چالشهایگذار از برنامه زنده به تولیدی
اسکندری میگوید: تا پیش از بروز شرایط جنگ، این برنامه بهصورت زنده پخش میشد و همین زندهبودن، پویایی و تعامل مستقیمی را با مخاطبان ایجاد کرده بود. بخش قابلتوجهی از آن برنامه به ارتباط با مردم اختصاص داشت و خانوادهها موضوعات و سؤالات خود را مطرح میکردند؛ بهطوری که روزانه شاهد مشارکت ۳۵۰ تا ۴۰۰ پیامک بودیم که نشان از جذابیت و زندهبودن فضای گفتوگو داشت.
او ادامه میدهد: بااینحال، تغییر شرایط تولید به سبک تولیدی، دسترسی بیواسطه به بازخوردها و نبض نظرات مخاطبان را با دشواریهایی همراه کرده است. تیم تولید برای جبران این خلاف، به حضور فعال در گروههای مختلف فضای مجازی روی آورده است تا با رصد موضوعات مورد دغدغه خانوادهها، محتوای برنامه را براساس نیازهای واقعی آنها تنظیم کند.
فصل جدید: نوآوری در فرم و محتوا
بهگفته اسکندری شبکه آموزش باهدف ارتقای کیفی و محتوایی برنامه، درحال نهاییکردن طرحی برای فصل آینده است: براساس این طرح که با موافقت اولیه شبکه روبهرو شده، ساختار برنامه با افزودن آیتمهای متنوع، هم از نظر فرمی و هم از حیث عمق محتوایی دچار تغییرات اساسی خواهد شد. از جمله نوآوریهای درنظر گرفتهشده، طراحی بخشهایی با رویکرد مستندگونه است که خانوادهها در آن حضور یافته و بیواسطه از مسائل خود سخن میگویند. این تهیهکننده سیما ادامه میدهد: بخش داستانگویی در نظر گرفته شده که در آن موضوعات برنامه از زبان کودکان و نوجوانان روایت میشود تا والدین بتوانند چالشهای تربیتی را از دریچه نگاه فرزند خود نیز تماشا کنند.
او اضافه میکند: علاوه بر این، در راستای پایش کیفیت، از کارشناسانی استفاده میشود که بهطور مستقیم با فضای مدارس و خانوادهها در ارتباط هستند تا از طریق این تعاملات میدانی، کاربردیبودن راهکارها سنجیده شود.
اسکندری میگوید: یکی از بخشهای ویژه و ثابت برنامه، معرفی روزانه یک کتاب برای سنین مختلف است. رویکرد تیم برنامه در این بخش، معرفی صرف یک محصول فرهنگی نیست؛ بلکه هدف اصلی، ترویج فرهنگ کتابخوانی و ایجاد تعامل میان اعضای خانواده حول محور محتوای کتابهاست. بهگفته او در این بخش، والدین مهارتهای لازم برای قصهگویی و گفتوگو براساس کتاب را میآموزند تا بتوانند آن را به ابزاری برای بهبود ارتباط با فرزندان و جذابیت بیشتر فضای خانه تبدیل کنند.
او توضیح میدهد که در رویکرد جدید برنامه، اگرچه برای درک بهتر چالشهای تربیتی، از دریچه نگاه کودکان و نوجوانان مثلا مواجهه آنها با آموزش آنلاین یا دوری از دوستان استفاده میشود اما مخاطب هدف، همچنان اولیاهستند.
او تاکید میکند که برنامه قصد ندارد دانشآموزان را بهعنوان مخاطب اصلی هدف قرار دهد، بلکه تلاش میکند زبان مسائل مطرحشده از سوی والدین را بازخوانی کند.
تحلیل عمیق بهجای نگاه سطحی
او درباره مشکلات دامنگیر میان خانوادههای دارای فرزند دانشآموز میگوید: خانوادهها معمولا گلایههای خود را با عناوینی مانند درس نخواندن فرزند یا عدم مسئولیتپذیری او بیان میکنند اما برنامه هیچوقت دیر نیست میکوشد از سطح این معلولها عبور کرده و به علتها برسد. او باور دارد بسیاری از این چالشها ناشی از مشکلاتی نظیر اختلال در تمرکز، ضعف در مسئولیتپذیری یا سایر مسائل روانشناختی و تربیتی است: تیم برنامه با صورتبندی جدید این مسائل و بازکردن دریچههای تازه برای تفکر، به والدین میآموزد که چگونه بهجای سرزنش فرزند، ریشههای اصلی رفتار او را شناسایی کرده و راهکارهای کاربردی برای اصلاح آن بیابند. تهیهکننده برنامه هیچوقت دیر نیست، توضیح میدهد که یکی از محورهای اصلی برنامه، مواجهه هوشمندانه با فضای مجازی است: این موضوع وقتی اهمیت بیشتری پیدا میکند که در دوران کنونی که آموزشهای آنلاین، دسترسی دانشآموزان به این فضا را اجتنابناپذیر کرده است. علاوه بر این، معضل شکاف گفتوگو در خانوادهها، از دیگر دغدغههای جدی برنامهاست. اسکندری همچنین میگوید: گزارشهای دریافتی از مخاطبان، حاکی از وجود فاصلههای عاطفی و خلأ گفتوگو میان والدین و فرزندان است؛ موضوعی که برنامه به طور ویژه بر ترمیم این پیوند و ایجاد زبان مشترک میان اعضای خانواده متمرکز است.
او در پاسخ به این که آیا به موضوع فرزندآوری و جوانی جمعیت میپردازید میگوید: تابهامروز تمرکز ویژهای بر موضوعاتی نظیر جوانی جمعیت و فرزندآوری در برنامه نبوده است اما تمامی تلاشها بر محور تحکیم روابط موجود در خانوادههای دارای دانشآموز متمرکز است. مخاطب ما خانوادههای دارای فرزند هستند و شاید بههمیندلیل تمرکز ما روی فرزندآوری نبوده است.
پایش اثرگذاری و انتخاب کارشناسان
اسکندری همچنین درباره این که آیا اثرگذاری برنامه سنجیده میشود، میگوید: در غیاب بستر تعاملی برنامههای زنده، تیم تولید برای سنجش میزان تاثیرگذاری و رصد بازخوردها، به انتشار گزیدههای برنامه در فضای مجازی روی آورده است. آمار بازدید و تحلیل نظرات و کامنتهای کاربران در این بسترها، اکنون به یکی از ابزارهای اصلی برای ارزیابی مسیر حرکت برنامه تبدیل شده است.
او اضافه میکند: در انتخاب کارشناسان نیز یک وسواس جدی وجود دارد؛ ملاک اصلی، تنها تخصص آکادمیک نیست، بلکه برنامه بر حضور افرادی تاکید دارد که افزون بر دانش علمی، در متن عملیاتی فضای تعلیموتربیت و تعامل با خانوادهها حضور داشته و با پوستوگوشت خود، چالشهای روزمره والدین و دانشآموزان را لمس کرده باشند.
او معتقد است این رویکرد عملیاتی، تضمینکننده این است که راهکارهای ارائهشده در برنامه، نه یک نسخه تئوریک دورازذهن، بلکه مشاورهای واقعبینانه و کارگشا برای خانوادهها باشد.