۱۵ خرداد زمینه سازی ظهور؟

تحلیل نوبی از ۱۵ خرداد، امسال در میان رخ داده‌های تابان عمق تازه‌ای را معرفی می‌کند؛ منظورم رویداد‌های مرتبط در طول تابش ایام الله عید نوربخش اکبر، عید غدیر است، عید افشان آشکار و افشای ولایت الهی متجلی در وجودمبارک و متبرک مولا علی صلوات الله علیه و علی ابنائه المعصومین و الائمه المیامین علیهم السلام و آشکار کردن آن به امر پروردگار در غدیر خم و پرده گشایی از راز عظیم هستی، و مصادف شدنش با یادمان پایان عمرمبارک یک فرزند صالح ولی خدا ومجدد ولایت الهی علیه ولایت شیطان و نیز یاد ماندی مهم از منظر رابطه امام و ولی فقیه و مردم در تولدت عشق و عقل ممزوج یعنی، قیام مردمی ۱۵ خرداد در دفاع از ولایت و عالم و مجتهد فقه جعفری و خیرش فیضیه در سالگرد شهادت رییس مذهب شیعه دوازده امامی امام جعفر صادق سلام الله علیه و آغازگر فرآیند تحقق و پیروزی انقلاب اسلامی همه و همه عناصر تحلیل ژرف ساخت قیاممذکور را می‌سازد.
کد خبر: ۱۵۵۴۶۹۱
نویسنده احمد میراحسان
تحلیل در باره ۱۵ خرداد چه مفاهیمی را باید اصل قرار دهد تا سبب تخفیف اهمیت آن یا زیاده گویی غالی مآب و متجاوز ازحد، و غلو، نشود که هر دو رفتاری شیعی نیست؛ و انتشار گمراهی و ادراک اشتباه، عواقب دنیوی و اخروی خطرناک خود را دارد. پیشوایان معصوم ما علیهم السلام، همگان رامدام به پیروی از حدیث نبوی، دیدن چیز‌ها چنان که هستند دعوت کرده‌اند. از همین رو مایلم بحث علمی نویی در باره ۱۵ خرداد بگشایم و بپرسم آیا آن خیزش مردمی اصلا درچه ریشه داشت؟ در اصلیت و اصالتش اهدافی بنام انقلاب اسلامی، قیام عاشورایی و امری بنام زمینه سازی ظهور چه جایگاهی داشت و این امر از منظر معرفتی اساسا معناداراست؟ و هرگز امام به آن اشاره‌ای کرده‌اند؟ به نظرم برهانی وجود دارد تا دقیق سخن بگوییم. ۱۵ خرداد هرگز زمینه ساز ظهور نمی‌توانسته باشد، اما محصول پاسخ به تکلیفی الهی در مسیر ایستادگی فطری برابر ظلم و دفاع از نوامیس وتکلیفی شرعی برای نفی سرپرستی کفر بود که به سبب تداوم این جهاد توحیدی در راه عدل و جانبازی برای امر الهی، امید لطف و انتظار فرج از آن، امیدی واهی نبودو هم امری قرآنی و تایید شده‌ی وحی و هم امری عقلانی محسوب می‌شود. چنانکه رخداد انقلاب اسلامی از زهدان آن برآمد و به ندای انتظار در جهان برای ظهور تبدیل شد و البته نه چیزی به اسم زمینه سازی ظهور که ظهور امری بی زمینه است و یک شبه محقق می‌شود و کل حوادث هستی تا لحظه ظهور زمینه هستی شناسانه ظهوری است که تنها عامل آن فراتر ار هر امری، امر الهی است و انجام تکلیف اجتماعی و سیاسی و اعتقادی در این مسبرمعنایی نو می‌یابد. 
