نمایش حقیقت باکمی شیرینی

فتحعلی اویسی ، تحصیلات تکمیلی سینما در رشته کارگردانی و بازیگری را در ایالت تگزاس به پایان برد و اوایل انقلاب به ایران برگشت.
کد خبر: ۵۸۳۷۸

حدود 30 سال از فعالیت حرفه ای خود را بنا بر رشته تحصیلی اش در صدا و سیما گذراند و جسته و گریخته نقشهای منفی را در فیلمهایی مانند سرب ، ناخدا خورشید و سربداران بخوبی ایفا کرد ، ولی به گفته خودش این نوع نقشها رضایت کاملش را فراهم نمی کرد ؛ چون معتقد است یک بازیگر هرچقدر نقشهای جدی و منفی را بهتر بازی کند نزد مردم منفورتر به نظر می رسد و به انتظار معجزه نشسته بود تا این که در اولین حضور موفق خود در مجموعه تلویزیونی بدون شرح توانست به آنچه در نظر داشت دست یابد.
فتحعلی اویسی یا همان آقای کاووسی یا همین منصور ملکی ، همان مرد بلند قامت 60 ساله ای است که از شرایط فعلی راضی است و می خواهد تمام نیرو و انرژی خود را صرف مردمی بکند که دوستشان دارد تا شاید لبخند رضایتی را بر لبان آنها ببیند و درست به همین دلیل بود که در یکی از روزهای ابری به پرسشهای ما پاسخ گفت.

باتوجه به 2 کاری که با مهدی مظلومی یعنی مجموعه تلویزیونی بدون شرح و کمربندها را ببندیم داشته اید ، نوع بازی خود را در این دو کار چطور ارزیابی می کنید؛

من هیچ تغییری نکرده ام یعنی بیننده ای که کارهای طنز تلویزیونی را دنبال می کند هیچ تفاوتی در نوع بازی من نه تنها با مهدی مظلومی ، بلکه با هیچ کارگردان دیگری احساس نکرده و از این به بعد نخواهد دید.

یعنی انتخاب این روش و یکدستی در ایفای نقش عمدی است؛

بله. اشاره درستی کردید. این تصمیم ، کاملا عمدی است. به نظر من هدف نهایی هر رسانه جذب مخاطب است و از آنجا که تلویزیون یک رسانه فراگیر است من دقیقا خواست و نیاز این جمعیت چند میلیونی را که هر شب خسته از کار به امید رفع خستگی پای گیرنده های خود می نشینند در نظر می گیرم و طبق خواست آنها این کاراکتر را اجرا می کنم.

نگران تکرار و به تیپ تبدیل شدن نیستید؛

این تیپ نگرانی همیشگی برای تمام بازیگران است ، اما در تمام طول فعالیت کاری خود سعی کرده ام به گونه ای عمل کنم که به یک تیپ شخصیتی تبدیل نشوم ، ضمن این که در حال حاضر هم تیپ خاصی به خود نگرفته ام ، بلکه خود فتحعلی اویسی است که در بدون شرح همه او را با نام کاووسی می شناسند و در کمربندها را ببندیم منصور ملکی صاحب یک آژانس هواپیمایی خصوصی است و تجربه شخصی نشان داده وقتی مردم نام سریالی یک شخص را می پذیرند و در کلام روزانه خود از آن استفاده می کنند با آن برنامه ارتباط خوبی برقرار کرده اند و همین برای من کافی است ، بنابراین دلیلی ندارد وقتی تماشاچی به همین صورت مرا پذیرفته تغییر رفتار دهم ؛ ولی اگر زمانی با افرادی که نماینده هایی از همین مردم هستند مواجه شوم و بگویند در سریال های متفاوت در حال تکرار خودم هستم قطعا فکر دیگری می کنم ، ولی هنوز این مساله پیش نیامده که بگویند ما از شخصیت خودتو خسته شده ایم ، حالا این نقش و کاراکتر را عوض کرد.

به باور مخاطب در پذیرفتن نقش اشاره کردید. با توجه به صحبت هایی که شد نگران این مساله نیستید که مخاطب باور کرده باشد که تیپ کارهای شما همان چیزی است که قبلا در بدون شرح دیده بود و حالا هم در مجموعه کمربندها را ببندیم در حال تکرار است؛

پس از 40 سال کار کردن در این عرصه به این نتیجه رسیدم که تماشاچی حقیقت را بیشتر دوست دارد و در نهایت همذات پنداری بیشتری نیز می کند و از آنجا که مخاطب هوشمندانه به همه چیز نگاه می کند و براساس دریافت های خود به قضاوت می نشیند، متوجه می شود کدام بازیگر در حال بازی نقش است و کدامیک به حقیقت درونی رسیده و غیر خودش را ارائه می کند و قطعا به دل هم می نشیند.

  • بازی نمی کنم بلکه سعی می کنم عین حقیقت را با کمی شیرینی به مخاطب ارائه کنم

  • معتقدم بازی نمی کنم بلکه سعی می کنم عین حقیقت را با کمی شیرینی به مخاطب ارائه کنم و می دانم حقیقت همیشه برنده است ، ولی در همه جای دنیا مرسوم است که متن و فیلمنامه تعیین کننده موضع بازیگر برابر نقش پیشنهادی است و این متن است که بازیگر را وامی دارد روی نقش فکر کند و بهترین راه را برای ارائه برگزیند و اگر تماشاگر پذیرفته باشد که کسی مثل کاپیتان همان کسی است که باید باشد ، به نظر من کاپیتان موفق شده است.

