تا زمان نگارش این گزارش، هیچگونه اسیر یا شهید از نیروهای مقاومت در این تحرکات اعلام نشده و شواهد میدانی نیز حاکی از وقوع نبردی تمامعیار نیست. به نظر میرسد نیروهای مقاومت پیشتر با عقبنشینی تاکتیکی حسابشده، مواضع خود را بازآرایی کرده و کنترل اصلی محورهای کلیدی را حفظ کردهاند و ارتفاعات علیالطاهر درکنار مجموعههای متصل به آن، همچنان بخش مهمی از شبکه دفاعی جنوب لبنان محسوب میشوند و ادعاهای تلآویو درباره پاکسازی کامل با واقعیتهای میدانی همخوانی ندارد. ایهاب حماده، نماینده حزبالله در پارلمان این کشور نیز خاطرنشان کرد: «اسرائیل هیچ تصویری مبنی بر تصرف تپه علیالطاهر یا سلاحهای لجستیکی که به آن اشاره کرده، منتشر نکرده است، بهخصوص با توجه به ادعاهایش مبنی بر کشتن تعداد زیادی از مبارزان و فرار دیگران. چگونه چنین چیزی ممکن است، در حالی که از هوا و زمین کنترل شدیدی بر آن دارد؟»
در آستانه انتخابات پیشروی رژیم در ۷ آبان، اینگونه اعلامیهها بیش از پیش رنگ و بوی دستاوردسازی سیاسی به خود گرفته است. بنیامین نتانیاهو که با چالشهای جدی داخلی روبهروست، تلاش میکند با بزرگنمایی عملیاتهای محدود، تصویری از موفقیت نظامی ترسیم کند و افکار عمومی را تحت تأثیر قرار دهد.
بازآرایی در جنگ فرسایشی
در صورت صحت عقبنشینی تاکتیکی و تخلیه برخی نقاط توسط حزبالله باید توجه داد این مسأله ابزاری کلاسیک در هنر جنگ است که به نیروهای مدافع امکان میدهد از فشار مستقیم دشمن بگریزند، خطوط دفاعی را بازآرایی و منابع خود را برای ضربه متقابل حفظ کنند. در شرایط نابرابری قدرت آتش و هوایی، این حرکت نه نشانه ضعف، بلکه نمادی از درک عمیق صحنه نبرد و اولویتبندی اهداف بلندمدت است. نیروهای مقاومت با رها کردن بخشهای پیرامونی استحکامات، از درگیر شدن در نبردی فرسایشی اجتناب کرده و کنترل محورهای اصلی را حفظ میکنند. این الگو در تاریخ مقاومت لبنان بارها آزموده شده و نتایج استراتژیک مثبتی به همراه داشته است. از منظر عملیاتی، عقبنشینی تاکتیکی در ارتفاعات علیالطاهر به مقاومت اجازه میدهد شبکههای زیرزمینی و مواضع پشتیبان را دستنخورده نگه دارد و همزمان دشمن را در موقعیت دفاعی پرهزینه قرار دهد. با نبود تلفات اعلامشده و فقدان شواهد نبرد سنگین، این حرکت نوعی مدیریت آگاهانه صحنه محسوب میشود. دشمن ناچار میشود برای حفظ ادعاهای خود نیروهای بیشتری مستقر کند و در معرض حملات نامتقارن بعدی قرار گیرد.
بهعبارت دیگر، مقاومت اسلامی لبنان با حفظ عمق استراتژیک و اجتناب از درگیریهای بیحاصل با اشغالگران صهیونی، معادله بازدارندگی را زنده نگه میدارد. این رویکرد، جنگ را از سطح تاکتیکی به سطح ارادههای سیاسی منتقل میکند و در نهایت زمان را به نفع مدافع رقم میزند.