☆☆☆☆☆
قیام ۱۵ خرداد حقیقتا چه بود؟ نسبت قیام ۱۵خرداد ۱۳۴۲، باسه پدیده آسمانی در کره ارض، چه نسبتی است؟ نسبتی متلائم دارد؟ آن قیام، با انقلاب اسلامی و گامی ریشه‌ای‌تر با عاشورا وگامی رو به کمال، با ظهور امام موعودموجود، حجت بن الحسن عسکری عج چه رابطه‌ای داشت؟ خطای زمینه یازی از چه اشتباه شناختی سرچشمه میگیرد؟ 
در باره هر سه نسبت، امام بزرگوار قده سخنانی دارد که مشمول تفسیر‌های افراطی ازدو سو شده است. مثلا امام عظیم الشأن ره در شعری که پیش از انقلاب سروده در خصوص ۱۵ خرداد می‌سرایدکه انتظار فرج از ۱۵ خرداد می‌برد. 
آغازشعر آن است که می‌فرماید «از غم دوست در این میکده فریاد کشم» 
وپایان آن می‌سراید «انتظار فرج از ۱۵ خرداد کشم» 
 آیا این سخن به معناداری زمینه سازی ظهور ربط دارد؟ سراسر شعر فریاد فقدان دادرس در دنیاست و طلب آن دوست که «عاشقم عاشق روی تو نه چیز دگری» و اوست که تنها فریاد رس است و امامی برای فرج پایان زمانه‌ای که «برش شکوه برد از بیداد» جز یارش نمی‌یابد، و می‌گوید از ۱۵ خرداد انتظار فرج می‌کشد تابیدادی که در گرفته گشایشی یابد. اما تلقی عجیب عده‌ای آن است که گویی ۱۵ خرداد عامل امر کننده و یا سازنده زمینه ظهور است. ویا اشاره‌ای قطعی به زمینه سازی است؛ و این قطعا تفکری توحیدی نیست ـ موضوع انجام تکلیف است. پس موضوع زمینه سازی ظهور چه می‌شود؟ 
☆☆☆
واقعا ارتباط ۱۵ خرداد باعاشورا و انقلاب اسلامی و ظهورچیست؟ ارتباط ظاهری و باطنی قیام ۱۳۴۲ باعاشورا عیان است. باطنا حجت امام ره در اعتراض به کنش سیاسی حرام شاه و نفوذ اسراییل وسرپرستی آمریکا در ایران متکی بود بر قرآن و عاشورا در عدم پذیرش سرپرستی کفر و عدم بیعت بایزیدو حتمیت امر به معروف و نهی از منکر زمانی که مرجع مقتدر جهان تشیع آیت الله العظمی بروجردی رحلت کردند و رژیم کودتایی و گوش به فرمان آمریکا بنا به طرح کندی فرصت را برای اسلام زدایی در ایران و مدرنیزاسیون آمریکایی مناسب دید. این همان زمان _جایی بود که پذیرش و سکوت، مستلزم مشارکت در جنگ کفر با اسلام به سود کفر یا تماشای اسلام زدایی به فریاد یاری طلبی اسلام برابر ظلم
 
بود؛ و دست کم تکلیف اعتراض و امر به معروف ونهی از منکر قطعی است. بر خلاف پندار بسیاری، امام دستور قیام ۱۵ خرداد ندادند هر چند برای ممانعت از اجرای طرح سرپرستی شیطان و آغاز نقطت عطف اسلام زدایی که از جریان لیبرال انقلاب مشروطیت شروع شده بود فریاد واسلاما سر دادند. شوریدن مردم محصول برانگیختگی و غیرت و حمیـّت مردم در دفاع از اسلام و روحانیت و استقلال ایران و خشم از حرمت شکنی نقشه‌مند وکبر شاه و تکیه اش به آمریکای بود و اسرائیل. پس در سال۴۱ اولا نوک حمله امام به اجنبی بود و آمریکا و اسرائیل و شاه را موجود مفلوک تصویر می‌کردکه ابزار دشمنان اسلام است و نصیحتش می‌کرد به مردم و اسلام برگردد و خیانت نکند. شاه تحت فرمان و دستور آمریکا اجرای سه برنامه را متعهد شد. طرح انجمن‌های ایالتی ولایتی، انقلاب سفید، کاپیتولاسیون. 
