سناریوی فرار روی میز ترامپ
افشاگری‎های جدید رسانه‌ها از تقلای پنتاگون برای خروج از باتلاق جنگ ایران حکایت دارد

سناریوی فرار روی میز ترامپ

تناقض آشکار روبیو و ترامپ درباره اولویت بودجه نظامی و رفاهی در ایران و آمریکا

یک جنگ و دو هوا

روبیو
 اظهارات اخیر مارکو روبیو و دونالد ترامپ، اگر کنار یکدیگر قرار بگیرند، تصویری روشن از یک دوگانگی قدیمی در سیاست خارجی و داخلی آمریکا به دست می‌دهند؛ دوگانگی‌ای که در آن، هزینه‌کرد برای ارتش در کشورهای رقیب، نشانه بی‌توجهی به مردم معرفی می‌شود اما افزایش بودجه نظامی در داخل آمریکا با عنوان «ضرورت امنیت ملی» توجیه می‌شود.
کد خبر: ۱۵۶۳۱۰۲
 
مارکو روبیو، وزیر خارجه آمریکا، در اظهارنظری درباره ایران گفته بود: «تصور کنید اگر ایران به جای صرف میلیاردها دلار برای سلاح‌، آن پول را برای مردمش هزینه می‌کرد؛ آن وقت کشور بسیار متفاوتی داشت.» 
چنین استدلالی در نگاه اول منطقی به نظر می‌رسد: دولت‌ها باید منابع خود را صرف رفاه شهروندان کنند، نه مسابقه تسلیحاتی اما مشکل از جایی آغاز می‌شود که همین منطق درباره خود آمریکا به‌کار گرفته شود.
   یک سؤال ساده
چند روز پس از سخنان روبیو، دونالد ترامپ باردیگر بر ضرورت اختصاص منابع بیشتر به ارتش تأکید کرده و در روایت مطرح‌شده از سخنان او، تأمین مالی برنامه‌هایی مانند مراقبت از کودکان و مدیکید در برابر نیازهای نظامی در اولویت پایین‌تری قرار گرفته است.
این دو موضع، دست‌کم در ظاهر، یک تناقض سیاسی قابل توجه را شکل می‌دهد: روبیو از ایران می‌خواهد منابعش را از ارتش به سمت مردم منتقل کند اما دولت ترامپ همزمان از افزایش چشمگیر هزینه‌های نظامی آمریکا دفاع می‌کند؛ حتی در شرایطی که درباره کاهش یا محدود کردن برخی برنامه‌های اجتماعی و درمانی بحث می‌شود. به این معنا که او پول درمان مردم آمریکا را قطع کرده تا بودجه تنظامی را افزایش بدهد! 
اما همین‌جا پرسش اصلی مطرح می‌شود: اگر یک دولت می‌تواند برای امنیت خود میلیاردها دلار بیشتر هزینه کند، چرا دولت دیگری نباید دقیقا با همین استدلال درباره امنیت خود تصمیم بگیرد؟
   بودجه نظامی؛ وقتی عددها بزرگ‌تر می‌شوند
این تناقض صرفا یک بازی با کلمات نیست. بودجه پیشنهادی دولت ترامپ برای سال مالی ۲۰۲۷ افزایش بسیار بزرگی در هزینه‌های نظامی آمریکا درنظر گرفته است. تحلیل‌های منتشرشده درباره این بودجه از رقم حدود ۵/۱ تریلیون دلار برای هزینه‌های جنگی سخن می‌گویند؛ رقمی که همزمان با پیشنهاد کاهش قابل‌توجه برخی برنامه‌های داخلی مطرح شده است.
مرکز پیشرفت آمریکا نیز در بررسی این پیشنهاد بودجه نوشته است که دولت ترامپ خواستار افزایش حدود ۴۴۵ میلیارد دلاری هزینه‌های نظامی نسبت به سطح سال قبل شده؛ افزایشی که این مرکز آن را یکی از بزرگ‌ترین جهش‌های سالانه در دوران معاصر آمریکا توصیف کرده است. در همان طرح، کاهش یا حذف بخش‌هایی از برنامه‌های مربوط به مراقبت از کودکان، آموزش، بهداشت عمومی و دیگر خدمات اجتماعی پیشنهاد شده است.
بنابراین انتقاد اصلی منتقدان دولت ترامپ فقط این نیست که آمریکا پول زیادی برای ارتش خرج می‌کند. مسأله، اولویت‌بندی منابع است: چرا در شرایطی که گفته می‌شود دولت برای برخی خدمات اجتماعی با محدودیت منابع مواجه است، برای امور نظامی منابع تازه و بسیار بزرگ فراهم می‌شود؟
   همان استدلال اما از زاویه دیگر
سخنان روبیو درباره ایران زمانی بحث‌برانگیزتر می‌شود که بدانیم استدلال او دقیقا بر رابطه میان بودجه نظامی و رفاه مردم بنا شده است.
این استدلال می‌گوید منابع محدودند و هر دلار خرج‌شده برای موشک و سلاح، دلاری است که نمی‌تواند صرف رفاه عمومی شود.
اما همین گزاره درباره آمریکا نیز قابل طرح است. هر دلار اضافه‌ای که برای تسلیحات، کشتی‌های جنگی، سامانه‌های موشکی یا عملیات نظامی هزینه می‌شود، بالقوه می‌تواند در حوزه‌هایی مانند مراقبت از کودکان، درمان، آموزش، مسکن یا زیرساخت‌های عمومی هزینه شود.حتی در داخل آمریکا نیز منتقدان همین پرسش را مطرح کرده‌اند.
 
یکی از محورهای انتقاد به بودجه ترامپ این است که افزایش هزینه‌های دفاعی در کنار کاهش برنامه‌های داخلی، تصویری از اولویت‌گذاری نامتوازن ارائه می‌دهد.
   امنیت برای چه کسی؟
طبیعی است که آمریکا، مانند هر کشور دیگری، برای دفاع از خود بودجه نظامی داشته باشد. هیچ دولتی نمی‌تواند امنیت ملی را نادیده بگیرد. مسأله اما اندازه این هزینه‌ها و مقایسه آن با نیازهای داخلی است.
اگر استدلال واشنگتن این باشد که تهدیدهای خارجی آمریکا، افزایش بودجه نظامی را ضروری می‌کند، ایران نیز می‌تواند استدلال مشابهی درباره محیط امنیتی خود مطرح کند. اگر پاسخ آمریکا این باشد که ایران نباید برای مقابله با تهدیدها چنین هزینه‌هایی انجام دهد، سؤال بعدی این است که چرا همان معیار درباره آمریکا اجرا نمی‌شود؟
این همان نقطه‌ای است که سخنان روبیو و ترامپ در کنار یکدیگر معنای سیاسی پیدا می‌کنند.
   دو معیار برای یک مسأله واحد
مسأله بر سر این نیست که ایران یا آمریکا باید بودجه نظامی داشته باشند یا نه. مسأله بر سر معیاری است که برای قضاوت درباره هزینه‌های دیگران و هزینه‌های خودمان به‌کار می‌بریم.
در سیاست بین‌الملل، این دوگانگی چیز تازه‌ای نیست. قدرت‌های بزرگ معمولا هزینه‌های نظامی خود را با «امنیت» توضیح می‌دهند و هزینه‌های نظامی رقیب را با «بی‌توجهی به مردم» اما مشکل زمانی آشکار می‌شود که شهروندان، در هر دو سوی این معادله، با یک سؤال مشترک روبه‌رو شوند: اگر پولی برای رفاه وجود ندارد، چرا همیشه برای جنگ و سلاح وجود دارد؟
این پرسش، شاید بیش از هر چیز، تناقض میان شعارهای اخلاقی سیاست خارجی آمریکا و اولویت‌های بودجه‌ای آن را برجسته می‌کند؛ تناقضی که سخنان روبیو درباره ایران و مواضع ترامپ درباره بودجه نظامی آمریکا، آن را به شکلی کم‌سابقه در کنار هم قرار داده است.
newsQrCode
ارسال نظرات

نیازمندی ها