امام هادی(ع) تدابیری برای شرایط زمان خود داشت که امام عسکری(ع) با ادامه همان شرایط روش و تدبیر امام عسکری را ادامه داد و این برنامه را به غایت رساند و برای آمادهسازی شیعه به پذیرش و تحمل دوره غیبت حضرت صاحب(عج) آماده کرد.
امام عسکری(ع) که به ابنالرضا نیز معروف بود با وجود همه این فشارها و کنترلها و مراقبتهای بیوقفه حکومت عباسی، رابطه خود را با شیعیان و نقاط شیعه، با روشها و تدابیر مختلف برقرار ساخت؛ پایهریزی تمدن مهدوی با تدابیر و پیشبینیهای امام عسکری(ع) محقق شد و تمامیت شیعه و آینده آن به اقدامات امام بستگی داشت.
.1 توسعه و نهادینهکردن شبکههای نمایندگی
آغاز این حرکت از دوران امام کاظم(ع) بود. سپس امام هادی(ع) گامهای بعدی را برداشت و نهایتا امام عسکری(ع) آن را به سرانجام رساند و میراثی بیهمتا برای شیعه در دوران غیبت به یادگار نهاد.
شیوه مدیریت و ارتباط و اداره جامعه و حفظ پیروان مکتب و روحیه آنان و انسجام و بهروز کردن باورها در هر شرایط سخت در زمان امام حسن عسکری(ع) انجام گرفت.
2. استفاده از ابزار مختلف برای ارسال پیام و پیک پنهان
امروزه با گسترش شبکههای ارتباطی، مساله ارتباط، جز کنترل سیستماتیک از سوی متولیان شبکه، مشکل چندانی ندارد. اما در زمان امام عسکری(ع)، امام برای حفظ پیروان از لو رفتن در دستگاه مخوف عباسیان و نظامیان آنان در گستره قلمرو وسیع، شگردهای بیهمتایی داشت.
او از طریق اعزام پیکها و ارسال پیامهای استتارشده در لابهلای ابزاری چون چوب و در پوشش دستفروشی، با پیروان خود ارتباط برقرار میساخت و از این رهگذر مشکلات آنان را برطرف میکرد.
در این زمینه بهعنوان نمونه میتوان از فعالیتهای «ابوالادیان»، یکی از نزدیکترین یاران امام یاد کرد. او نامهها و پیامهای امام را به پیروان آن حضرت میرساند و متقابلا نامهها، سؤالها، مشکلات، خمس، و دیگر وجوه ارسالی شیعیان را دریافت میکرد و در سامرا تحویل محضر امام عسکری(ع) میداد. گذشته از پیکها، امام از طریق مکاتبه نیز با شیعیان ارتباط داشت و از این رهگذر آنان را زیر چتر هدایت خویش قرار میداد. نامهای که امام حسن عسکری(ع) به «ابن بابویه» نوشته نمونه از این نامههاست.
.3 تاسیس نمایندگی در مراکز مختلف
امام حسن عسکری(ع) نوع دیگری از ارتباط با شیعیان را از طریق فعالیتهای مخفی نزدیکترین یاران خود برقرار میکرد. بدین منظور، افرادی مورد اعتماد را بهعنوان نماینده در نقاطی چون بغداد و مراکز مهم جمعیتی میگماشت. این نمایندگان نیز خود با افرادی در مناطق و مراکز دیگر در ارتباط بودند. از جمله این یاران، «عثمان بن سعید عمری» بود که از نزدیکترین و صمیمیترین اصحاب امام بهشمار میرفت و زیر پوشش روغنفروشی فعالیت میکرد.
شیعیان و پیروان حضرت عسکری(ع) اموال و وجوهی را که میخواستند به امام تحویل دهند به او میدادند و عثمان آنها را در ظرفها و مشکهای روغن قرار داده و به حضور امام میرساند.
4. ارتباط از طریق نمایندگانی از مردم
تماس مستقیم با امام، با فرستادن افرادی از طرف شیعیان به محضر آن حضرت، نوع دیگری از وجود ارتباط میان امام و دوستانش بود. از جعفر بن شریف جرجانی نقل شده است که گفت: به زیارت خانه خدا مشرف شدم و در سامرا خدمت امام حسن عسکری(ع) رسیدم، خواستم اموالی را که دوستان به وسیله من فرستاده بودند به آن حضرت بدهم، پیش از آنکه بپرسم، به چه کسی بدهم امام فرمود: آنچه را همراه آوردهای به مبارک، خادم من بسپار.
