گزارش پشت صحنه سریال ترانه مادری‌

قصه‌ای ‌که خوب تعریف می‌شود

تولید و پخش سریال‌های ملودرام، خوراک مخاطبان تلویزیونی است. سریال نرگس به کارگردانی سیروس مقدم این تجربه جنجال‌برانگیز را پشت سر گذاشت و به احتمال زیاد دیگر هیچ سریالی نمی‌تواند این مسیر را طی کند؛ چون مسیر هموار شده است و سازندگان ساخت و تولید می‌دانند از چه مسیری بروند که هم سریال حاشیه‌ساز نشود و هم بتواند مخاطبان زیادی داشته باشد.
کد خبر: ۱۹۲۴۲۴
«ترانه مادری» اکنون دومین تجربه تلویزیون در این ژانر است که حسین سهیلی‌زاده آن را کارگردانی می‌کند. این بار دو جوان به نام پویا و بهرام شخصیت‌های اصلی سریال هستند و با هدایت محمد حاتمی (بازیگردان)‌ از پس نقش‌هایشان برمی‌آیند.

من زمانی وارد این گروه شدم که به دلیل قطع برق، گروه در انتظار روشنایی بودند و این فرصت خوبی به من می‌داد تا با سازندگان ترانه مادری صحبت کنم.

دقیقا 2 سال گذشته تلویزیون همراه با آینده‌نگری درازمدت درباره ساخت و تولید تله‌فیلم‌ها و تله‌تئاترهای گوناگون، اولین تجربه خود را در زمینه پخش سریال‌های هرشبه نیز به بوته آزمایش گذاشت.

در نتیجه سریال نرگس به عنوان اولین سریال ملودرام هر شب به نمایش درآمد که 2 سال از پخش آن سریال می‌گذرد، می‌توان به یاد آورد که روند تولید آن سریال و همین طور اتفاقی که برای بازیگر نقش اول آن (پوپک گلدره)‌ رخ داد، کنجکاوی مخاطبان را برانگیخت و از طرفی موضوع آن و همین طور بازی خوب پورشیرازی (شوکت)‌ و مهرانه مهین‌ترابی همه دست به دست هم داد که در سریال نرگس با این که پرمخاطب بود؛ اما حاشیه بر متن غلبه کند.

حالا این که آیا رسانه‌ای چون تلویزیون خوب است، حاشیه‌سازی کند یا نه، بحث دیگری است ضمن این که قطعا چنین هدفی در میان نبوده است. در هر حال امسال پیش از ماه رمضان و به مناسبت شروع فصل تابستان شاهد پخش سریال هرشبه و اما بی‌حاشیه ترانه مادری هستیم.

کارگردان آن با پشتوانه تجربه دستیاری اصغر هاشمی در فیلم آپارتمان و همین طور مرضیه برومند و... در حالی ترانه مادری را کارگردانی می‌کند که پیش از این سریال‌های افزونه‌خواه کوچک، روزهای اعتراض، آخرین گناه و زخم‌های رویا (که هنوز پخش نشده)‌ را کار کرده است.

حضور هما روستا با توجه به آخرین حضورش در تلویزیون در سریال خاک سرخ به اضافه فیلمنامه‌ای ساده و روان و به گفته کارگردان با کارکردی آموزشی  تربیتی سبب شده شاهد پخش سریالی در حد و اندازه توقع مخاطبان تلویزیونی باشیم.

پخش پس از 55 روز ضبط‌

وقتی وارد خانه مادرجون شدم، از کارگردان و بازیگران و دستیار کارگردان (محمد حمزه‌ای)‌ و مجتبی خادم‌زاده (برنامه‌ریز)‌ همه در حیاط خانه بودند، حیاط خانه یادآور گروه مهران مدیری در سریال برره بود.

داشتم دکور برره را می‌دیدم که دستیار کارگردان توضیح داد ترانه مادری 21 اردیبهشت کلید خورده؛ یعنی سکانس سوم سریال از قسمت اول ضبط شده است؛ همان سکانسی که هما روستا و سیاوش و آرمین (دوست او)‌ وارد خانه مادرجون می‌شوند. ترانه مادری یک ماه پیش تولید داشته و گروه روزهای سخت 16 ساعته تصویربرداری را پشت سر گذاشته‌اند. پس از نوشته شدن 7 قسمت از سریال ضبط شروع شده و اکنون هم با جلسات متعدد نویسنده، کارگردان و تهیه‌کننده درباره ادامه فیلمنامه آن صحبت می‌شود.

