استیو ویتکاف، نماینده آمریکا در مذاکرات از شگفتی مستاجر کاخ سفید در ارتباط با ایستادگی ایران خبر داد

حسرت به دل

اظهارات اخیر استیو ویتکاف، نماینده ویژه رئیس‌جمهور آمریکا در مذاکرات هسته‌ای، درباره «شگفت‌زدگی» دونالد ترامپ از ایستادگی ایران در برابر نمایش قدرت نظامی ایالات متحده، پرده از یک واقعیت مهم در درون ساختار قدرت آمریکا برداشت. وقتی رئیس‌جمهور آمریکا با لحنی متعجب می‌پرسد «چرا تهران با وجود حجم گسترده فشار نظامی و آرایش کم‌سابقه نیروهای آمریکایی در منطقه، عقب‌نشینی نکرده و تسلیم نشده است؟»، در واقع از فاصله میان محاسبات اولیه کاخ سفید و واقعیت‌های میدانی سخن می‌گوید.
اظهارات اخیر استیو ویتکاف، نماینده ویژه رئیس‌جمهور آمریکا در مذاکرات هسته‌ای، درباره «شگفت‌زدگی» دونالد ترامپ از ایستادگی ایران در برابر نمایش قدرت نظامی ایالات متحده، پرده از یک واقعیت مهم در درون ساختار قدرت آمریکا برداشت. وقتی رئیس‌جمهور آمریکا با لحنی متعجب می‌پرسد «چرا تهران با وجود حجم گسترده فشار نظامی و آرایش کم‌سابقه نیروهای آمریکایی در منطقه، عقب‌نشینی نکرده و تسلیم نشده است؟»، در واقع از فاصله میان محاسبات اولیه کاخ سفید و واقعیت‌های میدانی سخن می‌گوید.
کد خبر: ۱۵۴۴۰۰۶
نویسنده مهدی سیف‌تبریزی - گروه سیاسی
 
در ماه‌های اخیر،افزایش تحرکات نظامی آمریکا درحوزه عملیاتی «فرماندهی مرکزی نیروهای مسلح ایالات متحده آمریکا» موسوم به سنتکام، استقرار تجهیزات پیشرفته و اعزام ناوها و هواپیماهای بیشتر به منطقه، این تصور را ایجاد کرده بود که واشنگتن در حال آماده‌سازی گزینه‌ای سخت علیه تهران است. ذهنیت غالب در حلقه تصمیم‌سازی ترامپ بر این پایه استوار بود که می‌توان با تشدید فشار اقتصادی، نمایش قدرت نظامی و ایجاد فضای رعب، ساختار سیاسی ایران را وادار به عقب‌نشینی یا حتی دچار فروپاشی کرد‌؛ الگویی که برخی آن را با تجربه فشار بر ونزوئلا مقایسه می‌کردند. 
اما تحولات میدانی و نوع پاسخ و کنش ایران، به‌ویژه افزایش انسجام داخلی و تاکید بر بازدارندگی فعال، این محاسبه را با تردید مواجه کرده است. اکنون به‌نظر می‌رسد ترامپ و بخشی از اطرافیانش با نوعی شک و سردرگمی روبه‌رو شده‌اند‌؛ شکافی که نه‌تنها در کاخ سفید، بلکه در کل ساختار سیاسی آمریکا دیده می‌شود. 

