گزارشی از یک روز کاری در شبکه خبر خبرآمد، خبر بد

ساعت 8 بامداد، پس از هماهنگی های انجام شده برای تهیه گزارشی از فعالیت های شبکه خبر، در سالن انتظار شبکه نشسته ام. دقایقی هست که کنار مسوول تهیه کنندگان و منشیان صحنه استودیوی خبر
کد خبر: ۳۴۳۸۶
و مسوول دفتر مدیرکل اطلاعات و اخبار نشسته ام و حالا منتظرم تا با پایان مکالمات متعدد تلفنی وی ، فرصتی برای طرح سوالهایم پیدا کنم.
سوالهایی که پیچیده نیستند، ولی گمان می کنم پاسخهای سر راست و ساده ای داشته باشند؛ هر چه باشد یک خبر نگار معنای لحظه مواجهه با خبر را می داند.
لحظه ای که خبر می آید. خبر بد.


تعداد اندکی از آدمها پشت میز نشسته اند و از خستگی کار مداوم چند روزه ، گاه خمیازه می کشند. تعداد بیشتری اما، در حال حرکت هستند.
مکالماتی اغلب کوتاه ، بر زبان آنها جاری می شود و با دستهایشان نوارهای ویدئو، کاغذ، روزنامه و... جابجا می گردد. در هر عبور و مرور، در تحریریه باز می شود و سرمای مطبوعی به داخل می خزد. تلویزیون از نیاز مردم به پتو و چادر خبر می دهد.
سگ های تربیت شده همچنان به دنبال مردم در زیر آوار، پوزه به خاک می کشند و هوا سرد است اینها را خبرنگار اعزامی شبکه خبر می گوید «محسن جاور» در یک فرصت کوتاه که چند تلفن روی میزش سکوت می کنند، از فعالیت سه شیفت کاری در شبکه خبر با همکاری 40 تهیه کننده و تعداد زیادی خبرنگار خبر می دهد و می گوید:
« 4خبرنگار در سطح شهر، 1نفر در ریاست جمهوری ، 2 نفر در فرودگاه ، 1 نفر در هلال احمر، 1 نفر در سازمان انتقال خون ، 1 نفر در حسینیه ارشاد، 2 خبرنگار در بیمارستان های مختلف ، 1 نفر در مسجد النبی (ص) و در وزارت کشور و امور خارجه نیز هر کدام 1 نفر، اخبار رویدادها را پوشش می دهند و حدود 70 خبرنگار نیز در بم مستقر هستند».
تلفن دیگری این مکالمه را قطع می کند: «رفت وآمد در جاده بم کرمان به کندی صورت می گیرد و این مساله احتمالا اعزام واحد (SNG) را با مشکل مواجه خواهد کرد.»
به صفحه تلویزیون نگاه می کنم: برنامه «صبح و خبر» میهمان تازه ای را به گفتگو کشانده است: دکتر اکبری معاون سلامت و بهداشت وزارت درمان... هوای بم سرد است.
اما هوای متبوع اینجا پلکهایم را سنگین کرده است... «واله نعمتیان»، سردبیر جوان بخش «اخبار زیرنویس» و یکی از گویندگان شبکه خبر، از اولین افرادی است که از وقوع زلزله بم آگاه شد.

khabar4

او مشهدی است و هنگام صحبت درباره زلزله جمعه ، اشاره ها و کنایه هایی به زلزله گذشته در قائن می کند و از یادآوری آن رویداد که بخش هایی از آن را به خاطر می آورد، متاثر می شود.
نعمتیان به عنوان سردبیر صبحگاهی بخش «اخبار زیرنویس»، هر روز صبح کار خود را پشت میزی سبزرنگ ، با همکاری دو دبیر و یک ویراستار آغاز می کند.
صبح روز جمعه او ساعت 30/6 با نیم ساعت تاخیر پشت میز کارش حاضر شد. ساعت 37/6 خبرگزاری جمهوری اسلامی ایران خبر زلزله را مخابره می کند:
«زلزله ای به قدرت 3/6 ریشتر حوالی بم و اطراف آن را لرزاند.
این خبر سه دقیقه بعد روی زیرنویس های خبری شبکه اعلام می شود. پس از آن تماس های تلفنی با مراکز مختلف آغاز می شود.
با کرمان تماس می گیرند اما کسی از ماجرا اطلاعی ندارد. برق ، آب و تلفن قطع شده است و تنها ارتباط بی سیمی مسیر است. کم کم با گذشت زمان ، جزییات بیشتری از این ماجرا مشخص می شود.
نعمتیان پوششی سراسر تیره به تن کرده است. مانند دیگر همکارانش که هریک بخشی از لباس خود را از میان رنگهای تیره گزینش کرده اند. از او درباره خاطرات تلخ و شیرینش در این مدت می پرسم.
تلخ ترین خاطره اش درباره اعلام اولین تعداد کشته ها بود که رقمی بیش از 25 هزار نفر بود. اما خاطرات شیرین او متعدد است: سازمان انتقال خون ، اطلاعیه ای صادر کرد و به مردم گفت که دیگر نیازی به خون ندارد؛ از اسکاتلند شخصی تماس گرفت و شماره حسابی برای واریز کردن پول می خواست ، دختر 15 ساله ای تماس گرفت و پرسید: آیا می توانم یکی از اعضای بدنم - کلیه ام- را به زلزله زدگان اهدا کنم؛ و...
پایان گفتگوی من و نعمتیان به ارگ بم منتهی می شود: «من فارغ التحصیل میراث فرهنگی هستم. چند ماه قبل بازدیدی از ارگ بم داشتم و وقتی شنیدم ارگ خراب شد. گریه کردم.»