به سراغ کارگردان می‌روم. او پیش از این تجربه همکاری در سریال «خانه آرزوها» را با تهیه‌کنندگان این سریال (مهام و محمدی)‌ داشته و معتقد است شرایط ساخت این گونه سریال‌ها حتی سخت‌تر از سریال‌های مناسبتی است و توضیح می‌دهد: «پس از 55‌روز تولید ترانه مادری روی آنتن رفت و از طرفی چون کار با یک دوربین گرفته می‌شود و تعدد لوکیشن هم زیاد است، کار دشوارتر است.»

کارگردان «ترانه مادری» درباره ارتباط پویا و بهرام و قصه اصلی داستان گفت: «ارتباط این دو بستر قصه ما نیست. ولی زمینه اولیه کار است. ولی نکته‌ای که باید اشاره کرد ، وسواس و حساسیت دو خانواده است ، یکی در بی‌ توجهی و یکی در توجه بیش از اندازه و این ارتباط دو جوان سرنوشت بزرگ‌ترها را هم رقم می‌زند و در پیشروی قصه پیچش‌های زیادی هم دربر خواهد داشت.»

کارگردان درباره شخصیت فاش نشده سمیرا گفت: «سمیرا یکی از رازهای قصه ماست و او باید تعلیق‌های قصه ما را پر کند و اتفاقا ترس فرخ و فرخنده هم این است که این آدم را می‌شناسند.» تا فرصت هست با او بیشتر صحبت می‌کنند. فاطمه گودرزی و هما روستا نیز با هم صحبت می‌کنند، بهرام و پویا هم هستند و چند نفر آن طرف حیاط گردو می‌خورند و زیر درخت نشسته‌اند.

سهیلی‌زاده در پاسخ به این سوال که این کار چه تجربه‌ای برای شما دارد؟ گفت: «اگر بحث مخاطب است، من حرف شما را قبول دارم؛ چون مخاطب قصه‌های روان و ساده و خانوادگی را دوست دارد. اما از نظر ارزش هنری و کارگردانی، این کار میزانسن خاص و دکوپاژ متفاوتی با توجه به کارهایی که قبلا داشته، ندارد و من در این کار از تمام قوای فکری‌ام استفاده نکردم چون زمان آن را هم ندارم.»

او افزود: «من فقط سعی کردم قصه را خوب تعریف کنم و اگر قرار است تکنیک کمک کند، در خدمت جنس دکوپاژ و در گرو همخوانی با قصه باشد.»

واقعیتی در پشت نور

هنوز همه جا تاریک است،‌خانه، اتاق‌ها، اتاق پویا که سعی دارد همه چیز را در آن پنهان کند تا دستش رو نشود. خیلی جالب است، دقت کنید بهرام نیز با این که در خانواده‌ای باز تربیت شده و همه جور امکاناتی داشته، در اتاقش راحت نیست. مادرش با بازی خوب الهام پاوه‌نژاد از فرصت استفاده می‌کند تا اتاق بهرام را زیر و رو کند و به اصطلاح مچ او را بگیرد. اینجاست که به گفته بهبهانی‌نیا، سریال قرار است بحث اجتماعی  روان‌شناسی را مطرح کند و حتی به نکاتی بپردازد که برای تربیت بچه‌ها خطرساز باشد.

بالاخره آخرش چی می‌شه!

در حقیقت بازی‌های روان، به روان بودن قصه هم کمک کرده‌اند. در این سریال شخصیتی که با گروه بازیگری ناهماهنگ باشد، نمی‌بینیم و این در حالی است که تمام بازیگرها مثل دانیال حکیمی، پاوه‌نژاد و حتی لاکانی تجربه‌های فراوانی دارند. وقتی این صحنه گرفته می‌شود با سیاوش خیرابی در نقش بهرام صحبت می‌کنم. او و پویا با معرفی دستیار اول کارگردان به این کار دعوت می‌شوند.

