جنگ ترکیبی در اتاق‌فکر شبکه چهار

در روزگاری که تحولات منطقه‌ای با سرعتی بی‌سابقه در‌حال پیشروی است و مرز میان خبر، تحلیل و روایت‌های رسانه‌ای روزبه‌روز کمرنگ‌تر می‌شود، تلویزیون ایران نیز تلاش کرده با تولید برنامه‌هایی تخصصی‌تر، به فهم عمیق‌تر مخاطب از وضعیت جاری کمک کند. یکی از این برنامه‌ها، «وضعیت جنگی» در شبکه چهار سیما است‌؛ برنامه‌ای که اگرچه در ظاهر در دسته گفت‌وگوهای تحلیلی قرار می‌گیرد اما در عمل سعی دارد از قالب‌های مرسوم فاصله بگیرد و به لایه‌های پیچیده‌تری از مناسبات سیاسی و امنیتی منطقه وارد شود. 
در روزگاری که تحولات منطقه‌ای با سرعتی بی‌سابقه در‌حال پیشروی است و مرز میان خبر، تحلیل و روایت‌های رسانه‌ای روزبه‌روز کمرنگ‌تر می‌شود، تلویزیون ایران نیز تلاش کرده با تولید برنامه‌هایی تخصصی‌تر، به فهم عمیق‌تر مخاطب از وضعیت جاری کمک کند. یکی از این برنامه‌ها، «وضعیت جنگی» در شبکه چهار سیما است‌؛ برنامه‌ای که اگرچه در ظاهر در دسته گفت‌وگوهای تحلیلی قرار می‌گیرد اما در عمل سعی دارد از قالب‌های مرسوم فاصله بگیرد و به لایه‌های پیچیده‌تری از مناسبات سیاسی و امنیتی منطقه وارد شود. 
کد خبر: ۱۵۵۶۷۰۵
نویسنده اکبر یداللهی-گروه رسانه

این برنامه در امتداد سنت برنامه‌هایی مانند آنچه پیش‌تر با عنوان «قرارگاه جنگ» در شبکه افق شناخته می‌شد، قرار می‌گیرد‌؛ با این تفاوت که اگر قرارگاه جنگ بیشتر بر روایت‌های صریح، خطی و گاه ایدئولوژیک از میدان نبرد و تحولات نظامی تمرکز داشت، وضعیت جنگی تلاش می‌کند میدان تحلیل را کمی بازتر کند و از دل گفت‌وگوهای کارشناسی، به درکی چندلایه‌تر از وضعیت برسد. همین تفاوت رویکرد، نقطه آغاز تمایز این دو برنامه به‌شمار می‌آید. 
وضعیت جنگی اساسا بر محور تحلیل تحولات منطقه‌ای، به‌ویژه منازعات مرتبط با ایران و ایالات متحده و نیز جنگ غزه و لبنان شکل گرفته است اما آنچه این برنامه را از بسیاری از تولیدات مشابه متمایز می‌کند، صرفا انتخاب موضوع نیست، بلکه نوع مواجهه با آن است. برنامه تلاش می‌کند به‌جای ارائه روایت‌های تک‌بعدی، به‌سراغ تحلیل‌های چندصدایی برود‌؛ هرچند این چندصدایی‌بودن همچنان در چارچوب مشخصی تعریف شده و نمی‌توان آن را کاملا متکثر دانست. 
یکی از محورهای ثابت برنامه، بررسی مفهوم «جنگ ترکیبی» یا همان جنگ در لایه‌های مختلف سیاسی، رسانه‌ای و اقتصادی است. در این چارچوب، موضوعاتی مانند تنگه هرمز، حقوق ژئوپلیتیک ایران، نقش دانشگاه‌ها در تولید قدرت نرم و حتی بازنمایی رسانه‌ای تحولات منطقه‌ای مورد توجه قرار می‌گیرد. همین گستردگی موضوعات باعث شده وضعیت جنگی صرفا یک برنامه خبری یا تحلیلی روزانه نباشد، بلکه به نوعی تلاش برای صورت‌بندی یک روایت کلان از وضعیت منطقه‌ای تبدیل شود. 
در‌کنار این ویژگی‌ها، نباید از ساختار پخش برنامه نیز غافل شد. وضعیت جنگی به‌صورت روزانه و در چند بخش روی آنتن می‌رود و همین استمرار، به آن امکان می‌دهد تا تحولات را نه به‌صورت مقطعی، بلکه در روندی پیوسته دنبال کند. این ویژگی، به‌ویژه در شرایطی که اخبار منطقه‌ای با سرعت بالا تغییر می‌کنند، اهمیت دوچندان پیدا می‌کند. 
با‌این‌حال، برنامه خالی از چالش و نقد نیست. یکی از مهم‌ترین نقاط قابل بحث، تکرار نسبی برخی مفاهیم و چارچوب‌های تحلیلی است. در برخی قسمت‌ها، مخاطب با این احساس مواجه می‌شود که برخی کلیدواژه‌ها مانند «دشمن‌شناسی»، «جنگ تحمیلی سوم» یا «تقابل تمدنی» بیش از آن‌که در بستر تحلیل‌های متنوع بازتعریف شوند، به‌عنوان مفروضات ثابت برنامه تکرار می‌شوند. این مساله می‌تواند از ظرفیت گفت‌وگوی آزاد و چندجانبه تا حدی بکاهد. 
نکته دیگر، سطح مخاطب هدف برنامه است. وضعیت جنگی به‌وضوح مخاطبی حرفه‌ای‌تر، آشنا با ادبیات سیاسی و رسانه‌ای و تا حدی درگیر مباحث ژئوپلیتیک را هدف قرار داده است. این انتخاب اگرچه به ارتقای سطح بحث کمک می‌کند اما در عین حال ممکن است بخش قابل توجهی از مخاطبان عمومی تلویزیون را از دایره همراهی با برنامه خارج کند. به‌بیان دیگر، برنامه بیشتر به‌سمت یک حلقه تخصصی حرکت کرده تا یک گفت‌وگوی عمومی ملی. 
از سوی دیگر، می‌توان این برنامه را در امتداد سیاست کلی شبکه چهار در سال‌های اخیر تحلیل کرد‌؛ سیاستی که تلاش دارد فاصله خود را با برنامه‌های صرفا گفت‌وگو محور مرسوم تلویزیون حفظ کند و به‌سمت قالب‌هایی برود که عمق تحلیلی بیشتری دارند. در این میان، وضعیت جنگی نمونه‌ای از همین رویکرد است‌؛ برنامه‌ای که بیش از آن‌که بر گفت‌وگوی ساده میان مجری و کارشناس تکیه کند، سعی دارد یک فضای فکری منسجم پیرامون یک مساله ایجاد کند. 
از منظر محتوایی، پرداختن به موضوعاتی مانند نقش رسانه‌های غربی در شکل‌دهی افکار عمومی، تحلیل رفتار آمریکا در منطقه و بررسی تحولات غزه و لبنان، باعث شده برنامه در فضای رسانه‌ای کشور جایگاه خاصی پیدا کند. این موضوعات، به‌ویژه در شرایطی که افکار عمومی منطقه با حجم بالایی از اخبار و روایت‌های متعارض مواجه است، اهمیت بیشتری می‌یابند. 
با این حال، یکی از ضعف‌های ساختاری برنامه را می‌توان در میزان پرداخت به دیدگاه‌های کاملا متفاوت یا حتی مخالف دانست. اگرچه برنامه تلاش می‌کند تنوع دیدگاه داشته باشد اما این تنوع اغلب در محدوده مشخصی از گفتمان‌ها باقی می‌ماند. در نتیجه، برخی نقدها و دیدگاه‌های بیرون از این چارچوب کمتر مجال بروز پیدا می‌کنند. 
در مجموع، وضعیت جنگی را می‌توان تلاشی جدی برای عبور از سطحی‌نگری در تحلیل مسائل منطقه‌ای دانست‌؛ تلاشی که در برخی بخش‌ها موفق بوده و در برخی دیگر هنوز جای کار دارد. این برنامه بیش از آن‌که صرفا یک تولید تلویزیونی باشد، نوعی کوشش برای ساختن یک چارچوب تحلیلی درباره «وضعیت کنونی منطقه» است‌؛ چارچوبی که می‌خواهد نشان دهد جنگ امروز، دیگر صرفا در میدان نبرد نظامی خلاصه نمی‌شود، بلکه در ذهن‌ها، رسانه‌ها و ساختارهای اقتصادی و سیاسی نیز جریان دارد. 
در نهایت، می‌توان گفت وضعیت جنگی در میان انبوه برنامه‌های تلویزیونی، جایگاهی میان گفت‌وگوی رسانه‌ای و تحلیل راهبردی پیدا کرده است‌؛ جایگاهی که اگرچه هنوز به ثبات کامل نرسیده اما ظرفیت آن را دارد که به یکی از برنامه‌های اثرگذار در حوزه تحلیل مسائل منطقه‌ای تبدیل شود. 

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها