انسجام ملی، با تضعیف رسانه‌ ملی محقق نمی‌شود

امیرحسین بانکی پور  نماینده مجلس شورای اسلامی
رهبر معظم انقلاب بارها بر ضرورت حفظ انسجام جامع و پرهیز از ورود به بحث‌های حاشیه‌ای تاکید کرده‌اند‌؛ ضرورتی که در شرایط جنگ ترکیبی و در میانه جنگ روایت‌ها، اهمیتی دوچندان دارد. در چنین جنگی، رسانه‌ملی یکی از مهم‌ترین خطوط مقدم دفاع از حقیقت، هویت و منافع ملی است و نمی‌توان نقش آن را در روایت رخدادها و ایجاد هم‌صدایی در جامعه نادیده گرفت.
کد خبر: ۱۵۶۳۴۴۳
نویسنده امیرحسین بانکی‌ پور - نماینده مجلس شورای اسلامی
در جنگ ترکیبی، میدان نبرد تنها به رویارویی نظامی محدود نمی‌شود. دشمن همزمان زیرساخت‌ها، افکار عمومی، سرمایه اجتماعی و اعتماد مردم به نهادهای ملی را هدف قرار می‌دهد. جنگ روایت‌ها بخش جدایی‌ناپذیر این رویارویی است و صداوسیما، به‌عنوان رسانه فراگیر کشور، در خط مقدم این میدان قرار دارد. در جنگ ۱۲ روزه و جنگ ۴۰ روزه نیز شاهد بودیم که رسانه‌ملی همزمان هدف حملات سخت‌افزاری و نرم‌افزاری دشمن قرار گرفت. 

شاید پس از نیروهای مسلح، کمتر نهادی به‌اندازه صداوسیما در جریان جنگ مورد اصابت و هجمه قرار گرفته باشد. ساختمان‌ها و زیرساخت‌های رسانه‌ای هدف حمله قرار گرفتند و همکاران رسانه‌ملی در شرایطی دشوار و پرخطر، مسئولیت خود را ادامه دادند. با این حال، عجیب است کسانی که به‌طور مستمر بر ضرورت حفظ انسجام و پرهیز از حاشیه‌ها تاکید می‌کنند، در همان شرایط به تخریب و تضعیف صداوسیما می‌پردازند. این دوگانگی در گفتار و رفتار، بیش از آن‌که به اصلاح امور کمک کند، به تقویت روایت دشمن منجر می‌شود. 

اگر سخن از وحدت و انسجام ملی است، باید حرمت همه ارکان نظام و نهادهای مسئول حفظ شود. نقد، حق طبیعی و لازمه اصلاح است اما نقد با تخریب و هجمه بی‌محابا تفاوت دارد. نمی‌توان در برابر کوچک‌ترین انتقاد از عملکرد برخی افراد، فریاد برآورد که انسجام ملی آسیب دیده است اما همزمان با ادبیاتی همسو با دشمن، رسانه‌ملی را هدف قرار داد و همه تلاش‌های آن را زیر سؤال برد. 

انتقاد سازنده، زمانی معنا پیدا می‌کند که بر پایه انصاف، واقعیت و شناخت شرایط باشد. صداوسیما نیز مانند هر نهاد دیگری ممکن است دچار ضعف یا کاستی باشد و خود این رسانه همواره پذیرای نقدهای کارشناسی بوده است اما نادیده‌گرفتن شرایطی که کارکنان رسانه‌ملی در آن به وظیفه خود عمل کرده‌اند، با انصاف و اخلاق حرفه‌ای سازگار نیست. 

در روزهای جنگ، زیرساخت‌های رسانه‌ای آسیب دیده و نیروها پراکنده بودند. در بسیاری از موارد، تعداد محدودی از همکاران، مسئولیت‌هایی را بر‌عهده داشتند که در شرایط عادی میان چندین نفر تقسیم می‌شد. گاه در مکانی جدا از ساختمان‌های اصلی صداوسیما، با امکانات محدود و نیروی انسانی بسیار اندک، تنها دو یا سه نفر همه مراحل تولید و پخش یک برنامه را انجام می‌دادند تا برنامه به‌موقع روی آنتن برود. برنامه‌های زنده نیز در همین شرایط دشوار ادامه پیدا کرد. 

این دشواری‌ها تنها به کمبود امکانات محدود نبود. برخی از همکاران صداوسیما تهدید به مرگ شدند، خانه برخی از آنان به آتش کشیده شد و خانواده‌هایشان مورد تهدید قرار گرفتند. با وجود همه این فشارها، کارکنان رسانه‌ملی میدان را ترک نکردند و تلاش کردند صدای مردم، روایت مقاومت و حقیقت رخدادها را به مخاطبان برسانند. 
 
در چنین شرایطی، آیا رواست رسانه‌ای که خود در معرض حمله سخت و نرم دشمن قرار دارد، بی‌محابا مورد هجمه قرار گیرد؟ آیا می‌توان از همکارانی که با وجود تهدید و ناامنی برای حفظ جریان اطلاع‌رسانی و تولید برنامه‌های زنده تلاش کرده‌اند، انتظار داشت که از سوی مدعیان انسجام ملی نادیده گرفته شوند یا حتی متهم شوند؟

نقد عملکرد صداوسیما برای ارتقای کیفیت و افزایش اثرگذاری آن ضروری است اما نقد باید به اصلاح کمک کند، نه این‌که به تضعیف سرمایه ملی بینجامد. در شرایط جنگی، هر سخنی که اعتماد عمومی به رسانه‌ملی را هدف قرار دهد، باید با دقت و مسئولیت بیشتری بیان شود‌؛ زیرا دشمن دقیقا از همین شکاف‌ها برای پیشبرد جنگ شناختی خود استفاده می‌کند. 

رسانه‌ملی در یک سال جنگ، به‌ویژه در روایت فتح جامعه، هم‌صدایی با مردم و انعکاس دیدگاه‌ها و مطالبات آنان، مسئولیت سنگینی بر‌عهده داشت. این رسانه در کنار پوشش اخبار و رویدادها، تلاش کرد روایت مردم را به میدان بیاورد و نشان دهد جامعه در برابر تهدید و تجاوز، ایستاده و مقاوم است. ممکن است در این مسیر کاستی‌هایی وجود داشته باشد اما نادیده گرفتن اصل این تلاش، تصویری ناقص و ناعادلانه ارائه می‌دهد. 

انسجام ملی با شعار حفظ نمی‌شود‌؛ با رفتار مسئولانه، رعایت انصاف و پرهیز از دوگانه‌گویی حفظ می‌شود. کسانی که از وحدت سخن می‌گویند، باید در عمل نیز مراقب باشند به تضعیف نهادهایی نپردازند که در خط مقدم دفاع از کشور و حقیقت ایستاده‌اند. اگر ایرادی وجود دارد، باید آن را منصفانه و در مسیر اصلاح مطرح کرد، نه با ادبیاتی که در نهایت با روایت دشمن هم‌جهت می‌شود. 

در شرایطی که دشمن، صداوسیما را همزمان با نیروهای نظامی هدف قرار داده و می‌کوشد اعتماد مردم به رسانه‌ملی را از میان ببرد، حمایت مسئولانه از این رسانه به معنای چشم‌پوشی از ضعف‌ها نیست‌؛ بلکه به معنای دفاع از اصل رسانه‌ملی و جایگاه آن در دفاع از منافع کشور است. مدعیان انسجام باید درباره این دوگانگی رفتاری به ملت پاسخ دهند که چرا در سخن از وحدت می‌گویند اما در عمل، هم‌صدا با دشمن، رسانه‌ملی را تضعیف می‌کنند. 

رسانه‌ملی نیازمند نقد است اما بیش از آن، نیازمند انصاف است. در جنگ روایت‌ها، تضعیف رسانه‌ای که باید روایتگر حقیقت و صدای مردم باشد، نه اصلاح‌طلبی است و نه کمک به انسجام‌؛ بلکه اقدامی است که ناخواسته میدان را برای روایت‌سازی دشمن باز می‌کند. 
newsQrCode
ارسال نظرات

نیازمندی ها