همگرایی مردم در روزهای خطر
گاهی بزرگترین دستاورد یک جنگ نه در میدان نبرد بلکه در رفتار مردم نمایان میشود. جنگ ۱۲ روزه فرصتی بود تا نوعی همدلی کمسابقه میان اقشار مختلف جامعه شکل بگیرد. دکتر حامد نیکونهاد، عضو هیات علمی دانشگاه شهید بهشتی در گفتوگو با جامجم، همگرایی جنگ ۱۲ روزه و جنگ تحمیلی سوم را نتیجه حقباوری ملت مسلمان ایران میداند و میگوید: «ملت ایران بهخوبی جایگاه خود را در جبهه حق شناسایی کرده و میداند که بدخواهان و دشمنان این مرز و بوم در جبهه باطل قرار دارند. همبستگی، همگرایی، اتحاد و یکپارچگی ملت حول شعار «اللهاکبر» نشان میدهد که محور وحدت جامعه، آموزههای قرآنی و ایمان دینی مردم است.» او با اشاره به مهمترین درس راهبردی و اثر اجتماعی جنگ ۱۲ روزه ادامه میدهد: «مهمترین درس راهبردی و اثر اجتماعی که جامعه ایران از تجربه جنگ ۱۲ روزه آموخت، این است که جامعه ایرانی بهخوبی دریافت انگیزه دشمن با مذاکره یا عقبنشینی، تحت هیچ شرایطی کاهش نخواهد یافت. دشمنی که فریبکار و جنایتکار است، برای دستیابی به اهداف خود از هیچ نقض عهدی دریغ نمیکند و از هر فرصت و در هر زمان برای آسیب رساندن به جامعه ایرانی، نخبگان، زیرساختها، سرمایههای مادی و معنوی کشور استفاده خواهد کرد.»
غیرنظامیان در میانه آتش
شاید هیچ تصویری به اندازه تصویر کودکانی که در این جنگ شهید شدند و آسیب دیدند، نتواند چهره واقعی جنگ را آشکار کند. از نوزادان و خردسالانی که قربانی این جنایات شده گرفته تا ۳۴ دانشآموزی که جایشان در کلاسهای درس خالی است. دکتر حامد نیکونهاد درباره مورد هدف قرار گرفتن غیرنظامیان کشور بهویژه دانشآموزان و کودکان مظلوم در دفاعمقدس دوم عنوان میکند: «حمله دشمن به غیرنظامیان، کودکان و دانشآموزان نیز بهخوبی ماهیت دشمن را در حافظه جمعی ایرانیان تثبیت کرد. مردم با چشمان خود مشاهده کردند که دشمن هیچ مرز انسانی را به رسمیت نمیشناسد و این جریان جاهلیت مدرن، در پوشش الفاظ پرطمطراق حقوق بشری، بزرگترین جنایات را علیه بیگناهان، کودکان و غیرنظامیان، چه در مدرسه و چه خارج از آن، مرتکب میشود.» نیکونهاد همچنین اضافه میکند: «این تجربه برای حافظه جمعی ما دستاوردی مهم داشت و آن اینکه بدانیم برای این دشمن، رسیدن به هدف نامشروع، هر وسیلهای را توجیه میکند. برای چنین رویکردی، تفاوتی ندارد که از چه ابزار و روشی استفاده شود؛ هر اقدامی که برای دستیابی به آن هدف لازم باشد، در دستور کار قرار میگیرد.»
روایت ناتمام دانش
در میان اهدافی که در جنگ ۱۲ روزه مورد حمله قرار گرفتند، نام دانشمندان و نخبگان علمی زیادی به چشم میخورد. چهرههایی که سالها برای توسعه علمی و فناورانه کشور تلاش کرده بودند اما دشمنان نمیدانستند که چراغ علم در کشور ما خاموششدنی نیست. عضو هیات علمی دانشگاه شهید بهشتی در اینخصوص تاکید میکند: «هدف قرار دادن دانشمندان و نخبگان کشور نیز پیام روشنی برای جامعه ما دارد و آن این است که دشمن از قوی شدن ایران واهمه دارد و از پیشرفت همهجانبه ایران اسلامی در هراس است. این موضوع خود نشاندهنده قدرت ملت ایران است. از همین رو، عناصر قدرت کشور، یعنی دانشمندان، نخبگان و جوانان مستعد، هدف تهاجم و ترور قرار میگیرند تا شاید روند پیشرفت علمی و فناورانه کشور با وقفه مواجه شود. بنابراین، هدف قرار دادن نهاد علم و جامعه علمی را باید به معنای دشمنی با پیشرفت همهجانبه ایران اسلامی دانست.» آنطور که نیکونهاد توضیح میدهد؛ دانشگاهها نیز میتوانند نقشهای متنوعی در اینخصوص ایفا کنند و مسئولیتهای اجتماعی گستردهای برعهده دارند. با اینحال، به نظر میرسد هنوز مسیرهای طینشده فراوانی در این زمینه وجود دارد. آگاهی اجتماعی در بدنه جامعه بهخوبی شکل گرفته و ضروری است این آگاهی به جامعه نخبگانی نیز منتقل شود تا نخبگان کشور از این بعثت حیرت انگیز مردم با ایمان و مقاوم ایران عقب نمانند.
قدرت روایت
در گذشته جنگها بیشتر در میدانهای نظامی تعیین تکلیف میشدند اما امروزه بخش مهمی از رقابتها در عرصه افکار عمومی و روایتسازی جریان دارد. عضو هیات علمی دانشگاه شهید بهشتی با اشاره به اینکه خطر اصلی در این میان جنگ روایتهاست، تصریح میکند: «از اضلاع جدی جنگ ترکیبی، همهجانبه و وجودی علیه کشور میتوان به ابعاد شناختی، روانی، رسانهای و روایتها اشاره کرد. این عرصه همان حوزه مهمی است که میتواند به پاشنه آشیل جامعه و ملت ما تبدیل شود. همچنین میتواند زمینهساز اشتباهات محاسباتی در میان مسئولان کشور شود و تابآوری اجتماعی را بهطور جدی در معرض تهدید قرار دهد.» نیکونهاد عنوان میکند: «از دانشگاهیان، نخبگان، اهالی علم و افرادی که لایههای زیرین تحولات اجتماعی را بهخوبی رصد میکنند و انتظار میرود تحلیلها و پیشبینیهای قابلاتکا و موجهی ارائه دهند، انتظار میرود که نخست، واقعیت جنگ روایتها را بهدرستی باور کنند و دوم، مراقب باشند که خود در این میدان دچار آسیب، خطا یا اسارت در روایتهای نادرست نشوند. همچنین باید نسبت به شناسایی صحیح ابزارها و مولفههای جبهه حق و باطل دقت لازم را داشته باشند. در غیر اینصورت، غفلت از ابعاد جنگ شناختی و درک نادرست از آن میتواند آسیبهای جدی، خطرناک و جبرانناپذیری برای جامعه بههمراه داشته باشد.»