صدایی که دشمن را گول زد

تعجب کردیم که آنها چطور این همه کنسرو را یک شبه استفاده کرده و خوردند. وقتی نزدیک قوطی ها شدیم متوجه شدیم آنها نوعی نارنجک اند که ظاهری شبیه قوطی کنسرو دارند.
کد خبر: ۵۱۲۳۲۰

"حسن سماواتی" درباره درایت و زیرکی شهید سید "مجتبی هاشمی" فرمانده جنگ های نامنظم خاطره‌ای جالب روایت می‌کند که از این قرار است: ... آقا مجتبی جمع مان کرد و گفت:" امشب می خوام توی نخلستان لودر روشن کنم حواستون به عراقی ها باشه ببینید کجا می رند و جابجایی اونها رو زیر نظر بگیرید."

اول برایمان مشخص نبود هدف او از این کار چیست. اما فردای آن روز متوجه هدفش شدیم و به درایتش پی بردیم.

شب این کار را انجام داد و لودر را روشن کرد. وقتی لودر روشن می شود، صدایی شبیه صدای حرکت چند تانک تولید می کند. آقا با لودر زمین را شخم می زد. عراقی ها با شنیدن صدای لودر که برایشان غیرمنتظره بود، دستپاچه شدند و به خیال اینکه با تانک به طرفشان حمله ور شدیم، از پشت جاده خاکی ماهشهر – آبادان، به بیابان های ذوالفقاری تغییر مکان دادند و همان جا شروع به زدن خاکریز و ایجاد خط پدافندی کردند.

فردا صبح روی جاده خاکی ماهشهر – آبادان، تعداد زیادی قوطی کنسرو افتاده و سطح جاده را پوشانده بود. ابتدا تعجب کردیم که آنها چطور این همه کنسرو را یک شبه استفاده کرده و خوردند. وقتی نزدیک قوطی ها شدیم متوجه شدیم آنها نوعی نارنجک اند که ظاهری شبیه قوطی کنسرو دارند. خاصیت نارنجک ها این بود که بر اثر برخورد با هر شیئی بلافاصله منفجر می شد. البته نوار زردی بالای قوطی قرار داشت که در واقع ضامن نارنجک بود و با کشیدن آن نارنجک منفجر می شد.

دشمن آن شب با شنیدن صدای لودر که شبیه صدای حرکت چند تانک است، از ترس اینکه گرفتار شود، ضامن تمام نارنجک ها را کشیده و آنها را وسط راه گذاشته بود تا وقتی ما حمله می کنیم، بر اثر برخورد با نارنجک ها زمین گیر شویم و آنها زمان پیدا کنند خود را به نقطه امنی برسانند.

آقا آن شب با این حرکتش بدون کوچکترین درگیری دشمن را وادار به عقب نشینی کرد.(نوید شاهد)

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها