صنعت نشر ایران در ماههای اخیر تحت فشار سهگانه «جنگ، تحریم و تورم داخلی» تحت فشار است. ناشران میگویند قیمت کاغذ و مواد اولیه بهصورت هفتگی افزایش مییابد و «تا زمان چاپ یک کتاب، ناشر عملا ضرر کرده است». این وضعیت باعث شده تا قیمت جلد کتابها دائما در حال تغییر باشد و گاهی کتابی در دو کتابفروشی مجاور اختلاف قیمت ۵۰ تا ۷۰ درصدی داشته باشد.
آمارها حکایت دارند سهم کتاب از سبد فرهنگی خانوار سال ۱۴۰۲ به ۰/۱۰ درصد سقوط کرده؛ رقمی که نشان میدهد کتاب به یک کالای غیرضرور در معادلات اقتصادی خانوادهها تبدیل شده است اما این گرانی به معنای مرگ کتابخوانی نیست. شواهد نشان میدهد که مخاطبان حرفهای
به سمت کتابهای دست دوم، کتابخانههای عمومی و محتوای دیجیتال پناه بردهاند. با این حال، همین تغییر ذائقه هشداری جدی برای ناشران است. مخاطب امروز گاه به جای مواجهه با متن اصلی، به روایت دیگران از کتاب بسنده میکند و این تهدیدی برای عمق مطالعه در جامعه ادبی ایران است.
در تازهترین تلاش برای نجات این صنعت، نمایشگاه مجازی کتاب تهران با شعار «برای ایران بخوانیم» برگزار شد. مسئولان با ارائه یارانه ۲۵درصدی و ارسال رایگان، تلاش کردند مشوقی برای خرید ایجاد کنند. گرچه این اقدامات توانست کتاب را از بنبست انحصار خارج کند اما ناشران معتقدند این «چسب زخم» نمیتواند جراحتی عمیق به نام «قیمت تمام شده» را درمان کند.

