عضو یک خانواده (مادر، پسر و عروس) در 3 شبکه رادیویی هستند که همدیگر را دوست دارند، اگرچه با هم گاهی هم اختلاف نظر داشته باشند.
این خانواده رسانه ای به قول خودشان معمولا عادت ندارند مسائل را جدی بگیرند و می خواهند سادگی را ترویج کنند. صبح یک روز بهاری در روزنامه جام جم میزبان این خانواده گرم بودیم در حالی که در میان مصاحبه از اشکی که در چشمان هر سه نفر حلقه بست ، متوجه شدیم پدر و برادر مهتاب رستمی بیمار هستند و با این همه آنها خلف وعده نکردند، آمدند و با حوصله همه پرسشهای ما را پاسخ دادند.

از مادر رادیویی شروع کنیم. چقدر رادیو گوش می کنید؛
بی نیاز:
خیلی زیاد. آنقدر که همیشه رادیوام روشن است.

کدام شبکه رادیویی را بیشتر دوست دارید؛
بی نیاز:
بیشتر شبکه ای که خودم در آن کار می کنم (رادیو ایران)

به نظر شما مهتاب رستمی رادیویی تر است یا پسرتان ، سامان پارسا؛
بی نیاز:
مهتاب.

از نظر آشنایی به فنون کار برنامه سازی رادیو پرسیدم.
بی نیاز:
سامان.
پارسا:البته مهتاب در کار تولید است و من همیشه نیروی ستادی بودم. به دلیل نوع کارم به نوعی پشت صحنه نقش داشتم. برای همین ، من بیشتر روی محتوای برنامه ها نظر دارم و کسی که برنامه سازی می کند، نوع مواد و متریال برایش مهم است.

پسر رادیویی مادرش را در یک جمله چگونه توصیف می کند؛
پارسا:
در یک جمله که خیلی سخت است. من اگر دقت زیاد دارم و کار برایم مهم است ، از او یاد گرفتم که همیشه کارش جزو اولویت های اولش بود.

خانم بی نیاز روزی را که وارد رادیو شدید به خاطر دارید؛
بی نیاز:
خوب من پیش از رادیو در پخش خبر و معاونت برون مرزی کار می کردم و تقریبا پس از بازنشستگی از آنجا به رادیو آمدم. یادم است واحد خبر که بودم ، آقای جعفری جلوه خیلی ما را تشویق می کرد و روی کارمان نظر می داد. آنجا تفاسیر سیاسی را می خواندم و در برون مرزی هم مترجم ارشد عربی بودم. کارم در رادیو هم با شبکه فرهنگ شروع شد.

شما برای آقای پارسا پارتی شدید که به رادیو بیاید؛
بی نیاز:
نه اصلا. سامان خودش همه چیز را داشت ، نیازی به پارتی من نبود.
پارسا:ورود من به رادیو با تست گویندگی برای شبکه جوان همراه بود که البته وقت آن تست را مادرم گرفته بود. ولی رفتم شبکه فرهنگ و آنجا با آقای شفیع زاده آشنا شدم و او گفت بیا روی موسیقی در برنامه ها به بچه های نظارت کمک کن و از آن تاریخ کشیده شدم به سمت نظارت و این قضیه 8 سال طول کشید که البته خیلی پراکنده برنامه سازی هم می کردم و الان هم 2 سال است که در صدای آشنا هستم.

مهتاب رستمی! ورزشکار بودن شما را به سمت رادیو کشید یا رادیو ورزش از شما ورزشکار ساخت؛
رستمی:
شما هم رشته خودم بودی. من در رادیو جوان بودم که طرحی به رادیو ورزش دادم ، به اسم ورزش ترانه ادبی. ارتباط میان ورزش و ادبیات را بررسی می کردیم . آن موقع تفکیک میان شبکه ها وجود نداشت ، ولی پس از اعمال این قانون ناچار بودم میان جوان و ورزش انتخاب کنم و من رادیو ورزش را بیشتر دوست داشتم ؛ چون یک ساختار مدیریتی واحدی دارد.

ویژگی های آدم رسانه ای


پارسا: آدم رسانه ای یک جور مبدل است. او با چشم ، گوش و احساسش واقعه ای را که در متن جامعه اتفاق می افتد در وجود خود متحول و تبدیل می کند و بعد در رسانه منعکس می کند.

با این توصیف مهتاب رستمی مبدل خوبی است؛
پارسا:
به این برمی گردد که آدمها از کارشان بیشتر یا کمتر لذت ببرند. مهتاب رستمی چون هنوز از کارش لذت می برد و نمی تواند رهایش کند چون به آن علاقه دارد آدمی رسانه ای است. خود من اصلا در دوران نوجوانی اصلا چنین چیزی که الان هستم نبودم. حتی آنقدر اعتماد به نفس نداشتم که به مردم سلام کنم. رادیو حتی در روابط اجتماعی به من کمک کرد و جنبه های فکری ای را که اصلا فکر نمی کردم داشته باشم ، به من ثابت کرد. امثال من زیادند. بگذارید به حساب دوست داشتن رسانه. از طرف همه می گویم.

