در این میان، مقایسه وضعیت ایران با میانگینهای جهانی، تصویری هشداردهنده از یک عدم تعادل ساختاری را ترسیم میکند. آمارهای اخیر سازمان همکاری و توسعه اقتصادی نشان میدهد ما در ایران با یکی از پایینترین سنین بازنشستگی در جهان مواجهیم؛ موضوعی که زنگ خطری جدی برای آینده اقتصادی کشور محسوب میشود.
شکافی که روزبهروز عمیقتر میشود
براساس دادههای منتشرشده، میانگین جهانی سن بازنشستگی برای مردان ۶۴.۷ سال و برای زنان ۶.۶۳ سال است. کشورهای پیشرو در حوزه بهرهوری و ثبات اقتصادی نظیر ژاپن، کره جنوبی، شیلی و آمریکا، سن بازنشستگی خود را به مرز ۶۶ تا ۶۹ سال رساندهاند تا از نیروی کار باتجربه بیشترین بهره را ببرند. در سمت دیگر این طیف، ایران با سن بازنشستگی ۵۱.۵ سال برای مردان و ۵۱ سال برای زنان، در کنار عربستان سعودی (۴۷ سال) در پایین جدول قرار دارد. این تفاوت بیش از یک دههای با میانگین جهانی، تنها یک عدد نیست؛ بلکه نشانی از شکافی عمیق در سیاستگذاریهای کلان اقتصادی است که در بلندمدت فشار سنگینی بر پیکره صندوقهای بازنشستگی وارد میکند.
موتور ناکوک صندوقهای بازنشستگی
صندوقهای بازنشستگی در سراسر جهان بر پایه اصل «تناسب ورودی و خروجی» استوارند. یعنی تعداد افرادی که حق بیمه پرداخت میکنند باید با تعداد دریافتکنندگان مستمری تناسب معقولی داشته باشد. پایین بودن سن بازنشستگی در ایران، این معادله را بهشدت مخدوش کرده است.
وقتی سن بازنشستگی پایین باشد، «دوره پرداخت حق بیمه» توسط نیروی کار کوتاهتر میشود و از سوی دیگر «دوره دریافت مستمری» توسط بازنشسته طولانیتر خواهد بود. نتیجه این دوپارگی، بلعیده شدن منابع صندوقهاست. در حالی که امید به زندگی در ایران افزایش یافته و بازنشستگان بیش از دو دهه حقوق مستمری دریافت میکنند، خروج زودهنگام آنها از بازار کار باعث میشود صندوقها با کمبود منابع مالی مواجه شده و برای جبران این کسری، دست به دامان کمکهای دولتی شوند. این وابستگی به بودجه عمومی دولت، تبدیل به عاملی برای تورم و بیثباتی اقتصادی میشود.
تجربه جهانی؛ مسیری که ناگزیریم بپیماییم
کشورهای توسعهیافته برای مقابله با این بحران، اصلاحات پارامتریک (مانند افزایش تدریجی سن بازنشستگی) را کلید زدهاند. آنها دریافتند با افزایش امید به زندگی، بازنشستگی در سنین پایین ۵۰ سالگی، نهتنها عادلانه نیست بلکه اتلافی بزرگ از سرمایه انسانی است. نیروی کاری که در ۵۰ سالگی در اوج پختگی و توانمندی تخصصی است، با خروج از بازار کار، عملا به یک «مصرفکننده صرف» در اقتصاد تبدیل میشود، در حالی که میتوانست بهعنوان «تولیدکننده» همچنان به رشد کشور کمک کند.
اصلاحی که گریزی از آن نیست
وضعیت کنونی ایران در سن بازنشستگی، بیش از هر چیز شبیه یک مسابقه دو است که ما در آن با وزنههای سنگین به پا، در حال رقابت با دوندگان جهانی هستیم. تداوم این وضعیت نهفقط صندوقهای بازنشستگی را به لبه پرتگاه ورشکستگی میکشاند بلکه باعث میشود دولتها برای تامین حقوق بازنشستگان از منابعی که میتوانست صرف زیرساختها، آموزش و درمان شود هزینه کنند.
اگرچه اصلاح سن بازنشستگی همواره یکی از سیاستهای غیرمحبوب و چالشبرانگیز برای دولتهاست، اما تجربه جهانی نشان میدهد این «جراحی اقتصادی» برای بقای صندوقها و حفظشأن بازنشستگان در آینده، نه یک انتخاب بلکه یک ضرورت اجتنابناپذیر است. بازنگری در سن بازنشستگی در ایران، بیش از آنکه یک عددبازی اداری باشد، کلید نجات نسلهای آینده از بحران صندوقهای ورشکسته است.
معاون وزیر کشور و رئیس سازمان امور اجتماعی در گفتوگو با «جامجم»:
بازیگر فصل جدید آقای قاضی:
گلپایگانی در گفتوگو با جامجم آنلاین:
رئیس کتابخانه، موزه و اسناد مجلس شورای اسلامی: