حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....
به گزارش فارس، در جلسه نقد و بررسی مجموعه تلویزیونی «به کجا چنین شتابان» که چندی قبل با حضور حسن عباسی، مسعود فراستی، ابوالقاسم طالبی و با اجرای محمدجعفر خسروی در شبکه تهران برگزار شد، مسعود فراستی در بررسی این سریال گفت: من اول به اثر نگاه میکنم بعد به صاحب اثر. در سینمای ایران بحث تئوری مؤلف که از لحاظ متد درست است، خیلی وارد نیست و ما را گمراه میکند و نقد اثر صحیحتر از نقد موثر است و از اثر به موثر رسیدن خیلی بهتر است گاهی هم نمیرسیم چون موثر قبل از رسیدن به اثر تمام میشود.
وی افزود: خوشبختانه ما اینجا با چنین اثری مواجه نیستیم. کار از نظر سینمایی کار خوبی است. نه به دلیل نشان دادن حب دنیا و نقد آن. بلکه حرف دهنش را میفهمد و میتواند با این مدیوم حرفش را بزند. گاهی حرف بیشتر از فرم است ولی اساس سریال که کارگردان موفق شده؛ این است که با مدیوم تلویزیون سعی میکند شعارها را در دل قصه بیاورد.
وی ادامه داد: من برای اولین بار بعد از خیلی وقت در این سریال یک خانواده دیدم که آدمهایش را میشناختم و احساس کردم میتوانم به آنها نزدیک بشوم که اصلا کار کوچکی نیست. خیلیها حرفهای بزرگتری دارند که نمیتوانند آن را عرضه کنند اما این سریال حرفهایش را به من باوراند. شعارها را کنار زد. من کاملا با ریتم این سریال تا قسمت 20موافقم. آنجا که طالبی عجله نمیکند، دو نگاه به من میدهد. یک نگاه پدر به پسر، یک نگاه پدر به لانگ شات و پدر به خود. این خیلی چیز زیادی است و فقدان آن جزو آسیبهای ما در سریال سازی است.
ما فکر میکنیم با ارائه یک مفهوم دینی کار را تمام کردهایم، در حالی که اصلا این طور نیست و کار تمام نشده است، بلکه تازه شروع شده است. این که شما موضوعی را انتخاب کردهاید که میتواند مورد علاقه خیلیها باشد و تازه کار شروع شده است.
این منتقد سینما و تلویزیون تصریح کرد: بعد که اثر روی مخاطب عادی کار کرد، به دنبال مؤثر آن میگردد. خود این اثر کمک میکند تا آثار دیگر را نگاه کنم و به آن علاقهمند شوم. مثل خواندن یک شعر که باعث میشود تا به شاعر علاقهمند شویم.
وی با عنوان اینکه من فکر میکنم که سریال «به کجا چنین شتابان» یک اثر شخصی نیست، تصریح کرد: ما دوستان فیلمسازان بعد از انقلابی و بچههای معتقد دست به دوربین گرایش بسیار خطرناکی درمان موجود بود و هست که در این سریال نیست. آن گرایش هم این است که من محتواگرا هستم. اما خوشبختانه این سریال محتواگرا نیست. این واژه غلط است و وقتی این حرف را میزنیم، یعنی داریم به فرم بیاعتنایی میکنیم و آن را از محتوا جدا میکنیم و برای خودمان تشخص بیخود قائلیم و تمام ضعفهای بیانی خود را پشت آن پنهان میکنیم و برای خود امتیاز قائل میشویم. میخواهی حرفهای مهمی بزنی ولی هیچ کدام به من مخاطب منتقل میشود.
فرم و محتوا دو قطب یک رابطه دیالکتیکی است. بدون فرم محتوایی وجود ندارد و محتوا از دل فرم بیرون میآید. فرم اجازه میدهد موضوع به محتوا ارتقاء پیدا کند. به اندازهای که بلدیم، حرف بزنیم میتوانیم حرف بزنیم و به اندازهای که فرم بلدیم میتوانیم به محتوا برسیم. اگر این مساله جا بیافتد خیلی از مسائل حل میشود.
وی تصریح کرد: ما در سی سال اخیر هرگز بحث فرم دینی نکردهایم و مدام بحث موضوع دینی داشتهایم. مدام بحث ما سینمای دینی، معناگرا، فاخر و غیره بوده است و عنوان این مسائل جرأت میخواهد. ریتمی که من و عباسی در «لاست» میپسندیم ربطی به ما دارد یا خیر؟ ما باید بگردیم تا ریتم خود را بیابیم. بگردیم ببینیم قاب ما چه است؟ ژاپنیها گشتهاند و قاب و حرکت دوربین خود را پیدا کردهاند. ولی ما در بحث فرم به شدت کم کار کردهایم و روی فرم کار نکردهایم. اگر چیزی یاد گرفتهایم که طالبی یاد گرفته، جان کندن بوده است و کسی کمکش نکرده است.
وی در ادامه نقد مجموعه «به کجا چنین شتابان» اظهارداشت: قدرت قضیه در این است که نمیخواهد خود و حرفهای مهماش را به رخ بکشد. من در این سریال دیدم که زندگی یک خانواده متوسط پای بند به سنتها تصویر میشود. ضمن اینکه من با ریتم کند سریال موافقم. ما قصه را میگوییم و آدمها از دل قصه بیرون میآیند. فضا از دل قصه بیرون آمده است. منهای تیتراژ که خوب است ولی جایش در قسمت اول نیست. این تتیراژ این اشتباه را در من ایجاد میکند که فردی که در قسمت اول مرده، آن آدم داخل تیتراژ نیست و بیخودی گیج میشوم.به نظر من کار تدوین گر این سریال نزدیک به فوقالعاده است. طالبی و سریال او را درست فهمیده و با دوست داشتن و دانش کار را انجام داده است.
وی گفت: گریم عزیز خانوم در سریال خوب نیست و به باورپذیری ما آسیب میرساند و بازی علی عمرانی نزدیک به فوقالعاده است.
حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....