خبرهای بدکم کم می آیند

«اولین تصاویر مربوط به زلزله بم ، حدود ساعت 11 از طرف مرکز کرمان ارسال شد. از تصاویر ارسالی مشخص بود که خبرنگار دستپاچه است.
آنها اقوامی در بم داشتند و به علت شدت زلزله ، به شدت تحت تاثیر قرار گرفته بودند. در تصاویر هوایی که از شهر ارسال شد هم فقط نخلستان ها مشخص بود.
به مرور، خبر تخریب ارگ که آمد بهت و حیرت ما هم بیشتر شد.» «علیرضا جلالی موغاری» یکی از تهیه کنندگان شبکه خبر که در روز جمعه هم در شبکه خبر حاضر بوده ، این توضیحات را بیان می کند.
روبه روی من روی کاناپه ای سبزرنگ نشسته و در فاصله پاسخ به سوال هایم ، جرعه ای از چای تلخش را می خورد. به سیاست خاص شبکه اشاره می کند و می گوید: «تاکید مدیران شبکه این بود که باتوجه به وقوع حادثه در روز جمعه که روز استراحت مردم است ، کمتر تصویری پخش کنیم که بیننده متاثر شود.
البته تا 7، 8 ساعت اول پس از وقوع ماجرا از لحاظ تصویری دچار مشکل بودیم ، اما با استقرار واحد (SNG)در این شهرستان ، به مرور تصاویر بکر خوبی به دستمان رسید.
این تصاویر بر روی ما هم تاثیر می گذاشت. ما را متاثر می کرد و پس از برقراری رابطه حسی با این تصاویر، عمق فاجعه در ذره ذره بدن ما نفوذ می کرد. بعضی از بچه ها به گریه می افتادند.

khabar2

یکی از بچه ها در همین تصاویر دایی خود را در حال مرگ دید و...» «جلالی» با ریشی نامرتب که نتیجه دوری چند روزه از وسایل اصلاح است ، در ادامه صحبت هایش به تصویری تکان دهنده اشاره می کند که از میان تصاویر تلخ زلزله ، بیشتر در ذهن او باقی مانده است: «لحظاتی بعد از حادثه ، فردی زخمی که از زیر آوار نجات پیدا کرده ، از طریق هواپیما در حال انتقال به تهران است اما در میانه راه ، از روی صندلی هواپیما می افتد و فوت می کند.»
او در پایان صحبت هایش به نکته خاصی درباره بازتاب پوشش خبری شبکه خبر در دنیا اشاره می کند: «شبکه خبر اولین شبکه ای بود که تصاویر مربوط به این زلزله را به دنیا مخابره کرد و حتی جشنهای کریسمس را نیز تحت تاثیر این رویداد غم انگیز قرار داد.
تصاویر ما از سوی شبکه های مختلفی استفاده شد. در این میان شبکه C.N.N نیز گاهی از تصاویر ارسالی ما، به مدت 2، 3 دقیقه استفاده می کرد، اما در چند نوبت ، بین 6 تا 7ساعت تصاویر ما را بدون حذف آرم و لوگوی شبکه خبر پخش می کرد و تنها یک مترجم ، صحبتهای گوینده یا گزارشگر ایرانی را به انگلیسی ترجمه می کرد.

روز جمعه ، ساعت 13، پخش اولین تصاویر از شبکه خبر

سردبیر جوان بخش بامدادی شبکه خبر، معتقد است در واقعه زلزله بم مدیران جوان ، بسیار زودتر از مدیران دیگر از واقعه مطلع شده و به میدان آمدند.
مهدی احمدی فر پس از بیان این جمله فهرستی از افراد و مراکزی که روز جمعه با آنها تماس گرفته شده و آنها از وقوع چنین حادثه ای ابراز بی اطلاعی کردند را ارائه می دهد، اما مرا از نوشتن نام این افراد و این ستادها منع می کند.
گروه خبری او، روز جمعه در ساعت 13 اولین تصاویر مربوط به واقعه زلزله بم را پخش کردند. احمدی فر می گوید: «طبق تجربه های قبلی و طی بروز رویدادهای خاص در چند سال اخیر همچون: حمله امریکا و انگلیس به عراق ، حادثه یازده سپتامبر و موارد دیگر در این مقطع نیز در شبکه ستاد بحران تشکیل شد.
پس از آن ، همه خبرنگاران بسیج شدند و به همه جا زنگ زدند. طی این تماسها به مرور بخش زیادی از مسوولان دستگاه های مسوول در این واقعه ، از وقوع زلزله آگاه شدند و به این ترتیب ، شبکه خبر به منبع اصلی اطلاع رسانی تبدیل شد.
می پرسم: «مهمترین مساله در زمینه اطلاع رسانی درباره این واقعه چه بود؛» پاسخ می دهد: «همه تلاش ما این بود تا با توجه به وقوع حادثه در ایران ، اولین منبع خبری این رویداد برای سایر رسانه ها باشیم.
به همین خاطر هر نیم ساعت یک بار با مرکز کرمان تماس می گرفتیم. مدیر خبر مرکز کرمان ، ساعت 9 صبح همان روز، راهی بم شد.
در آن جا فقط یک نفر مانده بود که از این حادثه بشدت متاثر شده بود. با راهنمایی و هدایت ما، کم کم او و همکاران باقی مانده اش ، بر اعصاب خود مسلط شدند و بعد از ارتباط مستقیم با استودیوی کرمان زمان انتظار برای دریافت خبر به صفر رسید».

این روزها، سکوت در رژی معنا ندارد

هنگام ورود به استودیوی خبر، روی در جمله ای جلب توجه می کند: «رعایت سکوت یعنی احترام به حق همکاران رژی».
اما با ورود به این اتاق که وسایل و دستگاه های الکترونیکی آن در محاصره بیش از 15 نفر از همکاران پخش است ، مشخص می شود که «سکوت» کالای نایابی در این محل است.
همراه کلمات تخصصی همچون: پلی بک ، شات و اصلاحات فنی دیگر، صدای مکالمات تلفنی با خبرنگاران شبکه خبر در بم و سایر نقاط، حتی برای یک لحظه متوقف نمی شود.
سردبیر ارشد با لهجه ای مشهدی با سردبیر اخبار محمد بابایی در حال گفتگو است. سردبیر نیز در لابه لای پاسخ به سوال های او، با گوینده خبر به وسیله بی سیم گفتگو می کند.
لحظاتی بعد، اردشیر زابلی زاده ، مدیر شبکه خبر از راه می رسد و به رتق و فتق اوضاع می پردازد. طی سالهای گذشته ، با وقوع بحران هایی همچون: جنگ امریکا و متحدانش با عراق ، سیل استان گلستان ، زلزله قزوین ، حادثه یازده سپتامبر، حمله امریکا به افغانستان و... بخش های مختلف تنها شبکه خبری ایران ، به پختگی لازم برای پوشش رویدادهای این گونه رسیده اند.
در حال حاضر نیز در وضعیت فعلی ، با همکاری سه بخش خبر کوتاه ، خبر زیرنویس و خبر مشروح ، تقریبا تمام اخبار تولیدی شده و این اخبار به فاصله کوتاهی پس از تایید سردبیران ، پخش می شود.

چشمان خیس همه مردم

در حالی که جنب و جوش بعدازظهر در شبکه خبر لحظه ای قطع نمی شود آنجا را ترک می کنم. شیفت کاری در حال تغییر است . همکاران شیفت قبل ، کار را به گروه تازه نفس دیگری تحویل می دهند.
تصویر زلزله بم ، هنگامی که سوار بر تاکسی ، مسیر جام جم تا میرداماد را طی می کنم ، در پس زمینه برج های مغرور و مرتفع شمال شهر، با تخیلاتم آمیخته می شود و...
فعلا 25 هزار نفر کشته شده اند، چشمان همه مردم خیس از اشک است.
رضا استادی
ostadi@jamejamdaily.net

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها