معناگرایی درسینما یک

برنامه سینما یک که طی حدود 2 سال مدت پخش از شبکه یک سیما، به دلیل نمایش آثار مهم و معتبر سینمای معاصر توانسته محبوبیت زیادی در میان برنامه های تلویزیونی پیدا کند، حالا یکی از پرمخاطب ترین سینمایی های سیما به شمار می رود
کد خبر: ۶۹۵۴۹
و به دلیل جذابیت های عامی که فیلمهای معتبر پخش شده از این برنامه دارند، توانسته حتی از سینما 4که مدتهاست برای علاقه مندان به آثار برتر سینمای جهان پخش می شود، هم جذابیت بیشتری ایجاد کند و صد فیلم شبکه 3هم که بتازگی شروع به نمایش آثار برتر تاریخ سینما کرده است ، بعید به نظر می رسد به این زودی ها بتواند به مقبولیت سینما یک دست پیدا کند.
البته یکی از مهمترین دلایل پرمخاطب بودن این برنامه به زمان مناسب پخش آن (پنجشنبه شب) هم بر می گردد. سینما یک در هفته های گذشته اقدام به تقسیم بندی فیلمهایش براساس گونه آثار سینمایی کرد و در نخستین تقسیم بندی 3فیلم نه چندان مهم و معتبر، اما جذاب و دیدنی از سینمای مفهومی یا معناگرا را که مهمترین ویژگی شان ارتباط و اعتقاد به دنیای پس از مرگ و پرداختن به (super ego) من برتر یا وجدان انسان و توجه به جنبه های ماورا الطبیعه جهان است برای مخاطبانش نمایش می دهد.
در مجموع 3اثر برگزیده «چه رویاهایی که می آیند» (وینست وارد)،«سنجاقک» (تام شادیاک) و «مرگ جویان» (جوئل شوماخر) شباهتهای زیادی در ساختمان و ساختار با هم دارند که بررسی و تطبیق این شباهتها نتایجی در مورد چارچوب این گونه آثار در پی خواهد داشت.
از این میان 2فیلم نخست به لحاظ ساختمان و ساختار شباهتهای بسیاری با هم دارند. روایت در این ساختمان پس از شروع و رسیدن به پرده دوم با ورود به حیطه معناها ادامه پیدا می کند و جالب اینجاست که نوع شروع روایت در هر دو اثر به لحاظ ساختاری کاملا شبیه به هم است.
زن و مردی در هر دو داستان وجود دارند که 3نفر از آنها (جو و املی در سنجاقک و چارلی در چه رویاهایی که...) پزشک هستند و به واسطه شغلشان همواره با مساله مرگ و زندگی ارتباط مستقیم دارند و نفر چهارم (کریستی ) هم یک نقاش است که باز شغل و روحیه خلاق و آفرینشگر او (تبدیل مواد و ابزار مرده به دنیای زنده) در ارتباط با مفاهیم و روند حرکتی شخصیت اش قرار می گیرد.
شباهت دیگر در این دو اثر، حادثه است که جرقه ایجاد تقابل یا همسویی 2جهان را با یکدیگر ایجاد می کند و این حادثه با مرگ و خروج یکی از طرفین رابطه زناشویی از این دنیا اتفاق می افتد و پرداخت رابطه قوی و عاشقانه میان این زوجها زمینه را برای ایجاد ارتباطی متافیزیکی درباره دنیای پس از مرگ و جهان پیش از مرگ فراهم می کند. مساله سوم ابزارهای ایجاد ارتباط میان دو دنیاست که باز هم در رابطه با شغل و شخصیت آدمها اهمیت می یابد.
در «چه رویاهایی که...» این ابزار نقاشی است و نخستین ارتباطها میان دو جهان از طریق این ابزار خلاقه صورت می پذیرد. به هر حال نقاشی خلق جهانی است که از طریق ماده مصداق معنوی می یابد و در سنجاقک این ابزار بیمارانی هستند که تجربه بازگشت از مرگ را دارند و باز هم در رابطه با شغل شخصیت های اصلی داستان کار کرد پیدا می کنند.
این بیماران هم که به شکلی دیگر تجربه زندگی دوباره و ارتباط میان جهان واقعی و جهان معنا را به همراه دارند، ابزارهای بسیار موثر و زیبایی در کاربرد معنا و درگیر سازی مخاطب با داستان درونی فیلم دارند. در مرگ جویان هم که همه شخصیت های اصلی پزشک هستند، خودشان با اراده و تصمیم آگاهانه به ابزاری برای ارتباط با جهان معنا تبدیل می شوند.
مساله دیگر چالش آفرینی در ساختار فیلمنامه هاست که در هر 3 فیلم این چالش آفرینی از سطح بیرونی و محیط فیزیکی و مادی (این دنیایی) به سمت جهان معنوی ایجاد می شود و در بهترین شکل در روح و احساس مخاطبش تاثیر می گذارد. این بعد قضیه در پرده دوم و میانه داستان هر سه فیلم پرداخت شده است.
