حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....
در حالیکه اکنون بی مجامله و بدون هیچ شعاری باید اذعان کرد صدای پای دگرگونی در هنر انیمیشن ایران به گوش میرسد، حتی کسانی که گوش سنگینی برای شنیدن دارند حالا این طنین را واضح میشنوند!
این حقیقت است که تولیدات حرفهای و با مدتزمان بلند در موسسات و کارگاههای داخل کشور آغاز شده و محصولات آن یک به یک در حال رو شدن است. از این روی شایسته است این جهش محسوس در رشته انیمیشن را در درجه نخست به هنرمندان خستگیناپذیر آن و در ثانی به کارگزاران و حامیان واقعی این هنر ماندگار تبریک گفت.
نمونه قابل اشاره از این دست آثار انیمیشن وطنی، کاری است به نام فرمانروایان مقدس که در نوروز امسال از شبکه قرآن سیما پخش شد. این کار پیچیده و سنگین با مدتزمان بلند داستانی توانست وقت طلایی کنداکتور این شبکه را پر کند. داستان جذاب فرمانروایان مقدس برگرفته از قصه قرآنی حضرت سلیمان و مخالفان داخل اورشلیم و از سوی دیگر، ماجرای ملکه سباست.
در پرداخت داستان این کار و نیز در طراحی و اجرای تصویری آن نکتههایی خاص وجود دارد که شایان دقت نظر برای صاحبان کار است تا در آینده آثار بینقصی را شاهد باشیم.
نکته یک از نظر کار مخاطبشناسی هنگام متننویسی شایسته است بروشنی مقطع سنی مخاطب اثر از سوی نویسنده در نظر گرفته شود تا اینگونه که در این کار شاهد هستیم، دچار تشویش و عدم انسجام نشویم به طوری که در مواقعی از ماجرای داستان، بچهها مجذوب ماجرا میشوند و گاهی کلام سخنران و نوع انتخاب واژگان شخصیت اصلی داستان آنچنان دشوار و مطول میشود که حتی یک جوان نیز دریافت مطلب را برنمیتابد.
نکته دو بهتر آن بود که در این تک برنامه انیمیشن، 2 قصه سنگین در کنار هم، جای نمیگرفت و این ضرورتی است که داستاننویسان انیمیشن به آن اشاره کردهاند. در فرمانروایان مقدس براحتی میشد قصه بلند و گیرای حضرت سلیمان نبی و ملکه سبا را به طور مستقل و بدون طرح ماجرای توطئهگری شمعون و پدرش و گروههای مخفی معارض بیان کرد، به شکلی که انحرافی از داستان اصلی رخ ندهد. این شگرد در تفکیک 2 داستان بلند سبب میشد 2 برنامه با داستان بلند داشته باشیم تا از ظرایف و حاشیههای هر دو قصه در 2 قسمت بهرهمند شویم.
نکته سه سکانس آغازین فرمانروایان مقدس با نماهای متنوع هوایی از اورشلیم قدیم نقش میگیرد و ظریفتر آنکه نماهای اکستریم لانگ (بسیار بلند) از چشماندازهای وسیعی از مردم تماشاچی را از زاویه بالا میبینیم که در آثار انیمیشن تولید داخل بسیار نادر بوده و یا اصلا دیده نشده است.
آنگاه به آهستگی از دید هوایی به تالار اصلی سخنرانی میرسیم که ترسیم اجزا و وسایل موجود در شهر، به مهارت صورت گرفته است، اما زمانی که به مردم و سخنران نزدیک میشویم، در برابر کوششی که در جلوهنمایی عمارتها و معماری شهر شده، همسانی و طبیعینمایی خود را از دست میدهد زیرا آدمهای داستان بر خلاف خطوط متقاطع و ساکن شهر، نیازمند طراوت و انعطاف بیشتری هستند که با نقوش بیجان تفاوت ماهوی دارند و در واقع واژه لاتین انیمیشن به معنی دقیق جانبخشی به موجودات، بویژه آدمهای داستان است و در این بخش پراهمیت کار باید در انتظار تلاش و تجربه غنیتر هنرمندان ایرانی نشست. جمعیت ایستاده در برابر سخنران به سبب کم تحرکی و نداشتن فیگورهای آشنای ذهن در تقابل با طراحی خطوط پیچیده شهر اورشلیم قدیم، عقب میمانند.