آن چه دیده وری مختص آقا سید روح الله بود و هیچکس دیگر ابعاد دورانساز وقت تحولی را در نیافت که حکم مرگ و زندگی عصری داشت و موجودیت ایران را ماهوا در دومسیر متضاد مسیر استحاله ترکیه وار و توسعه آمریکایی یا استقلال با شالوده اسلام ناب تعریف می‌کرد آیت الله خمینی بود. همه ایران ازدانشگاهیان تاحوزویان در مقام قیادت مردم دچار دو امر رهزن شده بودند: اول آن که در برابر وضع تهاجمی کفر در پشت دستگاه پهلوی، وضع انفعالی داشتند و گرفتار نیروی عادت و خلع توان تکلیف از دوش خود بودند که به سبب سفر ابدی مرجعی مرجوع و مقتدر رخ داده بود که هیچ مرجعی در ایران خود را در اندازه علم و اقتدار او نمی‌دید و ثانیا دچار خطای محاسباتی بودندو می‌اندیشیدند همان خط مرحوم آیت الله العظمی بروجردی باید پیگیری شود؛ و رویداد نوی عصری دیگر را که در پیش بود در آغاز دهه چهل نمی‌دیدند. نمی‌دیدند دوران سامری متفرعن شروع شدهو موسای خود را می‌طلبد و بلکه خضر خودرا! یعنی موضوع بس حیاتی‌تر از سدجلوی محمد رضا شاه به صورت موازنه منفی و وضع نه جنگ نه صلحی است که باید ادامه یابد. به این معنی که نه دربار قدمی در تعرض به اسلام پیش بگذارد نه روحانیت گامی در تشدید مقابله با فساد موجود پیش نهد. این سیاست مرجع عالیقدر به آن سبب مبرهن بود که تحت اوضاع دوران شکست، یاس بر همه نیرو‌ها در امکان اداره جامعه در وضعیت سرنگونی شاه حاکم بود و جر تصورات ولونتاریستی دانشجویی و ماجراجویی‌های خیالی چپ امیدی در مهار نیرو‌ها وجود نداشت. آقای بروجردی واقعگرایانه و عاقلانه استباطش آن بود که ولو اگر قدرت بدست آید نیروی مدیریت دینی وجودندارد. این درک در وضعیت محاسبات عقلی تناسب نیرو‌ها و وضع روحانیت در دهه سی ظاهرا غلط نبود. اما کار دنیا و نیرنقشه برای ایران و اسلام و وضع حوزه دینی با سفر ابدی این مرجع مقتدر بهم خورده و رهکنش قدیم و اساسا امکان موازنه منفی دوران آقای بروجردی عظیم در هم ریخته و در دوران جدید بدون حضور زعیم شبغیان مرحوم بروجردی طراحی آمریکا و اسرائیل یورش برای اسلام زدایی بود؛ و خط آقای بروجردی بدون او معنایش ماهوا دگرگون شده و به خط پذیرش سرپرستی کفر برای حفظ و بقای «خود» تبدیل می‌شد. یعنی بدل شدن به زائده رژیم و دستور گرفتن از پهلوی یا حداکثر کنار کشیدن و آزاد نهادن آمریکا برای اجرای نقشه اش و گوشه نشینی! نماینده این نگاه مرحوم آقای شریعتمداری بودکه بجای اقتدار آقای بروجردی، و سد کردن راه شاه او باناتوانی خود، و با امور نفسانی قدرت طلبی چاره‌ای جز مسیر تسلیم و سرسپردن به شاه و پذیرش بی، چون وچرای اوامر او به بهانه حفظ نفوس در پیش نداشت و همین را تبلیغ میکرد و حرف امام را قبول نداشت که وضع متفاوت ازسابق است و تسلیم به شاه به معنای همدستی با آمریکا در اسلام زدایی است. متاسفانه اسناد ساواک پس از سقوط شاه از ارتباط آیت الله شریعتمداری با ساواک شاه پرده برداشت او از ساواک تقاضای راه حل می‌کرد و پاکروان رییس ساواک به او دستور می‌داد که چه کند. 
تشخیص الهی امام ره از تغییردوران که مایه اختلاف نظر ایشان از نظر فتوای سیاسی با آقای بروجردی در پایان عمر آن فقیه بزرگ بود، راه نویی را پیش پای اسلام می‌نهاد: بیان علنی اعتراض به سیاست اسلام زدایی و وطن فروشی شاه و افشای نقشه‌های اسرائیل و آمریکاو آگاهی به بخشی به مردم وبسیج مقاومت و حرکت تهاجمی برابر کفر که 
سازمان دهی مقاومت مردمی اساسا موازنه منفعل را بهم می‌زد و زمینه سازی بروز قدرت اسلام فعال و نیرو‌های مقاومت مردمی را مدّ نظر داشت. امام تقابل با شاه و امر جهاد ایستادگی برابر مطامع کفر را علنی کرد.
 
کاربر ایتا:
این سیاست درست پس از رحلت آقای بروجردی (ره) و آغاز نقشه شاه جهت خروج مرجعیت از ایران یا بالا کشیدن مرحوم آقای شریعتمداری، فعال شد.
اینکه رأس این فعالیت چه کسی بود مهم بود و نیاز به بحث شخصیت شناسی مفصل دارد. انواع نگرش‌های مادی می‌کوشند به یاری روانشناسی مدرن ازشخصیت همه سویه یک فقیه وتاریخ دان فیلسوف، مرد سیاسی با اراده سخن بگویند که اسلام و جهان ومردم و ایران را خوب می‌شناخت و از این قدرت ادراکی وسجایای شخصی، چون شجاعت در مبارزه سود جست وموفق شد. آنان عادت دارند به سبب عدم توحید وباور عمیق به اراده فعال الهی نقش پروردگار یکتا و عالم غیب را تقلیل دهند یا حذف کنند. حقیقت آن است آنان درک نمی‌کنند خداوند شا هدی دانا و فعال مایشاء برهمه امور هستی است؛ و طرح الهی پیش می‌رود. روح الله از لحظه تولد تحت تربیت الهی قرار گرفت محرومیت ازپدرو مادر او را آماده کرد برای ملت پدری کند. چشیدن ستم استثمار او را به لمس حقیقت استبداد و انزجار از زورگویی به مردم کشاند. آشنایی نزدیک بامحرومان بیکس در او روحیه همدردی با ضعفا و عدالت دوستی را بارور نمود. او در مدرسه زندگی آماده شد امام عادل، مردم دوست بار بیاید خدا او را دلیر آفرید. زندگی ازکودکی او را با قدرت جور در گیر کرد و نسبت به سیاست، حساس و آگاه کرد. اسلام چراغ راه اوشد و عالیترین ویژگی و آگاهی حق شناسی و هستی شناسی و خود شناسی و خدا شناسی و مردم شناسی را قرآن و عترت به او اهدا کرد. سپس مسیر تزکیه را طی کرد و چشمش به باطن باز گشت و با انواع توان‌ها آماده رهبری مردمی بزرگوار و مستعد و عدالتخواه شده بود که خدا تقدیری آخرالزمانی برای او تدارک دیده بود و او را حفظ کرده بود تا در زمانی معین پرچم دار اسلام شود. این مردم امام خود را می‌خواستند و آقا روح الله همان امام بود و این دوران تازه همان زمان قیام. قیام ۱۵ خردادمردم برای امام سندی بود تا دریابد برای قیام توحیدی و اسلامی اش این مردم مستعدند؛ و باید رهبری انان را برعهده بگیرد. مردم ایران برای بردگی آفریده نشده بودند و استعداد ذاتی پرواز در آسمان استقلال و آزادگی و پیشرانی و آزادگی و یکتاپرستی و توحید و انتظارمنجی در وجودشان بود. دو قرن چشم براه رهبری شایسته ظهور استعداد‌های شناختی خود بودند ـ و نقشه الهی پرورش آقا سید روح الله برای سرپرستی این دوران رهایش توحیدی امت از اسارت کفر جهانی و پژواک توحید و علمداری اسلام ناب بود. امام و امت دلداه ظهور منجی جهانی همدیگر را در ۱۵ خرداد یافتند. 