او را اکنون در نقش کوتاهی در فیلم حس پنهان می‌بینیم و پیش از این هم در تله‌فیلم «تلخون» به کارگردانی علیرضا امینی نقش مثبتی داشت. خودش ادامه می‌دهد: «ابتدا مشخص نبود قرار است چه کسی نقش بهرام یا پویا را بازی کند، ولی خوب شد که من بهرام را بازی کردم چون شر بودن بهرام را دوست دارم.

رفتارهای من با پویا در فیلمنامه بود، ولی پیشنهادهای بازیگردان تاثیر بسیاری داشت.» از او می‌پرسم خودتان هم شر هستید؟ با خنده می‌گوید: «نه اتفاقا برعکس مثل پویا آرام هستم.» آنها حق صحبت کردن درباره قصه را نداشتند، بنابراین من سوالی ناشیانه پرسیدم: خب فکر می‌کنید پایان قصه چه می‌شود؟ او هم خندید و گفت: «پایان قصه را می‌دانم...» پویا نیز شیطان‌تر از اوست. 19 ساله است و دوست دارد مهندس مکانیک شود.

می‌گوید: «من محسن افشانی متولد سال 68 و خیلی خوشحالم.» از او می‌پرسم برای چه خوشحالی؟ می‌گوید: «همین‌جوری!» می‌پرسم از نقش راضی هستی؟ با خنده می‌گوید: «آره کلی برای آن تحقیق کردم و الان در نقش فرورفتم. ابتدا فکر می‌کردم برای این نقش آماده نیستم؛ ولی وقتی کار شروع شد، دیدم پویا از خودم است و مقداری روی رفتارش کار کردم.»

ساده بودن قصه و توجه مخاطب‌

گروه بعد از صرف میوه شروع به ضبط سکانس دیگری می‌‌کنند. مادرجون باید با تلفن صحبت کند. فاطمه گودرزی بازیگر نقش فرخنده مشغول خواندن فیلمنامه است. مثل نقش‌هایش صمیمی و باورپذیر و ساکت است.

از او درباره حضورش در این کار می‌پرسم و او می‌گوید: «قصه ایجاب کرده که فرخنده چنین باشد والا من چنین چیزی را نمی‌پذیرم. از طرفی مادران زیادی در اطرافمان این ویژگی‌ها را دارند. آنها نگران پسران خود هستند چون فکر می‌کنند محیط برای آنها آلوده‌تر از دختران است.

گودرزی در ادامه می‌گوید: «ولی از نظر فرخنده این گونه رفتار تحقیر به نظر نمی‌آید و او وظیفه مادری‌اش را انجام داده است.»

او در ادامه افزود: «این گونه بچه‌ها سخت روی پای خودشان می‌‌ایستند و همیشه مادران برای آنها تصمیم می‌گیرند.»

او همین‌طور درباره کلیت سریال گفت: «قصه خوب است و در میان مردم جذابیت خاصی دارد، ولی این که چگونه پرداخت شود مهم است و این قصه با همه سادگی مورد توجه قرار گرفته است.»

گروه آماده سکانس دیگری هستند و گودرزی در پایان اشاره می‌کند که نقش فرخنده از تمام نقش‌هایی که داشته متفاوت‌تر است و...

بدون حاشیه با مخاطب‌

برای سکانس بعدی کارگردان با تصویربردار صحبت می‌کند و برای بازیگران نیز توضیح می‌دهد که باید از کجا و به کجا حرکت کنند، فضای داخل لوکیشن خیلی گرم است. حساب کنید سریال‌هایی که قرار است برای ماه رمضان آماده شوند با چه مشکلاتی روبه‌رو هستند! بی‌برقی روند تولید سریال را کند می‌کند.

در این فضای گرم با بهبهانی‌نیا صحبت می‌کنم. او قبلا تجربه مشابهی را در سریال نرگس پشت سر گذاشته است و حالا دقیقا باید دستش آمده باشد که چگونه و به چه شکل بنویسد که مخاطب را از دست ندهد.

راستی اگر بخواهیم به تفاوت دیگر این سریال با سریال نرگس اشاره کنیم، باید بگویم زمان پخش سریال فاصله زیادی از زمان تولید اولیه سریال داشت.

به این شکل سازندگان کمی جلوتر از مخاطبان هستند و نمی‌توانند براساس نظرات مردم و پیشنهادهای رسیده خط مشی خود را تغییر دهند و این خود تاثیر آن حاشیه‌سازی را که سریال نرگس داشت کمتر می‌کند؛ اما مسعود بهبهانی‌نیا درباره قصه این سریال گفت: «ما 3 نسل را در این سریال نشان می‌دهیم؛ نسل سوم یا جوانان، نسل دوم یا میانی پدرها و مادرها و نسل پدربزرگ و مادربزرگ‌ها و براساس آن دو تم اصلی داشتیم. یکی تم زیاده‌خواهی و طمع و دیگری تربیتی که داستان‌های فرعی هم متناسب با آن طراحی شده و...»

او با اشاره به این که داستانی که در ترانه مادری تعریف می‌شود ملودرام نیست، بلکه درام اجتماعی است، درباره همکاری با گروه نویسندگان جدید در این سریال گفت: «ابتدا ایده را برای آنان بسط می‌دهیم و آنها سیناپس‌های اولیه را آماده می‌کنند و من سیناپس نهایی را می‌زنم و بعد سیناپس را در اختیار آنها قرار می‌دهیم تا دیالوگ‌ها را بنویسند و بسط دهند. وقتی دیالوگ‌ها رسید، نسخه نهایی را می‌نویسم. دلیل آن هم این است که متن نهایی یکدست شود...»

و بالاخره این که با توجه به نام سریال باید دید ترانه‌‌ای که در پایان، مادر این سریال می‌سراید، چه ترانه‌ای خواهد بود؟

در انتظار تعلیقی جذاب‌تر

شاید یکی از دلایلی که باعث می‌شود ترانه مادری از اولین رقیب خودش در این ژانر متمایز شود، حضور بازیگرانی بی‌حاشیه است. به عنوان مثال مخاطبان تلویزیونی هیچ پیشینه ذهنی از هما روستا ندارند و همه همواره او را به واسطه حضورش در فیلم موفق از کرخه تا راین می‌ستایند یا فاطمه گودرزی همین طور.

دو شخصیت اصلی این سریال بهرام و پویا نیز اولین گام‌های خود را برمی‌دارند و در حال حاضر بیشتر از این که به فکر جایگاهی برای خود باشند، در فکر بودن یا چگونگی بودن هستند. این شرایط چه خوب یا بد، به نفع ترانه مادری و گروه نویسندگان آن است که هنوز سریال به نیمه‌های خود نرسیده، مشغول آماده‌سازی بقیه داستان هستند.

ساده بودن داستان باعث شده کارگردان نیز شرایط متفاوتی را برای کارگردانی در نظر نگیرد؛ یعنی بسادگی و به‌تنهایی درگیر روایت قصه ترانه مادری شود، دکوپاژ پیچیده‌ای برای آن ترسیم نکند و حتی میزانسن متفاوتی هم طراحی نکند.

حضور محمد افسری در کنار او به عنوان تصویربردار که پیش از این تصویربرداری سریال مناسبتی مرده متحرک را در کارنامه خود دارد و همین طور مهدی آزادی به عنوان صدابردار باعث شده این سریال با توجه به این که روی ارتباط میان شخصیت‌ها پیش می‌رود، به اصطلاح آرام و روان به راهش ادامه بدهد و اصلا هم قصد حاشیه‌سازی نداشته باشد.

با شروع زندگی دو جوان از دو خانواده متفاوت، قرار است ذره‌ذره و در دل ارتباط میان شخصیت‌های داستان، گره‌ها و تعلیق‌های سریال نیز باز شود. البته باید دید گره‌ها و تعلیق‌ها چقدر جذابیت دارند که به خاطر آن پویا و بهرام خود را به آب و آتش می‌زنند که ثابت کنند پسرعمه، پسردایی هستند...!

تا اینجای سریال شخصیت‌ها مشخص شدند بجز سمیرا که قرار است وظیفه گره‌گشایی تعلیق‌های داستان را داشته باشد. در هر حال باید دید اگر قصه اصلی بر سر مالک شدن خانه باغ است، ارتباط پویا و بهرام پررنگ‌تر از این موضوع است یا نه؟ یا کینه فرخ با شوهر فرخنده چه چیزی را قرار است ثابت کند؟

مریم درستانی‌

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها