تاول زندگی؛ تبسم داشت
شطی از آفتاب در چشمش
تا دم واپسین تلاطم داشت
با دهان سپیده میخندید
او که با سوختن تفاهم داشت
یاد باد آن همیشه بارانی
آسمانی که بوی گندم داشت
محمود اکرامیفر
راه
بیهوده
معطل ماشینها نباش
راه این خانه از دریاست
دلت را جمع کن و برگرد!
طوفان آنقدرها که میگویند
ترس ندارد
گاهی زیباترین بارانها
از سیاهترین ابرها میآید
سینا علیمحمدی
رئیس سندیکای مواد دارویی:
در گفتوگو با جامجم آنلاین مطرح شد