نکته چهار در ادامه نکته سه باید گفت تحقق و بروز احساسات انسانی در پهنای چهره آدمها بویژه شخصیتهای اصلی داستان، تلاش و مرارتی بیش از این میطلبد. چهرههایی که از نزدیک دیده میشوند، اغلب حالت خشک و بیانعطاف دارند و تداعیگر رباتها هستند تا آدمهای واقعی. در این باره شایسته است نمونههای خوب در کارتونهای معروف خارجی بررسی شود تا باورپذیری چهرههای نقش شده محقق شود.
آیا بهتر نیست برای کاری به این عظمت که جایگاهی در قصههای قرآنی دارد، روی عمق احساسات انسانی که اصطلاحا ری اکشن نامیده میشود و در خطوط لغزان چهرهها متبلور میشود، بیش از این که هست حوصله و زمان صرف میشد؟
نکته پنج باز هم در ادامه 2 نکته پیشین ترسیم چهرههای یک ملت، بررسی و پژوهشی مردمشناسی میطلبد و مطالعه قومشناسی سبب میشود چهرهها را در هر جغرافیا و اقلیمی هویت مستقل بخشیم. پرسش این است که آیا واقعا چهره بلقیس (ملکه سبا) باید اینگونه نقش میشد؟ بیننده در نگاه اول به چهره وی تصور میکند که یک زن انگلیسی یا کانادایی را مشاهده میکند، در حالی که از نظر ریختشناسی باید این زن به مردمان مشرقزمین شبیهتر باشد و همین اشکال به چهره دیگر شخصیتهای اصلی وارد است (البته انصافا باید طراحی چهره شمعون و مخالفان را از این موضوع استثناء کرد؛ زیرا آشناتر به نظر میرسند).
نکته شش در برخی صحنههای گفتگو سخنران برای تفهیم کلام از دستانش بهره میگیرد، اما سرعت تکان دستها و لبان او با ریتم کلام سازگار نیست. خوب است هنگام دوبلاژ دقت بیشتری صرف شود.
نکته هفت مشاهده شد که در چند صحنه معدود، موسیقی متن با صدای نریشن هماهنگ نیست و بویژه زمانی که روایت خوانده میشود موسیقی متن (با وجود خوشآهنگ بودن آن) آزاردهنده و پوشاننده کلام میشود و از انتقال شفاف گفتار متن جلوگیری میکند.
نکته آخر بروشنی دیده میشود که چرخ تولید در ساخت انیمیشنهای بلند و حرفهای در موسسات داخل کشور به حرکت درآمده است و تولیدات بویژه قرآنی هنرمندان انیمیشنکار در حال تثبیت است.
رویکرد اصلی این جریان انتخاب سوژه از آثار پرارج متون دینی و روایی است که به جرات میتوان گفت هر چه این آثار با پختگی بیشتری نسبت به کارهای گذشته خلق شوند، میتوانند با آثار برجسته خارجی که پیامهای بعضا محدود و نازلی دارند، مقابله و رقابت کند و حتی خود را در عرصه بینالمللی به مخاطبان جهانی بشناسانند و جریانی نوپدید در مکتب خویش شوند.
این مستلزم دقت و حوصله و کوشایی افزونتر این هنرمندان از یک سو و همچنین حمایت فکری و مالی بالاتری از سوی متولیان دولتی است؛ زیرا بیش از هر حرفه هنری، کارگاههای بیادعای انیمیشنکار به تغذیه و حمایت نیاز دارند؛ همچنان که اینک نمونه موفق آن را در تولیدات موسسه فرهنگی هنری صبا شاهد هستیم.
محمدجواد لسانی
حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....