انعکاس تلاشهای امام عسکری(ع) و شناخت ابعاد و نتایج آن، فراتر از گنجایش یک مقاله محدود است. امام که همواره زیر نظر و مورد حسادت عباسیان بود، با تضعیف پایههای حکومت، فشار بر اهلبیت(ع) فزونی مییافت. او با وجود جایگاه والای معنوی، ناگزیر در دربار حاضر میشد و اعلام حضور میکرد. سرانجام این حسادت و حصر به جایی رسید که امام حسن عسکری(ع) در نخستین روز ربیعالاول سال ۲۶۰ قمری مسموم شد و در هشتم همان ماه، روز جمعه، در ۲۸ سالگی به شهادت رسید و در خانهاش در سامرا به خاک سپرده شد. همه این روشهای امام در حفظ موجودیت شیعه و گسترش فرهنگ و تمدن شیعی الگو شد برای علمای بعد و شاگردان معدود حضرت و نواب که در جمع مبانی علمی شیعه کوشیدند.
5. امام عسکری(ع) و زیارت اربعین
امام هادی(ع) زیارت جامعه را به شیعه تعلیم داد تا باورها و عقاید ایشان را تکمیل کند. بیتردید این متن در همه اعصار بینظیر بوده و جامعترین آموزههای خداشناسی و امامشناسی در آن گنجانده شده است. امام عسکری(ع) نیز زیارت اربعین را بهعنوان کاملترین راهبرد شیعه برای آینده و حفظ تمامیت دین مطرح کرد. تأکید امام بر این زیارت، با توجه به شرایط خاص سیاسی و اجتماعی دوران امامت ایشان، از آن روست که شیعه نیاز داشت نمادهای خود را علنی کند؛ چراکه پس از امام عسکری(ع) دوره حضور امامان پایان مییافت و دوران غیبت صغری و کبری آغاز میشد. از اینرو شیعه باید انسجام خود را در این نمادها به نمایش بگذارد و از نظر جمعیتی شاخص باشد و اظهار وجود کند. اگر شعارها و نمادهای خود را علنی نسازد، ممکن است در طول تاریخ راه گم کند و تشیع نیز مانند دیگر جریانهای مذهبی، با توجه به غیبت امام و شرایط سخت، از نظر عقیدتی رو به زوال رود. امام عسکری(ع) بقای شیعه را به زیارت اربعین امام حسین(ع) پیوند میزند؛ چراکه نهضت عاشورا عامل بقا و حیات اسلام ناب و تشیع بوده است. از اینرو امام میخواهد با همان شعارهای حسینی، نهضت زنده بماند و هدفها و آرمانهای امام حسین(ع) استمرار یابد. لذا ویژگیهای خاص شیعه را میشمارد تا شیعه از پویایی برخوردار باشد. اگر امام نمادهای شیعه را در پویایی و حضور میداند، از این نگاه میتوان دریافت که شیعه میتواند انسجام خود را در حضور در صحنههای عبادی جمعی و علنی برپا کردن فرایض دینی به نمایش بگذارد؛ از نمازهای جمعه و جماعت گرفته تا حج و زیارت امام حسین(ع) که امروز در کربلا با حضور میلیونی محسوس و آشکار است. امام عسکری(ع) اتحاد و انسجام را در پیوند با امام حسین(ع) قابل دسترسی میداند و از اینرو به سوی اربعین و زیارت آن اشاره میکند. انگار امام عظمت امروز شیعه را تجسم کرده و برای خلاصی و رهایی انسان امروز از بدبختیهای دوره غیبت به اربعین و عظمت امامحسین(ع) اشاره میفرماید. زندهداشت اربعین زندهداشت امام حسین(ع) و نهضت عاشورا و کربلا با تمام محتوای نهضت حسینی است. لذا شیعه امروز با سرافرازی به نهضت امام حسین(ع) مینگرد و از آن در انسجام اسلامی بهرهمند میشود. امام عسکری(ع) با این شیوه و راهبرد مهدویت را به نهضت عاشورا کلید میزند و متصل میکند که حیات و پویایی اسلام در گرو این دو مسأله حیاتی است. آنچه امام با طرح زیارت اربعین مطرح فرمود امروز تجسم عینی یافته است و همه انظار بشری به سوی کربلا و اربعین خیره شده و فرهنگ و تمدن اسلامی در تعالی بزرگ و خیرهکننده با اربعین خودنمایی میکند.