    تجربه کار در سینما و تلویزیون برای بسیاری از بازیگران این مساله را ایجاد کرده که پس از مدتی در قالب یک شخصیت به یک تیپ تبدیل می شوند و در فیلم یا سریال ، همان نقش را تکرار می کنند. در واقع موقعیت پیش بینی اتفاقات را در طول کار برای تماشاگر پیش می آورد.

    به نکته خوبی اشاره کردید. ممکن است در طولانی مدت این مشکلات به وجود آید، ولی من هنوز به این نقطه نرسیده ام و امیدوارم به این مرحله هم نرسم. ضمن این که فراموش نکنیم این قاعده روزگار است و ممکن است روزی برسد که کسی پیدا شود و بهتر از من ملکی و امثال آن را بازی کند و این را هم می دانم که با تغییر ذائقه مخاطب کاووسی و ملکی رنگ و روی کهنگی به خود می گیرند.

    ابتدای صحبت ها به وجود یک متن خوب به عنوان عاملی برای پیشرفت و تثبیت فیلم یا سریال بویژه در کارهای طنز اشاره کردید. متن سریال کمربندها را ببندیم در مقایسه با دیگر کارهایی که انجام داده اید چطور است؛

    همان طور که می دانید چند نویسنده جوان خوش ذوق روی هر یک از قسمتها با سرپرستی پیمان قاسم خانی کار می کنند که متن خوب ، متوسط و حتی رو به پایین هم نوشته اند. تجربه نشان داده متنی که خیلی خوب نوشته شده است هر یک از عوامل از جمله بازیگران را به شور واداشته و خلاقیت هنگام کار را به شکل عملی شکوفا کرده است. به نظر من یک متن خوب و تاثیرگذار بر ذهن مخاطب ، هویت مجموعه را نیز مشخص می کند ؛ بنابراین متن خوب در درست درآمدن کار بسیار موثر است و فکر می کنم متن کمربندها را ببندیم متن بدی نیست و تا حدودی راضی کننده است ، ولی می تواند بهتر از این هم باشد. ضمن این که تجدید کار با مهدی مظلومی آنقدر شیرین است که کار در مجموعه تلویزیونی های مظلومی جزو کارهای خوب و دوست داشتنی است.

    با ایفای نقش های طنز در چند سال اخیر ، به کارنامه مورد قبول تان در بازیگری رسیده اید؛

    پیش از این که به این پرسش پاسخ بدهم ، دوست دارم کمی به عقب برگردم. همیشه با مردم بودن و دوست داشتن آنها دغدغه دل و ذهنم بود که متاسفانه در سینما اسیر نقشهای منفی شده بودم و از آنجا که سینما و این حرفه را دوست داشتم با قبول نقشهای منفی در نظر مردم منفور جلوه می کردم که این مساله روح و روانم را دچار دوگانگی می کرد ، چون من آن آدمی نبودم که مردم در فیلمها می دیدند ، در نتیجه طی یک اتفاق تصمیم گرفتم ناخواسته از سینما و ایفای نقشهای منفی بیرون بیایم و منتظر یک معجزه بنشینم تا این که مجموعه بدون شرح پیشنهاد شد. وقتی فیلمنامه را خواندم احساس کردم به فضای ذهن و دل مردم نزدیک است ، چون برای اولین بار بود مردم به طور درست در یک مجموعه 100 قسمتی با محیطی به نام هفته نامه آشنا می شوند و از آنجا که خدا همیشه با ماست این کار هم با موفقیت انجام شد. در واقع بدون شرح نقطه عطفی در کارنامه حرفه ای من بود. این مجموعه فرصت خوبی را ایجاد کرد تا بتوانم قابلیت ها و توانایی در عرصه طنز را در معرض دید قرار دهم ، البته پس از کناره گیری از سینما جسته و گریخته کارهایی انجام می دادم ، ولی در بدون شرح ، به شکل روتین و روز پخش موقعیت مناسبی را فراهم کرد و خیلی راضی ام و باغچه مینو که در نوع خودش خوب بود. هنوز گرم بدون شرح بودیم که سر ضبط این کار رفتیم ، کمی با تعجیل همراه بود. این تعجیل هم به این دلیل بود که مردم می خواستند و سراغ می گرفتند که چرا بازی نمی کنم ، بنابراین احساس کردم به این نوع از برنامه ها نیاز دارند. در کل سریال ها را با تمام تلخی و شیرینی ها دوست دارم ، ضمن این که نباید فراموش کنم این مردم بودند که صبر و حوصله به خرج دادند و پای برنامه نشستند و این لطف خداوند است که باعث شد به شکل درست در خدمت مردمی باشم که دوستشان دارم و امیدوارم بیان این عشق و علاقه به مردم حمل برخودستایی نباشد.



    پریسا ساسانی
    newsQrCode
    ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

    نیازمندی ها