
»از امروز اگه ببینم کسی پشت سر ای دختر دری وری بگه و از ای حرفای خالهزنکی بزنه... دهنشو کاهگل میگیرم». این دیالوگ یادآور لهجه آبادانی حمید فرخنژاد در فیلم «عروس آتش» (خسرو سینایی) او در آن فیلم مردی سنتی و متعصب بود و طبعا برای درشتنمایی ویژگیهای نقشش باید با لهجه غلیظ جنوبی صحبت میکرد. در آن فیلم لهجه فرخ نژاد به برگ برنده بازیاش بدل شد و در فیلمهای بعدی چند بار دیگر از همین لهجه استفادهکرد.
فرخنژاد که از اهالی خونگرم آبادان است، چندی پیش گفته بود با بازی در فیلمهایی که به جنوب کشور مربوط میشود میخواهد دینش را به این منطقه ادا کند. «عروس آتش»، «شب واقعه» و ارتفاع پست، سه فیلمی است که این بازیگر در آنها با لهجه جنوبی سخن گفته است. هر سه فیلم ارتباط مضمونی با فرهنگ و آداب و رسوم جنوب کشور داشتند و در هر سه، مجموعهای از شخصیتها و بازیگران جنوبی نقشآفرینی کردهاند. با این حساب، لهجه شیرین فرخنژاد در حاشیه قرار نگرفته و در بده و بستان با دیگر بازیگران بهچشم آمده است. فرخنژاد با این سه کار سهم لهجه آبادانی و جنوبی را در کارهای نمایشی بیشتر کرد که این حرکت او رضایت همشهریانش را هم در پی داشت. تا پیش از فرخنژاد لهجه جنوبی بیشتر توسط «نصرالله رادش» در مجموعههای مختلف مثل روزگار جوانی و ساعت خوش اجرا میشد. رادش که بازیگری طناز بود هیچ گاه نتوانست با آهنگ خاص حرفزدنش به اندازه فرخنژاد مورد توجه قرار بگیرد. البته این نکته را هم باید در نظر بگیریم که فرخنژاد فقط متکی به یک لهجه خاص نیست و در مواقع لازم توانسته لهجههای دیگری را هم ادا کند. مثلا او در فیلم آتشکار با لهجهای شبیه «اصفهانی» صحبت کرد و در فیلمهای «چهارشنبه سوری»، بهرنگ ارغوان، دموکراسی تو روز روشن و... لهجهخاصی ندارد.
بازیگران غیرجنوبی گاهی برای بازی در فیلمهای دفاع مقدس که داستانش در جنوب کشور میگذرد با مشکل بزرگی به نام لهجه دست و پنجه نرم میکنند. برای اثبات این ادعا دیالوگهای باران کوثری، برزو ارجمند و حامد بهداد در فیلم «روز سوم» را به یاد بیاورید.
در فیلم دوئل نیز که پرخرجترین فیلم سینمای ایران محسوب میشود، مجموعهای از بازیگران توانمند مثل پرویز پرستویی، پژمان بازغی و پریوش نظریه نتوانستند از عهده اجرای لهجه بربیایند.