پیشا ۱۵ خرداد زمینه تحولات چه بود؟ ☆☆☆☆
همان سان که گفتم شخصیت عظیم 
و عالیمقام و مقتدر آقای بروجردی فضای موازنه منفی و نه جنگ و نه صلح را حاکم کرده بود. امام، اما چیزی را تشخیص می‌داد و تکلیفی بردوش گرفته بودکه تنها از مجدد عصر ساخته است و این آورده ادراکی و اقدام بر اساس معرفت حاصل رزق الهی اوست. ببینیم از وفات تا برانگیختگی مردم در ۱۵ خرداد چه اتفاقاتی افتاد 
سال وفات آیت الله بزرگ بروجردی سال ۱۰ فروردین ۱۳۴۰ بود و بلافاصله طرح شیطان بزرگ برای سرپرستی ایران، ادغام ساختاری در مقام کشور پیرامونی و مقلد فرهنگ و اقتصاد و سیاست تابع اوامر آمریکا و نفوذ بی مرز صهیونیسم واسلام زدایی شروع شد. تا ۶بهمن ۱۳۴۱ بازی رفراندوم، رژیم تصرفات وگام‌های بزرگی، در برهم زدن قواعد دوران آقای بروجردی به پیش برداشت. از جمله تصویب انجمن‌های ایالتی و ولایتی و حذف سوگند به قرآن مجید، طرح کامل کردن مدرنیزاسیون غربی بنام انقلاب سفید و غربی سازی زنان بنام اعطای آزادی و دروغ فریبنده حق انتخابات و در اصل ترویج اباحه و قواعد لیبرال وگسترش فحشاء و نفی محافظت‌های اسلامی و اصول عفت و عادی سازی سبک زندگی ضد اسلامی و غربی.
 از ۱۰ فروردین سال۱۳۴۰ تا ۲ فروردین ۱۳۴۲ به مبارزه اعتراضی حوزه علمیه فم به رهبری آیت الله خمینی برابر تعدیات نقشه‌مند و سرکوب عادی فیضیه سپری شد. 
۳ بهمن ۱۳۴۱ آقا روح الله پیام اعتراضی شدید الحنی علیه سرکوب داد. او معنای اقدامات شاه و آمریکا و انگلیس و اسرائیل را عمیقا درک می‌کرد؛ و خواستار بر کناری علم نخست وزیر نوکر شاه و اجنبی بود. 
شاه ۴ بهمن در حالی که طرح انقلاب آمریکایی را کامل به شکل داده و به اطلاع همگان رسانده و در طبق تبلیغ گذاشته بود و فقط بازی همه پرسی مانده بود برای زهر چشم گرفتن به قم سفر کرد و با حیرت از بی اعتنایی روحانیت خشمگین به تهران برگشت. 
۶ بهمن ۴۱ انقلاب سفید در رفراندوم پیروزی مطلق جعلی کسب کرد.
 
شاه در ۲۳ اسفند در پایگاه وحدتی به خیال ضعف روحانیت پس از آقای بروجردی هتاکی وتحقیر روحانیت را از حد گذراند. 
امام نوروز۴۲ را به سبب سرکوب عزا اعلام کرد؛ و اعلام کرد هدف اجانب قرآن و مملکت قرآن و روحانیت مداغع قرآن است. 
در اول فروردین ۴۲ ایام عزای امام صادق علیه ا
 
لسلام، از آغاز عید با مراسم سوگ ومجالس عزای صادقی در مدرسه حجتیه و بیت آیت الله روح الله خمینی و مدرسه فیضیه برنامه ریزی شد. ساواک با همه تلاش نتوانست مراسم حجتیه و بیت امام را بر هم بزند، اما در برابر مراسم فیضیه فرمان کشتار صادر شد. 