مورد دیگر مربوط به مبحث اصالت دادن به انسان (به عنوان جانشین خدا در زمین که در همه ادیان الهی وجود دارد) و طرح یک هدف به عنوان آماج بهره قهرمان داستان است که آن را می توان معادل مفهوم ایمان دانست.
در واقع تاکید برایمان که حاصل اصالت دادن به ذات انسان است ، پایان بندی «چه رویاهایی که...» را بنابر میل و خواسته معنوی قهرمان داستان عوض می کند و همین ایمان به عنوان یک هدف قهرمان «سنجاقک» را هم به مقصد می رساند، ضمن این که نیروی رسیدن به این ایمان هم در هر دو اثر مذکور عشقی است که ابتدا ریشه ای درونی بیرونی دارد و در نتیجه گیری شکلی کاملا مفهومی و درونی پیدا می کند.
علاوه بر اینها ویژگی مهم دیگر هر سه اثر این است که برابر ستیز (ضد قهرمان) به معنای کلاسیک آن در هیچکدام وجود ندارد و اگر چه خانم وکیل در سنجاقک تا اندازه ای رسیدن جو به مقصد را با تاخیر مواجه می کند و ضعف شخصیت کریستی و خودکشی اش در «چه رویاهایی...» هم باعث ایجاد چالش بر سر راه قهرمان می شود و پنهانکاری نیلسون در مرگ جویان برای مدتی گروه را علیه او می شوراند، ولی هیچ یک از این آدمها را نمی توان به عنوان ضد قهرمان معرفی کرد.
نکته دیگر محوریت شخصیت مردها در این 3فیلم است. در «چه رویاها...» مرد است که پس از مرگ ارتباط با دنیای مادی را ایجاد می کند و زن شکست خورده را که به جهنم رفته نجات می دهد. در سنجاقک هم اگر چه همسر جو می میرد؛ اما با اراده و ایمان اوست که داستان روایت می شود و پیش می رود و در نهایت در «مرگ جویان» نیلسون آغازگر و پایان دهنده دایره ساختمان اثر می شود و آن را شکل می دهد.
اما مشخصه مهمی که سنجاقک و مرگ جویان را از «رویاها» جدا کرده و ارزش بیشتری به آنها می بخشد، استفاده دراماتیک از ایجاد چالش بیشتر میان 2جهان است که با پنهان کردن نسبی رابطه مستقیم جهان معنا از تماشاگر محقق می شود (البته باز هم در مرگ جویان این اتفاق تا اندازه ای محسوس تر دیده می شود) درواقع نشان ندادن ابزار ناشناخته و مفهومی که سبب ایجاد جذابیت و درگیرسازی مخاطب با داستان فیلم می شود را می توان نقطه قوت این دو فیلم و بویژه سنجاقک دانست.
اما نمایش دنیای پس از مرگ در «رویاها...» بخش زیادی از معناهای مرموز و سری و جذاب فیلم را از آن می گیرد. کارگردان نیوزلندی «چه رویاها...» کارش را وارد فضای کاملا فانتزی ای می کند که به دلیل ناشناخته بودن ولی تصویر شدن آن ، جذابیتش را از دست می دهد. گرچه به لحاظ پرداخت سینمایی و بویژه زیباشناسی تصویری سکانس های زیبا و درخشانی در این فیلم وجود دارد ؛ اما نمایش مستقیم جهان ناشناخته به تماشاگر تاثیر قوی این دنیا در داستان را کاهش می دهد و درواقع میزان باورپذیری آن را نسبت به دو اثر دیگر کمتر می کند.
اما این باورپذیری در سنجاقک همواره در زیر متن و لایه های درونی روایت پنهان می ماند و حتی در پایان به زیبایی در یک سکانس فوق العاده و در عین حال شاعرانه و مفهومی و نمادین نتیجه گیری می شود.
به لحاظ ساختمان ، مرگ جویان ، تفاوت چشمگیری با 2فیلم دیگر دارد و شکل دایره وار روایت آن با روند تقریبا متهاتر روایت در دو فیلم دیگر کاملا قابل تفکیک است. اما در مجموع ساختار 3پرده ای معمول فیلمنامه سینمایی را می توان در هر سه فیلم بوضوح بررسی کرد.
اقدام شایسته سینما یک در شکل دادن به چنین روندی که امکان کنار هم قرار دادن و تطبیق و مقایسه آثار تقریبا مشابه را به بیننده می دهد و ضمنا بها دادن به گونه مهم سینمای معناگرا را که به ویژه در کشور ما مخاطبان بسیاری دارد، باید از محاسن این برنامه دانست.
سینما یک از هفته آینده آثار ژانر سینمای جنگ را برای علاقه مندان به این برنامه نمایش خواهد داد که فیلم «جوخه» الیور استون از شکاهکارهای این ژانر یکی از آنهاست.

مهدی نصیری
newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها