پس از گفتگو با کارشناسان درباره ضرورت وجود مشاور در مقاطع مختلف تحصیلی به سراغ عباس تحریری زنگنه می رویم تا وضعیت فعلی مدارس را از این نظر جویا شویم. مسوول مشاوره آموزش و پرورش تهران نیز ضمن تاکید بر اهمیت موضوع ، هدف از مشاوره در آموزش و پرورش را آماده سازی دانش آموزان برای زندگی فردی و اجتماعی ، تامین و ارتقای بهداشت روانی دانش آموزان ، شناخت استعدادهای عمومی و اختصاصی با استفاده از ابزارها و روشهای علمی که به افراد در هدایت و پرورش استعداد کمک کند ، آشنایی دانش آموزان با پیچیدگی مشاغل ، گرایش های مختلف شغلی و مواردی از این قبیل می داند و معتقد است با وجود آسیبهای اجتماعی ، مشکلات روانی ، عاطفی ، مذهبی ، اخلاقی و خانوادگی که برای دانش آموزان پیش می آید و نیز مشکلات ناشی از تاثیرگذاری رسانه های جمعی و ارتباطی و عناصر خارج از حوزه مدرسه ، لازم است یک نفر مسائل را برای آنها حلاجی و خدمات مشاوره ای ارائه کند. نیاز به مشاور روانی بویژه درباره مدارس راهنمایی ، ابتدایی و حتی پیش دبستانی بیشتر احساس می شود ؛ به این دلیل که مشکلات روانی در سالهای اولیه زندگی بسیار ساده تر و گاه تنها با انجام یک تست بازی یا با مشاهده نوع رفتار کودک با همسالان قابل تشخیص و مداواست.
با وجود نیاز مبرم مدارس کشور به حضور مشاور در تهران 1700 مشاور و در سطح کشور بالغ بر 120 هزار نفر مشاور مشغول به کارند. به عبارت دیگر به ازای هر 12 دانش آموز تنها یک مشاور وجود دارد و طبیعی است که مشکلات دانش آموزان پنهان می ماند. تحریری نبود مشاور در دوره آموزش عمومی را یکی از بخشهای ضعیف سیستم آموزشی می داند که می تواند به سیستم آموزش و پرورش لطمه وارد کند. به اعتقاد او گسترش سیستم مشاوره در مدارس به عهده وزارتخانه است و آنها باید در این مورد برنامه ریزی کنند. در حال حاضر در بخش دبیرستان و در مراکز مشاوره ، کارشناسان در بخشهای مختلف تحصیلی ، روانی و شغلی به دانش آموزان و والدین آنها خدمات روان شناختی ارائه می کنند.
|
در سیستم جهانی ، نام دوره راهنمایی از واژه guide به معنی مشاوره گرفته شده پس می توان نتیجه گرفت دانش آموزان در این دوره به مشاوره بیشتری نیاز دارند |
این مشاوران بیشتر از دانشگاه ها و بخشی نیز از طریق مراکز تربیت معلم جذب می شوند و پس از اتمام دوره آموزشی ابتدا در یک مصاحبه علمی تخصصی شرکت کرده و در صورت کسب امتیاز قابل قبول ، وارد آموزش و پرورش و کار مشاوره می شوند. این گروه در عین حال 2 ماه بازآموزی دارند و با شرکت در این دوره ، سطح علمی خود را افزایش می دهند. در مصاحبه به داوطلبان توصیه می شود چه متون و کتابهایی را برای تقویت بنیه علمی مطالعه کنند ، پس از آن به بعضی مجوز کار یک ساله داده می شود. پس از یک سال و ارزیابی کردن کارنامه یکساله و شرکت در یک مصاحبه علمی دیگر ، پذیرفته شدگان به عنوان نیروی ثابت مشاوره وارد آموزش و پرورش می شوند.
تحریری از فرصت استفاده می کند و نظر مسوولان را به یکی از مشکلات مشاوران که تحمیل 30 ساعت کار در هفته است ، جلب می کند و از آنان می خواهد با توجه به فشار و سختی کار ، این مقدار را به 24 ساعت کاهش دهند.
تلاش برای اثبات مدعا
با وجود تمام نکات ذکر شده ، پذیرش مشاور در جامعه ما دچار مشکل است. جایگاه بسیاری از مشاوران حتی برای بعضی مسوولان مدارس و دبیران و آموزگاران توجیه نشده است. دکتر افضلی در این باره معتقد است: در بعضی مدارس حضور مشاوران تنها جنبه صوری و تشریفاتی دارد و آنها در طول هفته 2 یا 3 روز در مدرسه دیده می شوند. بدیهی است در این مدت بویژه در مدارس پرجمعیت فرصت کافی برای شناسایی ، درمان و تشکیل پرونده برای تمام دانش آموزان وجود ندارد ؛ بنابراین مشاور ناگزیر است تنها به دنبال ضرورت ها بگردد و دانش آموزانی را که مشخص شده اند مورد مشاوره قرار دهد. بسیاری از معلمان هم به این شیوه نگرش دامن می زنند و دانش آموز بی نظم و درس نخوان را به ارجاع به اتاق مشاوره تهدید می کنند. به این ترتیب این ذهنیت برای دیگران به وجود می آید که مشاوره فقط برای بچه هایی است که مشکل دارند و در نتیجه دیگر دانش آموزان خود را بری از مشاوره می دانند و در دوران جوانی ، بزرگسالی ، پیش از ازدواج و در دیگر موارد مورد نیاز نیز مراجعه به مشاور را نوعی توهین تلقی می کنند.
از طرف دیگر ما همیشه به دنبال این هستیم که نتیجه مطلوب را بلافاصله ببینیم و وقتی اثرات فعالیت مشاور را در کوتاه مدت مشاهده نمی کنیم کار او را مورد سوال قرار می دهیم ؛ اما اضطراب یا عدم رغبت تحصیلی یک باره به وجود نیامده است که یک باره از میان برود. همه اینها عواملی است که باعث می شود حتی افراد تحصیلکرده در قبال مشاوره جبهه بگیرند بسیاری از والدین از این که بچه هایشان با مشاور ارتباط داشته باشند احساس نگرانی می کنند. بنابراین آنچه پیش از هر چیز ضرورت پیدا می کند ، تقویت فرهنگ مشاوره میان والدین ، مسوولان و مربیان مدارس و خود دانش آموزان است تا یکدیگر را به خاطر مراجعه به اتاق مشاوره مورد تمسخر و استهزا قرار ندهند.