آغازفروردین ۴۲ با خون طلبه جوان یونس رود باری رنگین شد. در فیضیه، در دوم فروردین بانی مجلس سوگ آیت الله سیدمحمدرضا گلپابگانی بود. ساواک و نیرو‌های سرهنگ مولوی به فیضیه حمله کردند. فریاد روحانیت و فریاد ضد اجنبی در آمیخت.
خرداد ۴۲ ایام محرم به درخواست امام سراسر کشور در عزاداری‌ها به اعتراض برخاستند. 
۱۳ خرداد آیت الله خمینی زعیم مبارزه ضد اجنبی و دیکتاتوری به فیضیه رفت و شاه و اسرائیل را مسئول گرفتاری‌های ملت اعلام کرد. 
۱۴ خرداد ایشان دستگیر شدند. هدف اعدام امام بود 
۱۵ خرداد مردم تهران و قم و ورامین و روحانیت انقلابی قیام کردند وکشتار ۱۵ خرداد با سلاح سنگین ارتس، آتشی را شعله ور کردکه از درون خاکسترش ققنوس انقلاب اسلامی ۵۷ سربرآورد. 
۱۷ خرداد اسداله علم در مصاحبه با هرالد تریبون اعلام کرد آیت الله خمینی اعدام خواهد شد. 
سیل حرکت علما به تهران و بیانیه‌های مراجع تهران و نجف شاه راوادار به عقب نشینی کرد. 
امام ۱۵ فروردین ۴۳ آزاد شدو رازی را از عالم غیب با ملت در میان نهاد. کودکانی که در ۱۵ خرداد در گاهواره بوده‌اند با انقلاب اسلامی رژیم اجنبی را سرنگون خواهند کرد. این به معنی طرح آینده برای و عدم سازش امام بود. 
امام ۴ آبان علیه قانون کاپبتولاسیون همچون قانون بردگی ایران و حاکم کردن کفر بر مردم مسلمان سخنرانی کرد.
 ایشان ۱۳ آبان ۴۳ به ترکیه و سپس عراق تبعید شدند؛ و دوران درس‌های حکومت اسلامی در نجف و کادر سازی سیاسی درون شبکه سنتی روحانیت آغازشد و ۱۴ سال بعد، صرفا به یمن مدد ۱۴معصوم علیهم السلام و معصوم چهاردهم انقلاب اسلامی معجزه پیروز شدو ۴۷ سال در جهان طنین توحید و اسلام وضدظلم استکبار و.. را پرچمداری کرد. 
★★★★★
فاصله سال ۴۰ تا ۱۵ خرداد ۴۲ می‌توان دوران نقشه الهی برای پیدا کردن متقابل امام و امت براب طرح دوران ساز انقلاب توحیدی در بستر تمدن جاهلی و کفرآلود مدرن بود امام ملت را در ارتباط با آرمان‌های قرآنی محک زد و ملت با قیام ۱۵ خرداد خود را نشان داد و نشان داد برای امام برحق حاضر است جانفدایی کند. قیام لبیک مردم بود به اصول اتقلاب امام. این معارفه تا تبعید امام کامل شد این ستون‌های جهاد عبارت بودند از: 
۱_پذیرش آغاز دوران جدید که حفظ دین در ایران دیگر با موازنه منفی دوران مرجعیت پیشین ممکن نیست و مقتضیات جهانی وملی تغییر یافته 
۲_ جنگ با اسلام و قرآن ومماکت قرآن شروع شده 
۳_دفاع از ایران و استقلال ابران علیه سلطه اجنبی ار تکالیف ملی است که حکم تکلیف دینی بر آن جاری است (دفاع از مملکت قرآن) 
۴_ نقش ضد اسلام وضد استقلال اسرائیل در این جهاد امر وجودی علیه ماست 
۵_مایه گرفتاری ملت نقش شیطان بزرگ و مستخدمی شاه برای آمریکا و اسرائیل است.
۶_ماهیت این جهاد، توحیدی و دفاع از نقش قرآن در زندگی ما و دفاع از مملکت قرآن استـ
۷_امام در تبعید با تبیین حکومت اسلامی به طور تئوریک به پایان دوران قبلی و اصل نگونی حاکمیت کفر با معرفت آموزی، پرورش روخی و علمی و شناختی ملت طی مبارزه و خود سازی، نهاد سازی و مبارزات سیاسی ونفی پاسیفیسم پرداخت. روش آیت الله شریعتمداری ماهوا شکست خورد و به زائده حفظ نظام شاه بدل شد. ایشان موضعی شبیه غربگرایان آن زمان و امروز برابر نظام کفر داشت. یک برگ از استاد ساواک چنین رفتار ایشان را نشان می‌دهد: ۱۵/۳/۴۲
از: قم
به: تهران 
تقدم: خیلی خیلی فوری
شماره عطفی ۲۱۱_۴۲/۳/۱۵ 
آیت الله شریعتمداری له طور محرمانه پیشنهادات زیر را به ساواک نموده که یکی از آن‌ها عملی شود: خانه وی محاصره قرار گبرد و اجازه رفت و آمد داده نشود. با به نام ملاقات با اعلیحضرت به تهران حرکت و چند روزی مخفی شود. به مشهد یا حضرت عبدالعظیم تبعید شود. تا مجبور به همدردی با خمینی نشود. 
برگه دیگری ازگزارش ساواک متعلق به تاریخ ۴۲/۳/۱۹ چنین است:
بعد ازظهر روز ۴۲/۳/۱۸ آیت الله شریعتمداری تلفنی با تبریز صحبت و مخاطب به وی اظهار داشت مردم قصد تظاهر داشتندولی ما از بیرون رفتن و تظاهرات جلوگبری کردیم تا ازشما کسب دستور نماییم. شریعتمداری اظهار نموده من دو مطلب را به شما توصیه می‌کنم:
 
الف مردم را به آرامش دعوت کنید و از تظاهرات جداٰ خود داری شود... 
ب سعی کنید به اعلیحضرت معظم توهین و بی احترامی ننمایند. من از خمینی خیلی ناراحت هستم. خواهش می‌کنم باشاهنشاه مخالغت نکنید و باعث ناراختی او نشوید. من به خمینی گفتم باشاه اینطور رفتار نکند و زر خلاف دولت و سیاست حرف نزند. او گوش نکرد و به این روز افتاد. در ضمن طوماری هم به نفع من تهیه کنید. 
☆☆☆☆
اگر جریان مخالف قیام و مبارزه باسلطه آمریکا و نفوذ اسراییل و طرح اسلام زدایی، چنین نگرشی داشت این حاصل خطای محاسباتی نبود. به طور وجودی فاقد اتکال به خدا و مخبت بهنردم و نجاتشان بود ظاهر نجات نفوس مردم و در باطن خدمت به طبقه حاکم خیانت کار بود. درک غلط ازقیام ۱۵ خرداد یک سویش گرفتار این نگاه غلط بود. 
 اما جنبه دیگر درک متفاوت چه بود؟ فهم از قیام ۱۵ خردادوسپس انقلاب همچون زمینه سازی ظهور. 
