۳۶هزار کیلومتر سفر برای دیدن واقعیت از نزدیک
کیخا در ابتدای این گفتوگو یکی از سنگینترین مأموریتهای میدانی خود در ماههای اخیر را اینطور برای جامجم تشریح میکند: در ایام حدود ۴۰روزه نبرد اخیر، توفیق داشتم به همه استانها سفر کنم. در این مدت نزدیک به ۳۶هزار کیلومتر مسیر را عمدتا بهصورت زمینی طی کردم. او هدف این سفر طولانی را صرفا بازدید اداری نمیداند و میگوید: قصد اصلی این بود که از نزدیک با همکاران دیدار کنیم، به آنها خداقوت بگوییم و وضعیت مراکز استانها را در میدان واقعی ببینیم؛ مخصوصا جاهایی که احتمال آسیب وجود داشت یا گزارشهایی از خسارت رسیده بود.
ایستگاههایی که زیر فشار هم خاموش نشدند
به گفته معاون امور استانهای صداوسیما، در جریان این بازدیدها مشخص شد برخی مراکز و ایستگاههای پخش در نقاط مختلف کشور دچار آسیب شدهاند؛ موضوعی که از نگاه او، معنای روشنتری هم دارد: این اتفاقها نشان میدهد نقش رسانهای صداوسیما چقدر میتواند اثرگذار باشد. طبیعی است هرجا صدای رسانه پررنگتر باشد، تلاش برای محدود یا خاموش کردن آن هم بیشتر میشود.او با اشاره به یکی از مراکز آسیبدیده توضیح میدهد: در برخی استانها، ازجمله مرکز صداوسیمای کردستان، آسیبهای جدیتری به زیرساختها وارد شد. اما نکته مهم این است که حتی در همان شرایط هم پخش برنامهها لحظهای متوقف نشد. همکاران ما اجازه ندادند آنتن خاموش شود.
روایت ایستادگی در هرمزگان
کیخا در بخش دیگری از این گفتوگو به شرایط استان هرمزگان اشاره میکند؛ جایی که فعالیت رسانهای در یکی از ایستگاههای مهم آن با یک حادثه تلخ همراه شده است. او میگوید: در استان هرمزگان، یکی از ایستگاههای ما در نزدیکی میناب، در جریان حوادث اخیر یک شهید تقدیم کرده است.این جمله کوتاه، در دل خود روایتی سنگین دارد؛ روایتی از جایی که رسانه فقط در استودیو و پشت میز نیست، بلکه در میدان واقعی و گاهی در شرایط پرریسک هم حضور دارد. کیخا تأکید میکند که این اتفاق، عمق مسئولیت و درگیری میدانی همکاران رسانهای را نشان میدهد؛ کسانی که در خط مقدم اطلاعرسانی ایستادهاند.
رسانهای که حتی در بحران هم متوقف نشد
با وجود آسیبها و فشارها، معاون امور استانهای صداوسیما تأکید میکند که جریان تولید و پخش در سراسر کشور ادامه داشته است: در هیچکدام از مراکز استانها توقف برنامه نداشتیم. همه شبکههای استانی با وجود شرایط سخت، تولید و پخش منظم خود را ادامه دادند. او این استمرار را یک پیام مهم میداند و میگوید: این یعنی شبکه استانی فقط یک ساختار اداری نیست؛ یک جریان زنده رسانهای است که در دل جامعه کار میکند و در شرایط مختلف کنار مردم میماند.
چه خبر از «ایران جان»؟
بخش مهمی از این گفتوگو به طرح ملی «ایرانجان» اختصاص دارد؛ طرحی که هدف آن تمرکززدایی رسانهای و توجه به ظرفیتهای استانهاست. کیخا درباره وضعیت طرح مذکور میگوید: قرار بود این برنامه فروردین در یاسوج اجرا شود، سپس اردیبهشت به قزوین برسیم و خرداد در کرمانشاه حضور داشته باشیم، اما بهدلیل شرایط پیشآمده، این برنامهها
به تعویق افتاد.
بااینحال او تأکید میکند که این توقف، به معنای کنار گذاشتهشدن طرح نیست. او میافزاید: برنامهریزی جدید این است که از خردادماه به بعد، اجرای ایرانجان در قزوین و کرمانشاه آغاز شود و سپس به قم و آذربایجانشرقی برسد. البته تحقق این موضوع منوط به آرامتر شدن شرایط کشور است تا بتوانیم اجرا را دقیق و کامل پیش ببریم.
هدف اصلی؛ تبدیل هر استان به یک روایت مستقل
کیخا به فلسفه اصلی این طرح اشاره میکند که تغییری در نگاه رسانهای از مرکز به استانهاست. او میگوید: هدف ما این است که مراکز استانی صرفا بازتابدهنده مرکز نباشند. هر استان باید بتواند خودش روایت تولید کند، صدا داشته باشد و از ظرفیتهای فرهنگی، اجتماعی و تاریخیاش بگوید.
او معتقد است این رویکرد میتواند نقش مهمی در آینده رسانهملی داشته باشد: اگر این اتفاق بیفتد، شبکههای استانی به یکی از مهمترین بازوهای روایتسازی در کشور تبدیل میشوند؛ بازویی که میتواند تصویر دقیقتر، نزدیکتر و واقعیتری از ایران ارائه دهد.
رسانه در خط مقدم جنگ روایتها
کیخا به یک نکته کلیدی اشاره میکند؛ نقشی که رسانه در شرایط امروز بر عهده دارد: در دورهای زندگی میکنیم که جنگ روایتها جدیتر از همیشه است. در چنین فضایی، رسانههای استانی بهدلیل نزدیکی به مردم، اهمیت دوچندانی پیدا میکنند. او این جمله را اضافه میکند: هرجا مردم هستند، رسانه هم باید همانجا باشد؛ حتی بهرغم همه
سختیها و هزینهها.