ده رقمی یک فیلم بازیگر محور است که تلاش دارد با قراردادن این بازیگران در موقعیتهای طنزآمیز، جذابیتی برای مخاطب خود به وجود بیاورد. داستان از دزدیده شدن یک فرش ارزشمند آغاز میشود.
این فرش به طور اتفاقی به دست دزد خردهپایی به نام فیروز 13 میافتد و او که برای صد هزار تومان این فرش را فروخته بود، به طور اتفاقی متوجه میشود ارزش فرش 10 میلیارد تومان است. در همان حال که فیروز قصد فروش این فرش را دارد، افرادی که فرش را دزدیدهاند وارد ماجرا میشوند و این مساله ادامه رویدادهای فیلم را رقم میزند.
فیلمنامه ده رقمی تاکید فراوانی بر موقعیتهای طنزآمیزی دارد که مخاطب تلویزیون مشابه آنها را بارها در سریالهای تلویزیونی دیده است. این که مردی سنتی با دستگاه3 mp به آهنگی کوچه بازاری گوش دهد، این که مردی آنقدر بدشانس باشد که هنگام به دنیا آمدن او هزار و یک اتفاق عجیب و غریب رخ داده باشد، این که زنی پشتسر هم بچه به دنیا بیاورد و...، همه و همه از موقعیتهایی است که مخاطبان تلویزیون مشابه آن را بارها در سریالهای تلویزیونی دیدهاند.
از سوی دیگر این شوخیها گاه به سمت فضایی طنزآمیز پیش میرود و گاهی حال و هوایی فانتزی به داستان میدهد. مثلا در صحنه ورود فیروز به قهوهخانه، ناگهان همه خلافکارها از ترس برملا شدن نقشهشان نزد فیروز، شروع به مطالعه میکنند.
در میان آنها فردی کتاب تاریخ هنر را برعکس گرفته و میخواند و دیگری کتاب هنر آشپزی در دست دارد. به مرور شکل شوخیها نیز به سمت فانتزی گرایش بیشتری پیدا میکند که اوج آن در شخصیت آدمهای مافیایی فیلم دیده میشود.
از فیلم اینگونه به نظر میرسد که اسعدیان در مقام کارگردان امید فراوانی به موفقیت فیلم به دلیل حضور بازیگران تلویزیونی داشته است، کافی است نگاهی به سریالهای طنز موفق تلویزیون داشته باشیم تا بدانیم در چند سال اخیر بسیاری از آثار طنز موفق با حضور بازیگری به نام جواد رضویان شکل گرفته است.
بهنوش بختیاری نیز در چند اثر نمایشی حضور موفقی داشته است اما آیا همه اینها برای موفقیت یک فیلم سینمایی کفایت میکند؟ در سینما کارگردانها همواره بر حضور بازیگران حرفهای تاکید دارند. علت این مساله هم این است که معمولا بازیگر حرفهای رنگ و بویی را به فیلم میدهد که نمیتوان چیز دیگری را جایگزین آن کرد. کافی است چند فیلم موفق و برجسته تاریخ سینما را بدون بازیگران آن در نظر بگیرید تا عمق ماجرا را دریابید.
بازیگرانی مانند رضویان و بختیاری اغلب به عنوان بازیگران نقشهای مکمل در سریالهای تلویزیونی حضور مییابند و شاید همین ویژگی سبب شده که مخاطب تلویزیون از آنها چهرهای به یاد ماندنی داشته باشد. جواد رضویان در سریالهای پاورچین، چارخونه، جایزه بزرگ و... به دلیل کوتاهی نقشهایش بسیار قابل قبول تر از حضور طولانی مدت در سریالی مانند قرارگاه مسکونی است حتی حضور بهنوش بختیاری در سریال شبهای برره و چارخونه به این سبب تازگی و جذابیت دارد که او ایفاگر تیپی کوتاه اما جذاب است.
به عبارتی بازیگران اینچنینی بیشتر نمک کار هستند و طبیعی است اگر قرار باشد نمک کار از حد و اندازه مشخصی فراتر برود، غذا مزه دیگری پیدا میکند! اما جای تعجب است که چرا در این فیلم از حضور احمد پورمخبر بخوبی استفاده نشده است؟ همه حضور این بازیگر به نشستن در مقابل تلویزیون و تماشای فیلم و نیز یک صحنه زد و خورد با آدم بدهای داستان خلاصه میشود و از توانایی و ظرفیتهای این بازیگر بسیار کم استفاده شده است.
شاید بتوان تنها انتخاب متفاوت فیلم از نظر بازیگری را حضور اصغر نقیزاده در نقش همسر فیروزه دانست که با توجه به بازیهای قبلی این بازیگر از تازگی خاصی برخوردار است که البته در فیلمی مانند ده رقمی کارکرد چندانی ندارد. داستان فیلم در یک فضای یک خطی روایت میشود.
فرش دزدیده شده بین دو آدم در رفت و آمد است و با پایانی قابل حدس داستان خاتمه مییابد. در عنوانبندی پایانی فیلم از شرکت سهامی فرش ایران به عنوان یکی از سرمایهگذاران فیلم نیز تشکر شده است.
قرار گرفتن نام منوچهر محمدی در کنار این اسم، یادآور پروژهای است که این کارگردان سال گذشته با حضور 15 کارگردان سینما درباره فرش ساخت و نتیجهاش کارهای 15 دقیقهای قابل قبولی بود، اما آیا ده رقمی نیز چنین قابلیتی را داشته که به اثر قابل قبول و هنرمندانهای تبدیل شود؟
جایی درباره این فیلم نوشته شده بود که فیلم قرار بود برای شبکه 3 سیما ساخته شود، اما دستاندرکاران فیلم در میانه کار متوجه شدند این اثر قابلیتی بیش از قاب تلویزیون دارد و بیشتر مناسب نمایش در سینماست.
به همین دلیل قرار شد این فیلم برای سینما ساخته شود و دستاندرکاران، فیلم دیگری برای تلویزیون بسازند
بنابراین معلوم نیست چه نکتهای در این فیلم وجود داشته که سبب شده است سازندگان آن فکر کنند فیلم مناسب سینماست و با فیلمهای 90 دقیقهای دیگر تفاوت فراوان دارد؛ اما آیا حضور کارگردان این فیلم در مسند ریاست شورای صنفی نمایش نمیتواند دلیل قانعکنندهای برای حضور یک فیلم تلویزیونی بر پرده سینماها باشد!
حبیب حداد
مرور بزرگ ترین جنجال های تاریخ جام جهانی (8)