منتقدین این تلقی استدلال شان چیست: 
اینکه امور هستی دوشق دارد: 
 ۱_اموری که خداوند انسان‌ها را آزاد گذاشته و اختیار داده که در راه آن تلاش کنند ونتیجه بگیرند 
۲_اموری که مطلقا و تنها به اراده الهی تخقق می‌یابد و امر الهی است و انسان در آن نقشی ندارد و هیچ تاثبری در آن ندارند. کان امرالله قدرا مقدورا و دیگر آیات. امرالله به عالم امر ارتباط دارد ومخلوقات از اسرار آن آگاه نیستند و غلبه‌ای بر آن ندارند پس زمینه سازی در خصوص امری که هیچ احاطه‌ای ازچندو چونش نداریم و اصلا نمی‌دانی خود ظهور چه تمدنی است وچه نظامی دارد و انسان‌ها به اراده الهی در آن به چه موجود بهشتی بدل می‌شوند و مناسبت‌ها و توانیابی‌ها و قدرت تصرف و خلق و احضار نیاز هایشان و تمدن و تولید و قدرت‌های روح در آن عصر چگونه است و امری که خداوند یک شبه آن را محقق می‌سازد، چگونه می‌تواند مثلاً قیام ۱۵ خرداد مردم خشمگین از جسارت به فقیه و عالم ربانی زمینه یازی ظهور نام گیرد؟ پس غلو نکنیم و امری را که انسانی ومربوط به اراده بشری است با امرالله که مطلقا به دایره افعال و خاص خدا مربوط است یکسان نپنداریم. 
☆☆☆☆
باید پذیرفت ظهو. از اسرار غیبی است، اما تقاضای بهشت وتلاش در انجام تکالیف دستور داده شده از سوی پروردگار جهت جلب رضایت و برداشتن عذاب و غضب ازما و قرین کردن مان با بهشت به معنای آن است که ما به بهشت و زندگی بهشتی 
احاطه داریم و بهشت امر الهی نیست و یا توبه ما و عمل صالح مورد رضای الهی تاثیری در برداشتن عذاب غیبت برای ما ندارد؟ 
می‌پذیرم که ظهور بوسیله ما زمینه سازی ومعماری و مهندسی نمیشود؛ و آمادگی و عدم آمادگی ما نیست که زمان ظهور را تعیین می‌کندو آنگاه اراده خدای بزرگ برظهور تعلق گیرد هر کس که خلاف اراده الهب باشد نابود میشود وآنان که شایسته زندگی در عصر ظهورند می‌مانند. اما این امر
۱_ ربطی به قیام ننمودن ندارد 
۲_ربطی به تاثیر نداشتن قیام برای حق و مورد رضای خدا، چون عمل موثر در رفع مجازات غیبت و بخشیدن زمان غیبت دراز دیگر هم ندارد و عمل قیام جانبازانه در راه حق، چون برترین تضرع صادقانه می‌تواند قولاو عقلا و بنا به قرآن و روایت کوتاه کننده دوران انتظار باشد. پس هم ایده سازی ومنوط کردن مطلق ظهور به اراده و عمل ما و مهندسی ظهور غلط است و هم نفی مطلق تاثیر قیام و عمل صالح ازصمیم جان و جانفدایی در راه عدل و اصلاح فساد و پاکزیستی در بخشایش حقیقت ندارد و با قول خدا و معصوم مغایر است. مهم آن است که ما انقلاب اسلامی و قیام مردم در دفاع ازحق و اسلام و عالم دینی و مقابله با ظلم وطاغوت را بنا به تکلیف و با رهبری فقیه ربانی و عالم توانا به استنباط صحیح و دارای شرایط و توان رهبری ونه اجتهاد به رای نامضبوط و تمایلات شخصی بلکه عمل به فطریات و دستورات الهی و دفاع از نوامیس مبرهن سازیم. انجام تکلیف ربطی به ظهور و غیب امام عج ندارد و امام معصوم علیهم السلام وبرتر از امام وحجت خدا، خود رب العالمین، پروردگار یکتا در هر حال حاضر وناظر به اعمال بر حق و ناحق ما وقیام لله یا قیام برای نفس وشیطان و ظلم است. پس رها از آن که قیام برای فطریات و ایستادگی برابر کفر و ممانعت از فساد اجتماعی و حکمرانی وسلطه دلبخواه ظلم وکفر بر ما در زمانی که آمادگی و توانایی داریم به خطا زمینه سازی ظهور محسوب کنیم یا انجام دادن تکلیف به حساب آوریم، عمل صالح جمعی امت، می‌تواند در نزدیک کردن ظهور نقش داشته باشد.
newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها