سیاست‌ها و راهبردهای مداخله ارتباطی در شرایط پساآتش‌بس

در مقطع پس از آتش‌بس، افکار عمومی با نگرانی، شوک، ابهام و هیجان‌های متراکم مواجه است و در صورت نبود مداخله ارتباطی به‌موقع، این وضعیت می‌تواند به فرسایش اعتماد و بروز شکاف‌های اجتماعی و بهره برداری دشمنان منجر شود.
در مقطع پس از آتش‌بس، افکار عمومی با نگرانی، شوک، ابهام و هیجان‌های متراکم مواجه است و در صورت نبود مداخله ارتباطی به‌موقع، این وضعیت می‌تواند به فرسایش اعتماد و بروز شکاف‌های اجتماعی و بهره برداری دشمنان منجر شود.
کد خبر: ۱۵۴۸۲۱۵
نویسنده دکتر اکبر نصراللهی

به گزارش اداره ارتباطات و رسانه معاونت علوم انسانی و هنر دانشگاه آزاد اسلامی، دکتر اکبر نصراللهی عضو هیئت علمی دانشگاه آزاد اسلامی در یادداشتی با عنوان «سیاست‌ها و راهبردهای مداخله ارتباطی در شرایط پساآتش‌بس» نوشت: در مقطع پس از آتش‌بس، افکار عمومی با نگرانی، شوک، ابهام و هیجان‌های متراکم مواجه است و در صورت نبود مداخله ارتباطی به‌موقع، این وضعیت می‌تواند به فرسایش اعتماد و بروز شکاف‌های اجتماعی و بهره برداری دشمنان منجر شود.

بر این اساس، سیاست‌های رسانه‌ای زیر پیشنهاد می‌شود:

1- مداخله سریع و هوشمندانه برای ترمیم شوک و کاهش نگرانی

مردم اعلام ناگهانی آتش‌بس نیازمند پاسخ ارتباطی سریع، مستقیم و اقناعی است. حضور بی‌واسطه مقامات ارشد، به‌ویژه در حوزه دیپلماسی، برای گفت‌وگو با مردم ضروری است؛ این گفت‌وگو باید مبتنی بر تبیین واقعیت ها، درک احساسات جامعه، قدردانی از نقش مردم و ارائه روایت شفاف از چرایی آتش‌بس باشد. این اقدام، هم احترام به کنشگری مردم است و هم مانع شکل‌گیری روایت‌های واگرا و دوقطبی‌ساز می‌شود.

2- . تثبیت انسجام و روایت واحد ملی ضروری است 

روایت ها از آتش بس همانند جنگ از منابع و سخنگویان معتبر و رسمی به صورت منسجم و مستمر ارائه شود تا هرگونه ادراک از ناهماهنگی مدیریت شود. این روایت باید مسیر طی‌شده، نحوه اعمال فشار بر دشمن و تداوم آمادگی کشور را به‌صورت روشن برای افکار عمومی بازسازی کند و نشان دهد که تصمیمات اتخاذشده در یک چارچوب هماهنگ و هدفمند صورت گرفته است. در عین حال ایران بادقت آماده پاسخ بازدارنده به نقض آتش بس است. 

3-  بازتعریف هوشمند روایت پیروزی و ناکامی دشمن 

یکی از محورهای کلیدی در این مقطع، تبیین واقع‌بینانه از اهداف طرف مقابل و میزان تحقق آن‌هاست. باید برای افکار عمومی روشن شود که طرف‌های مقابل با اهدافی چون تغییر رژیم (به تعبیر خودشون )، باز کردن تنگه هرمز ، خارج کردن اورانیوم از سایت های هسته ای، تجزیه ایران ، تسلط بر نفت ایران ، انهدام توان نیروهای نظامی و امنیتی و نابودی تمدن ایران وارد میدان شدند، اما در دستیابی به این اهداف ناکام ماندند.در مقابل، حفظ انسجام داخلی، استمرار توان بازدارندگی و تثبیت موقعیت راهبردی کشور ، نشانه‌ای از برتری اراده ملی و تقویت اعتماد به نفس و تاب‌آوری کشور است. این روایت باید بدون اغراق، اما مستدل، مقایسه‌ای و مبتنی بر منطق «هدف و نتیجه» برای مخاطب تبیین شود.

4- مدیریت واقع‌گرایانه دستاوردها در شرایط هیجان 

اغراق در دستاوردها نتیجه معکوس دارد تمرکز بر ناکامی‌ها و محدودیت‌های تحمیل‌شده به طرف مقابل، در این فضا اقناع‌پذیرتر از ادعاهای صرفاً شعاری است. پرهیز از امید کاذب و نگرانی افراطی توصیه می شود.

5-  هدایت مرحله‌ای هیجانات عمومی

هیجان غالب جامعه «خشم» است که باید به‌صورت هدفمند مدیریت شود؛ ابتدا جهت‌دهی آن به سوی عامل بیرونی، سپس بازخوانی نقاط اقتدار و در نهایت تبدیل تدریجی آن به احساس غرور و اعتماد ملی. این فرآیند نیازمند طراحی روایت‌های مرحله‌ای و هوشمندانه است.

6- صیانت از سرمایه اجتماعی و ارتقای کیفیت میدان

تجمعات مردمی و حضور در میدان، همچنان از مهم‌ترین منابع تولید قدرت اجتماعی است و تداوم آن، ضرورت راهبردی محسوب می‌شود. با وجود این ، برای حفظ اثربخشی، باید این فضاها از سطح صرفاً شعاری و هیجانی به سطحی تبیینی و اقناعی ارتقا یابد؛ استفاده از نخبگان، کارشناسان و سخنرانان مورد اعتماد برای پاسخ به ابهامات، در کنار حفظ شور اجتماعی، ضروری است. این فضا باید به‌گونه‌ای مدیریت شود که ضمن تقویت همبستگی، از بروز شکاف و دوقطبی‌سازی جلوگیری کند.

7- بازآرایی نقش رسانه ملی و تقویت مرجعیت کارشناسی به‌ویژه در رسانه ملی

لازم است محور تحلیل‌ها از فضای احساسی به سمت تحلیل‌های کارشناسی سوق یابد؛بهره‌گیری از کارشناسان معتبر، متنوع و مورد اعتماد افزایش یابداز تکرار چهره‌های محدود و رویکردهای هیجانی پرهیز شود. مجریان و تحلیل‌گران با رویکرد حرفه‌ای و اقناعی انتخاب شوند.

8- استفاده از «راهبرد نقل‌قول» ضروری است

اظهارات تحلیل‌گران و مقامات غربی درباره توانمندی ایران و ناکامی طرف مقابل، به‌صورت مستند و همراه با ترجمه بازنشر شود تا بر اقناع‌پذیری بیفزاید این مهم با اعلام پیروزی آمریکا در اظهارات مقامات دولتی آمریکا بویژه ترامپ ضروری است.

9- مستندسازی نشانه‌های عینی اقتدار 

نمایش عینی تغییرات و دستاوردها، به‌ویژه در حوزه‌های راهبردی، مثل تنگه هرمز اهمیت دارد. هرگونه تغییر در وضعیت میدانی و شاخص‌های تسلط راهبردی کشور باید به‌صورت تصویری و مستند روایت شود تا درک عمومی از «تفاوت قبل و بعد» تقویت شود و روایت رسانه‌ای از سطح ادعا به سطح مشاهده ارتقا یابد.

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها