نقدی بر فیلم برکه های میسوری
به بهانه پخش از سیما 4
«برکه های میسوری» (میسوری برکز) (1976) یکی از آخرین کارهای قابل توجه آرتور پن سینماگر مطرح هالیوود است.
«پن»
کد خبر: ۱۹۳۶۷
در این فیلم ، به نحوی کوشیده است تا به درونمایه های مورد علاقه خود که در آثار پیشینش نیز به آنها پرداخته است بازگردد. این اثر، اگرچه به دلیل مجموعه نشانه هایی که در آن به چشم می خورد، یک وسترن به حساب می آید؛ اما وسترنی نامتعارف یا دیگرگونه و متفاوت است . آرتور پن با کارنامه به نسبت درخشانی در کار فیلمسازی ، که دست کم به 3-4 اثر معروف او می توان با نامهای تیرانداز چپ دست (1958) ، بانی و کلاید (1967) و بزرگمرد کوچک (1970) اشاره کرد، از جمله فیلمسازانی است که ضمن تجربه کار در تلویزیون ، هم اکنون در 80سالگی ، هنوز هم خانه نشین و از کار افتاده به نظر نمی رسد! «پن» در استفاده از بازیگران صاحب نام ، اصرار زیادی دارد و تقریبا در کمتر فیلمی از اوست که با چهره ای مشهور و بازیگری مقتدر روبه رو نشویم . در «تیرانداز چپ دست» (نخستین فیلم او) بازی پل نیومن از یاد نرفتنی است و در «بزرگمرد کوچک» بازی درخشان داستین هافمن ، یکی از بهترین بازیهای دوران جوانی این بازیگر به حساب می آید. در «برکه های میسوری» نیز، وجود 2چهره صاحب نام مارلون براندو و جک نیکلسون به اعتبار چنین اثری افزوده است . تام لوگان (جک نیکلسون) در این فیلم ، گله داری است که میان زندگی شرافتمندانه و خلافکاری در نوسان است. دودلی و تردیدی که در این شخصیت وجود دارد، باعث شده است تا در طول فیلم ، تعلیق هایی ایجاد شود و در نهایت ، از آدمی که هیچ وقت حتی اسلحه به کمر نمی بندد، شاهد خشم و خشونت باشیم. لی کلیتون (مارلون براندو) که در این فیلم در نقش یک جایزه بگیر حرفه ای ظاهر شده است ، با وجودی که می کوشد تا به تام لوگان نزدیک گردد، در نهایت ، ناگزیر است با او درگیر شود. در مجموع ، «برکه های میسوری» یکی از معدود فیلمهای وسترن است که در عین حال از بسیاری قاعده های معروف و آشنا پیروی نمی کند و به همین دلیل ، یک وسترن متفاوت و غیرمعمول به نظر می رسد. برای مثال ، اگرچه در همه فیلمهایی که به این گونه خاص تعلق دارند، نوعی تقابل خیر و شر را شاهد هستیم. در این فیلم ، تعارض و تضاد منافع دو ضدقهرمان ، به جای تقابل قهرمان و ضدقهرمان ، به تصویر کشیده می شود. به زبان دیگر ، می توان چنین گفت که آرتور پن کوشیده است تا لحظه هایی از فیلم ، غیرقابل پیش بینی از کار درآید. به همین دلیل ، سعی او در متفاوت بودن فیلمنامه ، بازیها و حتی صحنه پردازی های فیلم نیز، بی نتیجه نبوده است و کار را در مجموع غیرمتعارف و غیرکلیشه ای جلوه می دهد. در «برکه های میسوری»، گذشته از زیبایی هایی که در اجزای کار (بازیها، تصاویر گیرا و جذاب ، تدوین و...) می بینیم در مجموع ، ترکیب بندی نهایی کار به لحاظ نحوی نیز با سایر فیلمهای وسترن ، بسیار متفاوت به نظر می رسد. نکته جالب در این میان ، آن است که آرتور پن در سراسر فیلمش از به کارگیری جاذبه های کاذب هیجان آفرینی های نابه جا و تمهیداتی که به اثرش نمودی پرتحرک وپر برخورد ببخشد، آگاهانه پرهیز کرده است . در مجموعه کارهای «پن» نوعی تلفیق طبیعی از فضاهای زشت و زیبا و تلخ و شیرین از زندگی در جامعه ای که از آن سخن می گوید، دیده می شود و همین موضوع ، نوعی نگاه واقعگرایانه به کارهای او بخشیده است . او هرگز به قهرمان سازی یا بزرگنمایی یک شخصیت محوری در آثارش ، دست نمی زند. در آثار «پن» و از جمله در همین فیلم برکه های میسوری این فیلمساز نسبت به قشرهای فرو دست جامعه خود، نگاهی مشفقانه و جانبدارانه دارد. او که به نوعی در آثارش نیم نگاهی به سبک و سیاق کار فیلمسازان موج نوی فرانسه داشته است ، همواره می کوشد تا با استفاده از قصه ای ساده ، فضاسازی های بسیار عادی و معمولی و در عین حال با استفاده از نوعی میزانسن های عجیب و غریب که فیلمهای ساخته شده از سوی هم نسلان او، بسیار غیرمعمول به نظر می رسند، کارهای براستی متفاوتی خلق کند. در فیلم برکه های میسوری ، «پن» به این واقعیت روشن اشاره می کند که به دلیل دگرگونی های بسیار پرشگفت زمانه و تغییرات پررنگ زندگی آدمهای امروزی (در مقایسه با نسلهایی که به 2-3 دهه پیش تعلق داشته اند)، شاید بتوان گفت که دیگر دوران یاغیگری نیز به سر آمده است . به همین روی ، او قهرمان یا بهتر است بگوییم ، ضد قهرمان خود را محکوم به شکست می داند و برای زمانه ای که در آن زندگی می کند ، به گونه ای ، وصله ای ناجور، به حساب می آورد! این واقع بینی «پن» بسیار مطبوع و دلنشین است . «برکه های میسوری» در مجموع ، نوعی نقد واقع بینانه از شرایط دشوار و نابهنجاری های رفتاری شهروندان امریکایی و فضای بیمارگونه آن سامان به حساب می آید. رودخانه میسوری در ایالت مونتانا، بار دیگر، بستری مناسب برای شکل گیری ماجراهای غرب وحشی می شود و فیلم ، با پایان غیرقابل پیش بینی خود براستی ، متفاوت بودن اثر را به رخ ما می کشد.