حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....
کم نیستند کسانی که هنوز برخی رادیوهای تازهتاسیس را که حتی چند سالی نیز از راهاندازی آنها میگذرد، بخوبی نمیشناسند.
گرچه استفاده از بیلبورد و دیگر تبلیغات محیطی و حتی زیرنویسهای تبلیغی، بویژه در برنامههای پربیننده تلویزیون مانند فیلمها و سریالها میتواند مخاطبان بالقوه رادیو را با نام و فرکانس ایستگاههای مختلف آشنا کند و حداقل در لحظاتی کوتاه، آنها را شنونده برنامههای مختلف ایستگاه بسازد اما نمیتواند شنوندگان وفادار برای آنها به ارمغان بیاورد و زمینه مشارکت مؤثر مخاطبان را در برنامهها فراهم کند.
باید به انجام مناسب طرحهایی مانند راهاندازی باشگاه یا کانون شنوندگان رادیو توجه جدی کرد و زمینه عملی اجرای آن را فراهم کرد.
رادیو باید به میان مردم برود و در متن جامعه به برنامهسازی بپردازد تا بتواند بدرستی دریابد مخاطبان مورد نظر یا هدف هر ایستگاه، فارغ از آنچه ادعا میشود چه گروه یا گروههایی در جامعه هستند و آنچه دیده میشود، تا چه اندازه هماهنگ یا ناهماهنگ با تصوری است که در ذهن برنامهریزان وجود دارد.
براساس این شناخت است که میتوانیم به معنای حقیقی کلمه در تعامل با مخاطبان باشیم و زمینههای مشارکت موثر آنها را فراهم کنیم و به صورت مستمر به اصلاح و تجدیدنظر در برنامههای خود بپردازیم و اثرگذارتر در صحنه رقابتهای رسانهای ظاهر شویم و با ایجاد آشنایی، هم اعتبار رسانه را افزایش دهیم و هم اعتماد مخاطبان را به خود جلب کنیم.
برنامهریزان و برنامهسازان نباید خود را تنها در استودیوهای تولید و پخش محصور کنند و تنها به ارائه اطلاعات به مخاطبی که شنونده برنامههای ما میشود، بپردازند باید به مشارکت مخاطبان در برنامههای خود بیندیشیم و به آن اعتقاد داشته باشیم و در این راه، به ارائه تدبیر مناسب بپردازیم البته نشانههای امیدوارکننده نیز در این میان دیده میشود.
کم و بیش که به فعالیتهای تبلیغی رادیوهای مختلف نگاه میکنیم، میبینیم در مناسبتهای مختلف دینی و ملی و نمایشگاههای گوناگون ملی و حتی بینالمللی، بیشتر رادیوها با استودیو و واحد سیار حضور پیدا میکنند.
البته این را ناگفته نباید گذاشت که اثرگذاری و در نتیجه کارآمدی این فعالیتها نیازمند طراحی راهبرد مناسب در عرصه تبلیغات ایستگاهی است.
در مجموع برای اینکه به حفظ و جذب مخاطبان دست پیدا کنیم، باید ابتدا خود را بدرستی معرفی کنیم و با شناخت مناسب از آنچه در اختیار داریم، به میان جامعه برویم و با جلب توجه مخاطبان موردنظر، زمینههای تعامل و مشارکت جدی آنها در برنامهها را فراهم کنیم.
اما آیا استودیوگریزی و حضور بیواسطه رادیو در جامعه میتواند به خودی خود راهحلی مناسب باشد و به این هدف مهم جامه عمل بپوشاند؟
پیتر استوارت، برنامهساز کهنهکار انگلیسی، به این پرسش اساسی در فصلی از کتاب خود که با عنوان «مهارتهای ضروری برای رادیو» ترجمه و روانه بازار نشر شده است، پاسخ میدهد.
استوارت ابتدا به خوانندگان یادآوری میکند: پخش بیرونی رادیو در حقیقت پخش برنامههای رادیو از مکانی غیر از استودیوست. در این موقعیت، هر ایستگاه ممکن است تصمیم بگیرد برخی برنامههای خارج از استودیو را پوشش خبری دهد و در آنجا با برگزارکنندگان روی سن، صحبت و با شرکتکنندگان گفتوگو کند و حتی در آنجا به برنامهسازی بپردازد.
اجرای برنامه با واحد سیار زمانی ضرورت پیدا میکند که ایستگاه با رخدادی مواجه میشود که برای مخاطبان مورد نظر و در اصطلاح مخاطبان هدف، مهم و سرگرمکننده است... البته تمام بخشهای اینگونه برنامهها قابل پخش نیستند؛ چراکه مجریان به طور معمول برای تماشاگران حاضر در محل، برنامه اجرا میکنند و تنها به اجرای برنامه برای شنوندگانی که ممکن است در راه، منزل یا محل کار باشند، نمیپردازند.
برنامهساز کهنهکار بر این اعتقاد است که پخش برنامهها از خارج استودیو یا همان استودیوگریزی رادیو میتواند در نهایت منجر به آن شود که:
ـ ایستگاه هر چه بیشتر در میان مردم ظاهر شود و چهره مناسب از خود ارائه دهد.
