رسانه‌ملی و آزمون اقناع

صداوسیما در هر نظام سیاسی، صرفا یک تریبون خبری یا ابزار اطلاع‌رسانی نیست‌؛ رسانه‌ملی در حقیقت آینه‌ای است که هم باید صدای مسئولان را به‌روشنی بازتاب دهد و هم نسبت خود را با افکار عمومی حفظ و تقویت کند.کارکرد این رسانه آنگاه ارزشمند و اثرگذار است که بتواند میان واقعیت‌های موجود، عملکرد دستگاه‌های اجرایی و انتظارات مردم، پلی مطمئن و پایدار ایجاد کند. 
کد خبر: ۱۵۶۳۴۴۲
نویسنده علیرضا سربخش


با‌این‌حال، وقتی رسانه‌ای با وجود تلاش گسترده برای انعکاس اقدامات دولت و دستگاه‌های اجرایی، همچنان زیر شدیدترین هجمه‌ها و انتقادات قرار می‌گیرد، نباید مساله را فقط در سطح حمله و دفاع رسانه‌ای دید. پرسش اصلی و جدی‌تر این است که چرا میان روایت رسمی و پذیرش اجتماعی، این‌قدر فاصله افتاده و چرا هر اقدامی در جهت انعکاس عملکرد مسئولان، به‌جای ایجاد اعتماد، با واکنش منفی مخاطب روبه‌رو می‌شود. 

نکته روشن این است که صرف بازتاب‌دادن سخنان و برنامه‌های مسئولان، به‌تنهایی به‌معنای اثرگذاری رسانه‌ای نیست. رسانه زمانی موفق است که روایتش قابل اعتماد، منسجم و اقناع‌کننده باشد و بتواند ذهن مخاطب را با خود همراه کند. اگر مردم احساس کنند آنچه می‌شنوند بیشتر از جنس گزارش یک‌سویه و تبلیغ محض است تا روایت دقیق و متوازن، طبیعی است که اعتمادشان به رسانه آسیب ببیند و هر موج انتقادی، به‌سرعت دامنه پیدا کند. از همین زاویه، هجمه‌ها به صداوسیما فقط یک واکنش بیرونی یا توطئه‌ای از پیش طراحی‌شده نیست‌؛ بلکه نشانه‌ای است از یک چالش عمیق‌تر در شیوه روایت و در نسبت برقرارشده میان رسانه و جامعه. هر جا این نسبت بر پایه صداقت، شفافیت و بی‌طرفی واقعی بنا نشود، همان‌جا نقطه‌ای خواهد بود که اعتماد عمومی از آن سوراخ می‌شود. 

در عین حال، باید منصف بود و کارنامه صداوسیما را در بزنگاه‌های حساس کشور نادیده نگرفت. رسانه‌ملی در لحظات حساس و سرنوشت‌ساز، مانند دوران جنگ و بحران‌های بزرگ، وظیفه‌ای سنگین بر دوش داشته و در موارد متعددی ثابت کرده است که می‌تواند منبع موثق و قابل اتکایی برای خبر باشد. نمونه بارز آن، ایام جنگ و نبردهای اخیر است که بسیاری از خبرنگاران و روزنامه‌نگاران خارجی نیز، حتی برای یافتن حقیقت درباره ادعاهای مقامات خارجی، به صداوسیمای ما مراجعه می‌کردند تا صحت‌و‌سقم اخبار را از منابع داخلی و موثق به‌دست آورند. آمارها نیز نشان می‌دهد که بخش قابل‌توجهی از مردم، اخبار موثق را از رسانه‌ملی دریافت می‌کردند و این، دستاوردی نیست که بتوان به‌سادگی از کنار آن گذشت. این تجربه‌ها نشان می‌دهد که رسانه‌ملی توانایی لازم برای تبدیل‌شدن به مرجع اعتماد را دارد‌ اما این توانایی، باید در همه شرایط و نه فقط در مواقع بحرانی، به‌کار گرفته شود. 
با این وجود، نمی‌توان از رسانه‌ملی انتظار داشت که بیرون از متن تحولات و خارج از شرایط بایستد و به‌گونه‌ای عمل کند که گویی در خلأ قرار دارد. اگر دولت‌ها و دستگاه‌های اجرایی می‌خواهند کارنامه‌شان به‌درستی دیده و قضاوت شود، باید بدانند که دیده‌شدن فقط با خبررسانی و اعلام رسمی اتفاق نمی‌افتد‌؛ بلکه با صداقت، دقت، تنوع دیدگاه و پرهیز از کلی‌گویی است که اعتماد ساخته می‌شود. رسانه‌ای که می‌خواهد مرجع بماند، ناگزیر است هم بازتاب‌دهنده باشد و هم پرسشگر‌؛ هم صدای مسئولان را به‌گوش مردم برساند و هم مطالبات و دغدغه‌های مردم را به مسئولان منتقل کند. رسانه‌ای که فقط یک‌طرفه سخن بگوید، خیلی‌زود از جایگاه مرجعیت فاصله می‌گیرد و به ابزار تبلیغ تنزل پیدا می‌کند. 
از همین جا می‌توان به ریشه اصلی مساله رسید: صداوسیما زمانی می‌تواند از زیر فشار هجمه‌ها و انتقادات بیرون بیاید که از صرف بازتاب‌دهی عبور کند و به سطح اقناع برسد. اقناع، محصول تزئین واقعیت یا پنهان‌کردن نارسایی‌ها نیست‌؛ اقناع، نتیجه روایت درست و صادقانه از واقعیت است. هرچه فاصله میان زبان رسانه و تجربه زیسته مردم بیشتر شود، میدان برای حمله و به‌حاشیه‌راندن رسانه بازتر می‌شود. و برعکس، هرجا رسانه بتواند میان دستگاه اجرایی، منطق حاکمیت و ذهن مخاطب پل بزند، هم اعتبار خود را حفظ می‌کند و هم نقش ملی و تاریخی‌اش را به‌درستی ایفا می‌کند. این پل‌زنی مستلزم آن است که رسانه نه‌فقط در میانه بحران، بلکه در همه زمان‌ها، روایت اول را به‌موقع، دقیق و شفاف ارائه کند. تاخیر در بیان روایت، هر‌چند ناشی از هماهنگی‌های نهادی و ملاحظات سازمانی باشد، در ذهن مخاطب به ضعف و فرصت‌سوزی تعبیر می‌شود و به‌جای آن‌که میدان را برای رسانه‌ملی نگه دارد، میدان را به دیگران واگذار می‌کند تا هرچه می‌خواهند بگویند. 

در نهایت، مساله صداوسیما فقط یک بحث رسانه‌ای یا یک مناقشه حرفه‌ای نیست‌؛ بخشی از مساله حکمرانی و نسبت میان قدرت و جامعه است. رسانه‌ای که نتواند میان عملکرد دولت و داوری افکار عمومی پیوندی عمیق و قابل اعتماد برقرار کند، ناخواسته به میدان منازعه تبدیل می‌شود و به‌جای آن‌که نقش‌آفرین باشد، نقشِ هدفِ انتقاد را بر‌عهده می‌گیرد. راه برون‌رفت از این وضعیت، نه در انفعال و سکوت است و نه در تبلیغ صرف و یک‌سویه، بلکه در بازسازی اعتماد از مسیر روایت حرفه‌ای، شفاف، صادقانه و مسئولانه است. رسانه‌ای که بتواند این مسیر را بپیماید، نه فقط از هجمه‌ها در امان می‌ماند، بلکه به‌عنوان مرجع اصلی و معتمد افکار عمومی، جایگاه واقعی خود را در ساختار اجتماعی و سیاسی کشور تثبیت می‌کند. 

newsQrCode
برچسب ها: علیرضا سربخش
ارسال نظرات

نیازمندی ها