خانم بی نیاز آدمی رسانه ای است؛
پارسا:
اگر الان رسانه برای من مهم است و حساسیت های آن را می شناسم ، برای این است که همیشه با زندگی ام آمیخته بوده است. چیزی حدود هفت ، هشت سال هر روز صبح زود می آمدند رادیو، مترجم ارشد عربی در برون مرزی بود و می دانست اگر با یک کلمه نابجا اعتماد مخاطب از رسانه سلب شود، چه اتفاقی می افتد. الان جوانها ادعا می کنند موفقیت رسانه در جذب مخاطب است. منتها به چه قیمتی؛ از خیلی قالبهایی که جوانها می بندند، دفاع می کنم چون قابل تقدیر است. منتها در برخی موارد هم گوینده ها از کلمات و لحنی استفاده می کنند که حتی در میان خانواده هم کاربرد ندارد

تعداد آدمها کم است و بعد هم بتدریج از ورزش خوشم آمد و صاحب تیم شدم. ورزش بانوان را دوست دارم.

در این مدت در کسوت نماینده رسانه چه کاری برای ورزش بانوان انجام دادی؛
رستمی:
ورزش بانوان اصلا جایگاه مشخص و خیلی خوبی ندارد. همه چیز بیشتر در حد شعار است. من هم خیلی نمی توانم برایش کاری بکنم. مگر چقدر از آنتن را به آن اختصاص می دهند؛ اما برنامه ای داشتم به نام نامه پهلوانی که شاهنامه را تا مرگ رستم به برنامه رادیو تبدیل کردیم و آقای قادری پناه اجرایش می کرد. می دانید که همه فنون ورزش باستانی در شاهنامه هست . آن برنامه به نظرم ماندگار خواهد بود. از جشنواره هم جایزه گرفت.

موسیقی در برنامه های ورزشی چقدر اهمیت دارد؛
رستمی:
موسیقی در رادیو ورزش الان یک معضل است. به ما می گویند از موسیقی تکنو استفاده نکنیم. موسیقی ورزش باستانی هم که همه جا کاربرد ندارد. به هر حال ، اولویت اول این شبکه با موسیقی نیست ، با موضوع است موسیقی فقط می تواند رنگ داشته باشد.
پارسا:باید قطعات موسیقی خیلی خاصی را اصلا برای ورزش آماده کرد. که هم به برنامه تحرک بدهد وهم از نوع موسیقی رایجی که باب شده ، نباشد. تنوع در این زمینه کم است . تولیدات داخلی هم یا کم هستند یا با همان رویکرد موسیقی های غربی انتخاب می شوند.
رستمی: پارسا اصلا موسیقی هایش را به هیچ کس حتی من نمی دهد. پارتی بازی هم بر نمی تابد. با هزار خواهش و تمنا گاهی یک قطعه 30 ثانیه ای! می دهد. می گوید خودت باید بروی در بیاوری.
پارسا: تهیه کننده با ساختار برنامه های فعلی تبدیل شده به کسی که موسیقی انتخاب می کند. در صورتی که تهیه کننده باید وقت عمده ای را برای شنیدن و انتخاب موسیقی بگذارد. ممکن است یک نوع موسیقی را من برای فضایی در آورده باشم و ایشان بخواهد استفاده دیگری بکند. برای همین است که نمی دهم.

خودتان که استفاده می کنید؛
رستمی:
آرشیو خیلی بزرگی در خانه از موسیقی دارد که هرازگاهی من اجازه دارم آنها را گردگیری کنم.

خانم بی نیاز! رادیویی بودن هیچ وقت در زندگی شما مانع ایجاد نکرده است؛
همیشه کارهایم را طوری تنظیم کردم که به همه شان برسم.

هیچ وقت شده غمگین شوید و بخواهید کارتان را رها کنید؛
بله. خیلی وقتها که قدر کارهایی را که کردی نمی شناسند، این طور می شوم.

الان چه آرزویی دارید؛
بی نیاز:
امروز که پیش شما نشسته ام ، دلم می خواهد پدر مهتاب خوب شود.

آقای پارسا شما داور جشنواره داخلی صدای آشنا بودید. برنامه هایی که باز شنوایی کردید، با ماموریت اصلی این شبکه منطبق بود؛
پارسا:
در شبکه های داخلی برنامه ساز مخاطب خود را می بیند و چون او را می شناسد، می تواند ذائقه اش را تشخیص بدهد. اما به همین دلیل کار در صدای آشنا مشکل است. نیاز مخاطبی که در اروپا، امریکا یا اقیانوسیه است با هم فرق می کند و تنها نقطه مشترک اینها در ایرانی بودنشان است.

آدم رسانه ای واقعه ای را که در متن جامعه اتفاق میافتد دریافت میکند آن را متحول کرده و بعد از طریق رسانه منعکس می کند

با این همه ، دوستانم در شبکه جلسه زیاد می گذراند و دغدغه شان این است که کار مفید انجام دهند و با وجود این که نوپا بود و مشکلات زیادی هم داشت ، رشد خوبی کرده است.

خانم رستمی! کار در صدای آشنا سخت تر است یا رادیو ورزش؛
رستمی:
به نظرم صدای آشنا. در رادیو ورزش من از این که مخاطبم زنگ می زند، شارژ می شوم. ندانستن این مطلب که مخاطب کجاست ، من را اذیت می کند. در رادیو ورزش با این که موضوع واحدی دارد، تکلیف آدم روشن است. چون حضور مخاطبم را حس می کنم.

رادیو ورزش شبکه خوبی است.
رستمی:
رادیویی است که مخاطب زیاد دارد. چون ورزش موضوع مورد پسندی است و از خود شبکه هم راضی ام و از آن تحرک و نشاط می گیرم.

آقای پارسا! شما هم از صدای آشنا تحرک و نشاط می گیرید؛
پارسا:
من از برنامه سازی لذت می برم.
رستمی:سامان در برنامه سازی موجود عجیب و غریبی است و اعتقاد دارد باید کارش را خوب انجام بدهد. من این طور نیستم که اگر کارم بازخورد نداشته باشد، نمی توانم ادامه بدهم.

منظورت از بازخورد عکس العمل مخاطب است یا همکاران و مدیرانت؛
مخاطب یک طرف قضیه است . من در شبکه ورزش هستم ، ولی همه چیز که در شبکه من خلاصه نمی شود. چون رادیو یک خانواده بزرگ است. وقتی می بینی رابطه ها خیلی نقش دارد و مثلا مادری فرزندش را می آورد...

این را جلوی خانوم بی نیاز می گویید که پسرشان در رادیو است؛
نه. واقعیت این است که اگر شما این مادر و پسر را اینجا برای مصاحبه دعوت کرده اید، برای این است که می دانید در مورد این 2 نفر رابطه نقشی ندارد. سامان قابلیت هایش را نشان داده و حتی اگر جایی لازم باشد، می دانم از من حمایت نمی کند. منظورم این است که ایراد کار امثال من دیده می شود، ولی ایرادهای مشابه یا بدتر از آن اصلا به نظر نمی آید چرا؛ همه اینها بر روحیه من تاثیر می گذارد.

معتقدی که رقابت منفی ذائقه ها را پایین می آورد؛
رستمی:
خیلی زیاد حتی خیلی از تهیه کننده ها و گوینده ها مثل قدیم کار نمی کنند.
پارسا: قبول دارم که خیلی از حمایت ها هست. اما من می گویم کسی که پشت میکروفن قرار می گیرد، باید آنقدر فاکتورهای مهم را در نظر بگیرد و در آن صورت است که خیلی از این حمایت ها و تبعیض ها را اصلا نمی بیند. اگر قرار باشد پای میز صدا تحت تاثیر حمایت ها باشیم که به ضرر شنونده کار کرده ایم.
رستمی: ظرفیت ، حساسیت و مقاومت آدمها و حتی خصوصیت خانمها و آقایان با هم متفاوت است. من ادعایی ندارم. می گویم زود می رنجم ، حتی اگر ببینم در یک شبکه ای غیر از شبکه خودم اینقدر تبعیض می شود.

مهمترین منتقد کار شما کیست؛
رستمی:
اصلا با نقد برنامه های رادیویی موافق نیستم. با این که چند نفر می نشینند دور یک میز راجع به برنامه ای نظر می دهند موافق نیستم ؛ چون دیدم اشکالاتی که برخی آقایان داور یا منتقد به کار می گیرند، در کار خودشان هم هست. چرا خودش مثلا ساعت 2 بعد از ظهر، موسیقی صبحگاهی و معروف کسایی را پخش می کند؛! در رادیو همه چیز به لحظه است و اتفاقات خیلی دخیل هستند. ممکن است امکانات موجود به من این فرصت را ندهد که به بهترین شکل کار کنم.
پارسا:خوب آن داور هم از دیدگاه شنونده صحبت می کند. به شنونده واقعا چه ارتباطی دارد که شما در لحظه چه مشکلی داشته اید.

آقای پارسا رادیو وظیفه اش را خوب انجام می دهد؛
پارسا:
خیلی از بچه های رادیو با تلویزیون هم کار می کنند و اتفاقا آنجاموفق هم می شوند، اما مشکل بزرگ بچه ها این است که به دلیل درآمد کم ، پرکار می شوند و پرکار شدن می تواند مترادف باشد با این که حرفه ای گری او کم شود و ناخودآگاه کیفیت پایین می آید. خصوصیت اصلی رسانه های بزرگ دنیا حرفه ای بودنشان است. رادیو باید خبرساز باشد و اولین پیام رسان. در حالی که خیلی از برنامه های رادیو محتوای خود را از روزنامه ها درمی آورند، شما اول صبح هر شبکه رادیویی را که باز کنید، روزنامه ها را مرور می کنند.


فاطمه رحیمی
newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها