حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....
ما دانشآموزان قدیم و حالا دانشآموزان جدید تا به حال از بوفه مدارس چیزهایی خریدهایم که خوشمزگیاش بر مغذی بودنش میچربیده و با پولی که خرج کردهایم فقط سیری کاذب به خود دادهایم و گرسنگی سلولی.
سالها پیش بوفه مدارس، سفرهای پهن و گسترده از خوراکیهای مضر بود، از نوشابههای گازدار گرفته تا ساندویچهای سرد که بوی کالباس درون آن واقعا هوسانگیز بود. حالا هم در بوفههای مدارس میشود این خوراکیها را پیدا کرد چون تا تقاضا باشد عرضه هم هست. البته چند سالی است چون ساماندهی بوفه مدارس و تاکید بر عرضه خوراکیهای سالم به تاکیدی موکد تبدیل شده، بسیاری از بوفهها نیز در تنگنای عرضه قرار گرفتهاند و مضرها را از فهرست خود خط زدهاند، ولی آنها که هنوز جسورند و از اشتیاق دانشآموزان برای خوردن خوراکیهای مضر استفاده میکنند، در بساطشان همه چیز میفروشند.
گردانندگان بوفههای مدارس حتما دنبال سود بیشتر با کمترین زحمتاند که خوراکی مضر را عرضه میکنند یا دانششان اندک است و خوب و بد را از هم تشخیص نمیدهند یا شاید نظارتها بر آنها ناچیز است و حتما آموزشی نمیبینند که مضر و مغذی را از هم تشخیص دهند.
به هر حال گرچه قرار است بوفه مدارس به پایگاههای تغذیه سالم تبدیل شود، ولی همچنان بوفه برخی مدارس به قلب سلامت دانشآموزی تیر شلیک میکند، بوفهها میتوانند به جای تهدید، فرصت باشند. میتوانند دست به دست نظام سلامت دهند و مروج تغذیه سالم باشند. بوفهها حتی میتوانند فرهنگساز باشند و با اندکی خلاقیت و ابتکار، مدیریت ذائقه دانشآموزان را به دست بگیرند. غذاهای سنتی ما فرصت خوبی برای بوفههاست، غذاهایی که خانوادهها کمتر آن را میخورند و در حال حذف کردن آنها از فهرست برنامه غذاییشان هستند، مثل فرنی، انواع سوپ و آشها، انواع دمنوشها و شربتهای گیاهی که گران نیست و سالم است و با ذائقه ایرانی همخوان است.
شاید دانشآموزان ابتدا خواهان همان طعمهای آشنا، اما مضر و تنقلات بیخاصیت همیشگی باشند، اما ذائقه بتدریج عادت میکند (بویژه این که خوراکیهای خورده شده در جمعهای دوستانه خاطرهساز میشود و میل به خوردن را بالا میبرد). این نرمخویی از سوی بوفهها بهتر از بگیر و ببندهایی است که گاهی در برخی مدارس علیه خوراکیهای مضر اعمال میشود و ثمری هم ندارد.
حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....