در این میان آنچه اهمیت پیدا میکند فقط خود واقعیت نیست بلکه چگونگی بازنمایی و تعریف آن نیز هست. در جهان امروز که سرعت انتقال اطلاعات بسیار بالاست و مخاطب با انبوهی از اخبار، تصاویر و تحلیلها روبهروست، کمتر کسی فرصت میکند همه جوانب یک ماجرا را بهطور دقیق بررسی کند.
به همین دلیل ذهن انسان بیشتر به روایتهای آماده، ساده و منسجم تکیه میکند. هر طرفی که بتواند رویدادی را در قالب داستانی باورپذیرتر، احساسیتر و قابل فهمتر عرضه کند، شانس بیشتری برای اثرگذاری بر افکار عمومی خواهد داشت. از همینجاست که جنگ روایتها شکل میگیرد. یعنی رقابتی بر سر معنا، ادراک و ذهن مخاطب.
رسانههای جدید و شبکههای اجتماعی جنگ روایتها را از هر زمان دیگری گستردهتر کردهاند. در گذشته تولید و انتشار روایت بیشتر در اختیار رسانههای رسمی بود، اما امروز هر فردی میتواند روایت خود را در لحظه منتشر کند و روی دیگران اثر بگذارد. همین ویژگی باعث شده مرز میان تولیدکننده و مصرفکننده محتوا تا حد زیادی از بین برود و روایتها با سرعت بیشتری شکل بگیرند، تغییر کنند و گسترش یابند. در این حال و هوا رسانه ملی بهعنوان رسانهای تاثیرگذار و فراگیر نقش پررنگی در تولید روایت اول ایفا میکند.
تولید برنامههای متنوع مستند و گفتوگومحور به مخاطبان سیما کمک میکند اخبار جعلی را از اخبار واقعی تشخیص دهند. همچنین برخی برنامههای تخصصیتر مجالی را برای تولید روایت اول فراهم آوردهاند. یکی از این برنامهها که از شبکه مستند روی آنتن میرود «معرکه» است. مجری معرکه در ابتدای هر قسمت با توضیحاتی این برنامه را چنین معرفی میکند: همه جنگها بالاخره یکجایی تمام میشوند ولی چیزی که هیچوقت تمام نمیشود روایت آنهاست. روایت پیروزیها و شکستها برای یک ملت در پایان جنگ، شروع یک نبرد دیگر است؛ نبردی برای ماندن در حافظهها.
او در ادامه میگوید: اگر روایتی که از پیروزی ساخته میشود بتواند در ذهنها جا بگیرد، زخمها بهتر ترمیم میشوند و رنجها کمکم جایشان را به غروری که میماند میدهند. آن وقت است که قهرمانی دیگر فقط مال گذشته نیست و در رویای بچههای امروز هم ادامه پیدا میکند. شاید همین روایتها هستند که تعیین میکنند کدام ملتها اسمشان تا ابد باقی میماند. میگویند تاریخ را فاتحان مینویسند ولی حقیقت این است که برای پیروز شدن باید روایت کرد. «معرکه» جایی برای پیدا کردن روایت پیروزیهاست.
ضرورت گفتوگوی چشم در چشم
محمدهادی نعمتاللهی تهیهکننده برنامه در گفتوگو با روزنامه جامجم درباره ساختار این برنامه میگوید: قالب معرکه مستند است، اما با توجه به فضای تلویزیون ناگزیر شباهتهایی نیز با دیگر قالبهای تلویزیونی دارد. با وجود این شباهتها، بافت و فرم کلی کار همچنان مستند باقیمانده و به همین دلیل از شبکه مستند پخش میشود.
او همچنین عنوان کرد: لازم بود وجه تلویزیونی کار نیز نمایان شود و در عین حال ساختار تولیدی مناسبی شکل بگیرد. زیرا منطقی نبود در شرایط عادی هر قسمت مستند در یک هفته تا ۱۰ روز تولید شود.
وی توضیح میدهد: یک مستند ۳۰دقیقهای نیاز به پژوهش، نگارش متن، تصویریابی و روایت دارد، آن هم با توجه به وضعیت دشوار اینترنت و شرایط خاصی که روایت باید در آن شکل گیرد.
او همچنین میگوید: فعالان حوزه مستند معمولا برای رسیدن به کیفیت مطلوب چنین زمانی نیاز دارند؛ بنابراین طراحی تولید باید بهگونهای انجام میشد که کار را پیش ببرد. به همین دلیل ایده استودیو و آرشیو مطرح شد؛ بنابراین بخشی از زمان برنامه در استودیو میگذرد و بخش دیگر در آرشیو. شرایط جنگ لازم بود یک نفر چشم در چشم مردم گفتوگو کند و این امر از نظر روانی تأثیرگذار بود.
نعمتاللهی درباره روند پخش برنامه میگوید: در هفته اول و دوم برنامه هر روز پخش میشد و تیم تولید بهصورت روزانه کار میکرد. پس از اعلام آتشبس و با توجه به شرایط جدید آنتن سیما، تصمیم گرفته شد برنامه در سه روز پخش شود و تولید نیز مطابق همان پیش برود. شبکه مستند همراهی زیادی داشت و اهمیت موضوع را پذیرفته بود.
به گفته وی نسخه اصلی برنامه شنبه پخش میشود و یکشنبه در همان باکس تکرار آن روی آنتن میرود تا مخاطب به این زمانبندی عادت کند. او توضیح میدهد ایده اولیه از دغدغه بچههای حوزه هنری و بنیاد رسانهای سوره آغاز و شبکه مستند نیز با آن همراه شد.
وی در ادامه میگوید: فاصله میان ایده اولیه تا تولید و آمادهسازی دکور و سایر کارها کمتر از یک هفته تا ۱۰ روز بود.
خط تولید فشرده برای شکلگیری متن
او در توضیح روند شکلگیری روایتها میگوید: فرآیند تولید بسیار سرعتی است. محتوا رصد میشود و در اتاق برنامه به سوژه تبدیل میشود و بلافاصله مرحله پژوهش آغاز میشود.
وی ادامه میدهد: این مراحل کاملا موازی با هم جلو میروند؛ بدین صورت که به محض پایان یک قسمت، پژوهش قسمت بعدی شروع شده است. خط تولید بسیار فشرده است تا متن شکل بگیرد و، چون برنامه وابستگی زیادی به متن دارد، بدون متن نمیتوان پیش رفت.
او توضیح میدهد: میان مراحل انسجام وجود دارد و متن پس از تدوین وارد آرشیو میشود و در آنجا به شکل نهایی درمیآید. این خط تولید محصول شرایط جنگی و اقتضائات ویژه تولید است و طراحی آن کاملا متناسب با برنامه شکلگرفته.
نعمتاللهی تاکید میکند: پیش از این تجربه مشابهی در برنامهسازی وجود نداشته است.
وی همچنین توضیح میدهد که تولیدات قبلی شبکه مستند که برعهده او بوده، یک قسمت در هفته بودند؛ به این صورت که شنبه سوژه مشخص میشد و جمعه پخش میشد.
نعمتاللهی تصریح میکند: اکنون همه چیز بر جنگ متمرکز شده و فرم کار بسیار پیچیدهتر است. حتی بخش مصاحبه از روند عادی تولید جدا شد و به شکل ویدئوهایی انجام میشود که کارشناسان ارسال میکنند. زیرا فرصت ضبط گفتوگو وجود ندارد.
او بیان میکند: فعالیت در استودیو بهقدری زمانبر و پیچیده است که بهتنهایی انرژی و نیروی انسانی قابل توجهی میطلبد.
نعمتاللهی در پاسخ به این پرسش که آیا معرکه توانسته هویتی پیدا کند، میگوید: تاکنون ۱۸ قسمت پخش شده و با توجه به حجم عظیم اخبار و تحلیلهای داخلی و خارجی و شایعات مربوط به جنگ، برنامه توانسته دیده شود.
وی میافزاید: بررسیها نشان میدهد برنامه حدود ۵۰ تا ۶۰ هزار بازدید تلویزیونی داشته است.
نعمتاللهی ادامه میدهد: بهنظر میرسد اکنون مردم انتخاب اولشان شبکه خبر است و حتی سریالهای خوب تلویزیون نیز در سایه اخبار جنگ شاید کمتر دیده میشوند. با وجود این شرایط، برنامه به لطف خدا موفق بوده و دیده شده است.
او درباره انتخاب نام «معرکه» میگوید: برنامه با محوریت جنگ طراحی شد و نزدیکترین عنوانی که با فضای میدان جنگ همخوانی داشت همین نام بود.
این تهیهکننده درباره انتخاب مجری نیز چنین توضیح میدهد: لازم بود فردی انتخاب شود که حرفهای برنامه به دهانش بخورد؛ فردی که علاوه بر صدای خوب و سابقه اجرا، از لحاظ محتوایی نیز مورد پذیرش مخاطب باشد.
وی میافزاید: مجری برنامه هسته اولیه اتاق فکر بوده و از روز اول در طراحی و ایدهپردازی حضور داشته است؛ بنابراین تنها یک مجری نیست و نقش او فراتر از اجراست.