با این حال موشکهای ایرانی بدون توجه به این حملات همچنان شلیک میشدند. یکی از اهالی یزد در این خصوص به روزنامه انگلیسی فایننشال تایمز گفت: «نیروهای ایالات متحده و اسرائیل مدام آن کوهها را بمباران میکردند و ایران نیز تا آخرین لحظات پیش از اعلام آتشبس، به پرتاب موشکهای خود ادامه داد.» درواقع میزان تابآوری شهرهای موشکی زیرزمینی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی به یکی از مهمترین و چالشبرانگیزترین مسائل در ارزیابیهای پس از بمباران امسال توسط سنتکام و ارتش اشغالگر قدس تبدیل شده است. در حالی که دونالد ترامپ، رئیسجمهور آمریکا بر خسارتهای ظاهری واردشده به این تأسیسات تمرکز کرده است، مقامات ایرانی و برخی از تحلیلگران بین المللی تاکید دارند این نبرد سوم تحمیلی ثابت کرد توان موشکی ایران نابودشدنی نیست. با ترک مخاصمه طرفین، اکنون بخش عمدهای از زرادخانه تهران برای رویارویی بعدی احتمالی با متجاوزان آماده خواهند شد.
موفقیت جنگاوری نامتقارن
عمق بسیاری از این سایتهای موشکی، آنها را تا حد زیادی در برابر بمبارانهای هوایی متعارف مصون ساخته است. نکته حائز اهمیت آن است که حتی برخی از این تأسیسات زیرزمینی در طول جنگ نیز مورد استفاده قرار نگرفتند چراکه شمار بسیاری از پایگاههای دیگر همچنان عملیاتی باقیمانده بودند. موفقیتهای فوق و سرنوشت شهرهای موشکی، بهطور بنیادین این باور را در میان تحلیلگران تقویت کرده است که بازدارندگی نظامی از ضمانتهای دیپلماتیک دنیای فانتزی حقوق بینالملل مؤثرتر خواهد بود. هیچ بمبافکنی نمیتواند اقدام مؤثری علیه تأسیسات ایجاد شده در عمق بیش از ۷۰متری زمین انجام دهد. تماشای بمبافکنهای بی-۵۲ که چندین بمب سنگرشکن را روی یک سایت واحد فرومیریزند، شاید هراسآور بهنظر میرسید. با این حال تنها چند ساعت بعد، موشکها از همان مکان پرتاب میشدند. این تأسیسات قابل انهدام نیستند. ایران از تجربه قابل توجهی در زمینه تونلسازی برخوردار بوده که حاصل دههها احداث خطوط مترو و تونلهای طویل در مناطق کوهستانی است. بهعنوان نمونه مجتمع موشکی یزد تقریبا ۵۰۰متر در دل کوههای اطراف امتداد دارد و در طول این درگیری بهطور کامل عملیاتی باقی مانده است. اگرچه بمبارانها برخی ورودیهای این شهرهای موشکی را تخریب کردند اما این مسیرها با سرعت زیادی بازگشایی شدند.
تحسین جهانیان
نیکول گرایوسکی، استادیار دانشگاه ساینسپو در گفتوگو با فایننشال تایمز اظهار داشت که شواهد بهدست آمده از این نبرد نشان میدهند ایران بسیار سریعتر از حد تصور بسیاری از ناظران، در حال بازسازی دسترسی به بخشهای مختلف این شبکه نظامی بوده است. او در این خصوص گفت: «ما این موضوع را تنها در مراحل پایانی نبرد متوجه شدیم چراکه به یک پایگاه مشخص حملات مداومی صورت میگرفت و سپس ایران دوباره از همان نقطه اقدام به شلیک میکرد. آنها حجم زیادی از پایگاهها را خاکبرداری و پاکسازی میکنند و این کار را حتی در جریان نبرد نیز پیش میبردند.» بهگفته این استاد دانشگاه، الگوی تکرارشونده حملات و بهدنبال آن پرتاب مجدد موشکها، نشاندهنده خاکبرداری سریع، تعمیرات تجهیزات پرتاب یا استفاده از ماکتهای فریبدهنده است. او افزود: «سرعت بالا در بازسازی و پاکسازی پایگاههای موشکی در بحبوحه جنگ، آن هم در حدی که برای شلیک چند موشک و عملیاتی نگهداشتن پایگاه کفایت کند بسیار چشمگیر بود.» گرایوسکی استدلال کرد که این نیروی سپاه عملکردی بهتر از حد انتظار بسیاری از کارشناسان بر جای گذاشتند؛ بهویژه هنگامی که اهدافی را در خلیج فارس مورد اصابت قرار دادند. او در پایان خاطرنشان کرد: «راهبرد موشکی درواقع یک راهبرد بقا بود. وقتی به این موضوع از یک چشمانداز راهبردی و بلندمدت نگاه میکنیم، جنبه قابلیت بقای این سامانه اهمیت بالایی مییابد و این مسأله تنها به ابعاد تاکتیکی و عملیاتی محدود نمیشود.»
بزرگترین زرادخانه غرب آسیا
برنامه موشکی جمهوری اسلامی ایران در طول چهار دهه گذشته، از یک بخش لجستیکی کوچک در زمان جنگ با عراق به بزرگترین و متنوعترین زرادخانه موشکی در منطقه غرب آسیا تبدیل شده است. براساس ارزیابیهای نهادهای اطلاعاتی بینالمللی، ایران اکنون هزاران فروند موشک بالستیک و کروز در انواع مختلف در اختیار دارد که هسته سخت راهبرد نظامی بازدارندگی نامتقارن این کشور را تشکیل میدهند. این شبکه نظامی گسترده علاوه بر پرتابگرهای متحرک روی خودروهای سنگین، بر پایه مفهوم ساختاری «شهرهای موشکی زیرزمینی» بنا شده است؛ دژهای بتنی و گرانیتی در عمق ۱۰۰ تا ۵۰۰متری زمین که بقای این تسلیحات را در برابر حملات پیشدستانه تضمین میکنند. توسعه فناوری موشکهای بالستیک ایران از نظر برد و دقت، محاسبات راهبردی را در شعاع ۲۰۰۰کیلومتری از مرزهای این کشور بهطور ریشهای تغییر داده است. موشکهای سوخت مایع خانواده شهاب و موشکهای پیشرفتهتر سوخت جامد نظیر سری سجیل، خیبرشکن و موشکهای هایپرسونیک فتاح با بردی بین ۱۴۰۰ تا ۲۰۰۰کیلومتر قادرند اهداف مورد نظر را با خطای دایرهای احتمالی کمتر از ۱۰متر هدف قرار دهند. سرمایهگذاری سنگین ایران روی سامانههای هدایت دقیق در یک دهه اخیر باعث شده است این تسلیحات از ابزارهای صرفا روانی و استراتژیک، به سلاحهای تاکتیکی کارآمد برای انهدام دقیق زیرساختهای نظامی و حیاتی دشمن تبدیل شوند. ابعاد اقتصادی و لجستیکی این برنامه با تکیه بر خودکفایی صنعتی، پایداری عملیاتی بالایی را برای تهران در مواجهههای طولانیمدت به ارمغان آورده است. رهگیری موشکهای ایران برای سامانههای پدافندی نظیر گنبد آهنین، فلاخن داوود و پیکان، هزینهای بین ۱ تا ۳میلیون دلار به ازای هر موشک پدافندی در پی دارد. این عدم تقارن مالی چشمگیر در کنار توانایی شبکه کارخانههای زیرزمینی ایران برای شلیک همزمان رگبارهای چندده فروندی، عملا پدافندهای موشکی چندلایه را با خطر اشباع تدافعی و تخلیه سریع ذخایر تسلیحاتی مواجه میسازد.
اولتیماتوم جمهوریخواهان برای خروج
با آشکار شدن ابعاد شکست سنتکام در جنگ با ایران و در نتیجه استمرار انسداد تنگه هرمز که زمینه بحران اقتصادی درون ایالات قرمز آمریکا را فراهم کرده است. جمهوریخواهان ابتدا امیدوار بودند که رئیسجمهوری آمریکا به جدول زمانی اولیه جنگ چهار تا شش هفتهای پایبند بماند. سپس به او ۶۰روز دیگر فرصت دادند و با انقضای آن مهلتشان برای پایان جنگ تا تابستان تمدید شد. بیش از ۱۲نفر از مسئولان حزب جمهوریخواه، مقامات انتخاباتی و استراتژیستهای حزب در ایالات کلیدی در مصاحبه با نشریه پولیتیکو متفقالقول هستند که حول و حوش روز کارگر (۱۶شهریور) مهلت قطعی جدید برای پایان جنگ با ایران محسوب میشود.