پیروزیهای کاذب در مسیر انتخابات
ماجرای ارتفاعات علیالطاهر در آستانه انتخابات ۷ آبان رژیمصهیونیستی یک رویداد نظامی نیست بلکه ابزاری انتخاباتی در دست بنیامین نتانیاهو است. او با بزرگنمایی نفوذ محدود نیروهایش به بخشهایی از استحکامات پیرامونی، تلاش میکند تصویر یک رهبر قدرتمند و پیروز را به رأیدهندگان اراضی اشغالی القا کند. سرکرده حزب لیکود، شامگاه ۳ سپتامبر (۱۲ شهریور) پس از اعلام ارتش مبنی بر کنترل عملیاتی بر بخشهایی از ارتفاعات، شخصا آن را موفقیت استراتژیک خواند و مدعی شد تپه دیگر تهدیدی برای منطقه جلیل نیست. باتوجه به پیشتازی، گادی آیزنکوت، ژنرال سابق صهیونی در نظرسنجیهای انتخاباتی، نتانیاهو ناچار است که تنش محدود با رزمندگان حزبالله را در جبهه شمالی، زنده نگه دارد. وزیر جنگ یسرائیل کاتس نیز همزمان تأکید کرده که نیروهای اسرائیلی تا خلعسلاح کامل رزمندگان مقاومت اسلامی از منطقه امن خارج نمیشوند؛ موضعی که کاملا با نیاز انتخاباتی هماهنگ است. نکته دیگر که ابعاد غلو رسانهای این نبرد را بیشتر نشان میدهد، ادعای روز سهشنبه رویترز مبنی بر بر حضور دستکم ۱۲ تن از اعضای سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، ازجمله دو فرمانده ارشد، همراه نیروهای حزبالله در یک پایگاه زیرزمینی است؛ که به اعتراف مقامات نظامی رژیم صهیونیستی، هیچ نشانهای از حضور اعضای سپاه پاسداران در داخل تونلهای اشغالی از آنها یافت نشد.
شبکه پیچیده زیرزمینی مقاومت
ارتفاعات علیالطاهر با ارتفاع حدود ۶۰۰ تا ۷۰۰ متر، یکی از کلیدیترین نقاط استراتژیک جنوب لبنان بهشمار میرود که بر شهر نبطیه، اقلیم التفاح، جبل الریحان و محورهای ارتباطی شمال رودخانه لیتانی اشراف کامل دارد. این تپه در فاصله حدود ۱۵ کیلومتری مرز، دیدهبانی وسیع و کنترل آتش بر مناطق وسیعی از جنوب را فراهم میکند و از دوران اشغال ۱۹۸۲ تا سال ۲۰۰۰ نیز پایگاه مهم ارتش صهیونی بوده است. تسلط بر آن امکان رصد تحرکات، هدایت عملیات و ایجاد فشار بر محورهای مواصلاتی را به هر طرفی میدهد که آن را در اختیار داشته باشد. بهصورت کلی، استحکامات حزبالله در جنوب لبنان، شبکهای چندلایه و عمیق از تونلها و تأسیسات زیرزمینی است که طی دو دهه با برنامهریزی و حمایت ساخته شده است. این مجموعهها شامل اتاقهای فرماندهی، انبارهای تسلیحات، ژنراتورها، محلهای سکونت، دوش و آشپزخانه است که امکان ماندگاری طولانیمدت رزمندگان را حتی در شرایط محاصره فراهم میکند. طراحی پیچیده و پراکنده این زیرساختها، تشخیص و نابودی کامل آنها را از طریق حملات هوایی دشوار ساخته و قابلیت اجرای عملیات نامتقارن از عمق را حفظ میکند. ویژگی اصلی این استحکامات، پیوند میان مواضع سطحی و شبکه زیرزمینی است که انعطافپذیری تاکتیکی بالایی به مقاومت میبخشد. پس از عقبنشینی تاکتیکی از بخشهای پیرامونی علیالطاهر، برنامه محتمل حزبالله حفظ هسته عمیق استحکامات زیرزمینی و بازآرایی نیروها در مواضع پشتیبان اقلیم التفاح است تا تلفات به حداقل برسد. همزمان با فرسایش تدریجی نیروهای مستقر دشمن از طریق عملیات محدود نامتقارن، هزینه اشغال جزئی افزایش مییابد و روایت موفقیت انتخاباتی نتانیاهو نیز تضعیف خواهد شد.