ـ در ملاقات چهره به چهره و حضوری با مردم، زمینه آشنایی با مخاطبان مورد نظر، فراهم شود و در ادامه، امکان جذب مخاطبان جدید و برقراری رابطه مستحکم با مخاطبان فعلی که همواره باید در دستور کار باشد، به صورت موثر حاصل شود.
ـ به مردم و بویژه شنوندگان همیشگی ایستگاه کمک شود تا برنامهسازان و بخصوص گویندگان و مجریان مورد علاقه خود را از نزدیک ببینند و تنها صدای آنها را نشنوند.
ـ مخاطبان به شنوندگان علاقهمند تبدیل شوند یا حداقل، لحظاتی بیشتر از گذشته را به شنیدن و حتی گوشدادن به برنامههای ایستگاه اختصاص دهند.
ـ شناخت عمومی به آرم یا نشان ایستگاه، ایجاد شده، حتی این شناخت تقویت شود.
ـ در صورتی که برای حضور در برنامه مبلغی پرداخت میشود، درآمدی مناسب عاید ایستگاه شود.
مدرس نامدار رادیو به برنامهریزان هر ایستگاه پیشنهاد میکند پیش از هر اقدام در اینباره به این پرسشها، پاسخی صریح و شفاف دهند که:
ـ آیا طراحی و اجرای برنامههای خارج از استودیو به تغییری در جایگاه و موقعیت ایستگاه منجر میشود و اعتبار ایستگاه را نزد مخاطبان افزایش میدهد؟ البته لازم است هر ایستگاه در رخدادهای مورد علاقه با برنامههای متنوع حضور داشته باشد، اما نه فقط در رخدادهای بزرگ همراه واحد سیار؛ چراکه گاهی اوقات حضور یک گزارشگر البته حرفهای در رخدادهای بظاهر کوچکتر و عادی مانند نمایشگاهها و رخدادهای محلی میتواند به مراتب از حضور در رخدادهای بزرگ موثرتر باشد.
ـ آیا این برنامهها اعتبار آرم یا نشان ایستگاه را ارتقا میدهند و با حفظ مخاطبان فعلی، مخاطبان جدید را جذب کرده و شنونده برنامههای آن میکنند؟
ـ آیا با پخش این برنامهها، دیگر برنامههای ایستگاه هم با اقبال مخاطبان مواجه میشوند و اعتماد به ایستگاه و محبوبیت برنامههای آن افزایش مییابد؟
ـ آیا میتوان تماشاگرانی بسیاری را متوجه این برنامهها متوجه کرد و پای برنامهها کشاند و آنها را به مبلغان برنامههای ایستگاه تبدیل کرد؟
ـ تا چه اندازه میتوان از مجریان مسلط و مشهور در اجرای برنامهها استفاده کرد و از مهمانان مشهور، بویژه خوانندگان و ستارگان سینما و تلویزیون در اجرای برنامهها کمک گرفت تا برنامهای بهتر به تماشاگران و شنوندگان ارائه شود؟
ـ آیا حضور بیواسطه ایستگاه، به افزایش سطح انتظار مخاطبان منجر میشود؟ ممکن است برخی مخاطبان فعلی که اکنون شنونده برنامههای ایستگاه هستند، برنامهسازان و بویژه گویندگان و مجریان محبوب خود را برای نخستین بار ببینند. آیا میتوان به انتظار آنها پاسخ مناسب داد و در تهیه و تولید برنامهها، رضایت آنها را به دست آورد و حتی در مقایسه با گذشته افزایش داد؟
استوارت با طرح این پرسشها، از برنامهریزان و حتی برنامهسازان رادیو میخواهد صریح و شفاف به آنها پاسخ دهند و پس از آن، کار خود را آغاز کنند.
برنامهریزان صدای جمهوری اسلامی نیز باید به این پرسشها پاسخ دهند و صریح و شفاف به جنبههای مختلف این پدیده که میتواند به حفظ و جذب بیش از پیش مخاطبان منجر شود، بنگرند بویژه آنها که بیش از دیگر همتایان خود دغدغه استودیوگریزی دارند و به دنبال گسترش هرچه بیشتر آن در ایستگاههای خود هستند.
آیا اکنون اینگونه است و آیا استودیوگریزی برخی ایستگاهها خود به مخاطبگریزی نمیانجامد؟
این پرسش و دیگر پرسشهایی از این دست، همواره باید در کانون توجه برنامهریزان و حتی برنامهسازان باشد که اگر چنین باشد، آنها را از افتادن به ورطه ظاهربینیها و سطحینگریها که گاه هیچ باطن و عمقی ندارد، در امان نگاه میدارد و به نگاه و رفتار حرفهای در مسیر اتخاذ تدابیر متوجه میسازد که حفظ و جذب مخاطبان از راهی جز این نمیگذرد! (جام جم - ضمیمه قاب کوچک)
محمدرضا مانیفر
حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....