از تصور فروپاشی تا واقعیت مقاومت
در اطراف ترامپ دو نگاه متفاوت نسبت به ایران شکل گرفته است: یک طیف همچنان معتقد است که تشدید فشار و افزایش تهدید نظامی می‌تواند تهران را به پذیرش شروط واشنگتن وادار کند.آنان استدلال می‌کنندکه عقب‌نشینی در این مقطع، اعتبار بازدارندگی آمریکا را زیر سؤال می‌برد. 
اما طیفی دیگر با اشاره به واقعیت‌های میدانی هشدار می‌دهد که ایران برخلاف برخی برآوردهای اولیه، نه‌تنها تضعیف نشده، بلکه در برابر فشار خارجی انسجام بیشتری یافته است. این گروه یادآور می‌شود که ایران کشوری با ساختار سیاسی تثبیت‌شده، ظرفیت‌های دفاعی بومی و شبکه نفوذ منطقه‌ای است و هرگونه اقدام نظامی می‌تواند به واکنش‌های زنجیره‌ای در منطقه منجر شود که به‌هیچ عنوان نمی‌توان هزینه‌های آن را برآورد کرد. 
در همین چارچوب، مقایسه ایران با ونزوئلا که در برخی محافل مطرح می‌شد، با تردید جدی روبه‌رو شده است. رابرت مالی، نماینده پیشین آمریکا در امور ایران، صراحتا این مقایسه را «توهم» خوانده و تاکید کرده است که ایران را نمی‌توان با ونزوئلا یکسان دانست. او یادآور شده است که پیش از جنگ عراق نیز برخی تصور می‌کردند مداخله آمریکا نمی‌تواند وضعیتی بدتر ایجاد کند اما نتیجه آن روند با انتظارات فاصله داشت. مالی همچنین تصریح کرده که دولت ترامپ الزاما به‌دنبال دموکراسی‌سازی در ایران نیست و ارزیابی دقیقی از وضعیت داخلی ایران ندارد اما تصور فروپاشی سریع را ساده‌انگارانه می‌داند. این هشدارها نشان می‌دهد حتی در میان چهره‌های باسابقه سیاست خارجی آمریکا نیز اجماع روشنی درباره امکان تغییر سریع معادله در ایران وجود ندارد. 

مخالفت‌هایی فراتر از خطوط حزبی
در کنگره آمریکا نیز وضعیت یکپارچه نیست. در حزب جمهوری‌خواه، چهره‌هایی مانند رند پال، سناتور ایالت کنتاکی، بارها با مداخلات نظامی جدید مخالفت کرده و هشدار داده‌اند که ورود به جنگی تازه در خاورمیانه می‌تواند تکرار خطاهای گذشته باشد. توماس مسی، نماینده مجلس نمایندگان نیز بر ضرورت دریافت مجوز رسمی کنگره برای هرگونه اقدام نظامی تاکید کرده است.در حزب دموکرات، مخالفت‌ها گسترده‌تر است. کریس مورفی، سناتور ایالت کنکتیکت، هشدار داده است که یک درگیری مستقیم با ایران می‌تواند منطقه را به سوی بی‌ثباتی عمیق سوق دهد. الیزابت وارن، سناتور ایالت ماساچوست، بر ضرورت دیپلماسی و بازگشت به مسیر گفت‌وگو تاکید کرده و نسبت به پیامدهای انسانی و اقتصادی جنگ هشدار داده است. در مجلس نمایندگان نیز «رو خانا» و «باربارا لی» از جمله چهره‌هایی هستند که با گسترش اختیارات جنگی دولت مخالفت کرده‌اند.این مخالفت‌ها صرفا اختلاف نظر سیاسی نیست‌؛ بلکه ریشه در تجربه تاریخی آمریکا دارد. خاطره جنگ عراق همچنان در ذهن بسیاری از قانونگذاران زنده است‌؛ جنگی که با وعده‌های کوتاه‌مدت آغاز شد و سال‌ها هزینه انسانی و مالی بر‌جای گذاشت. 
 
اندیشکده‌ها‌؛ هشدار درباره معادله‌ای پرهزینه

در فضای فکری واشنگتن نیز اجماع روشنی برای جنگ دیده نمی‌شود. اندیشکده‌هایی چون شورای روابط خارجی آمریکا، مؤسسه بروکینگز، شورای آتلانتیک و مؤسسه خاورمیانه در تحلیل‌های خود بیش از آن‌که از ضرورت اقدام نظامی سخن بگویند،برپیچیدگی‌های راهبردی آن تمرکز کرده‌اند.دراین تحلیل‌هاتاکیدمی‌شودکه ایران طی‌سال‌های‌گذشته ساختار بازدارندگی چندلایه‌ای ایجاد کرده و توانسته در برابر فشار خارجی تاب‌آوری نشان دهد. از نگاه بسیاری از پژوهشگران این مراکز، هرگونه حمله نظامی می‌تواند به واکنش‌های گسترده درخلیج‌فارس وحتی فراتر از آن منجر شود. همچنین هشدار داده می‌شود که اختلال در جریان انرژی از تنگه هرمز می‌تواند بازار جهانی نفت را دچار شوک کند و فشار تورمی را در اقتصادهای غربی افزایش دهد.در کنار این نگرانی‌ها، احتمال آن‌که حمله نظامی انگیزه ایران برای بازنگری در دکترین هسته‌ای خود را افزایش دهد نیز مطرح شده است‌؛ موضوعی که می‌تواند نتیجه‌ای معکوس برای اهداف اعلامی واشنگتن داشته باشد. 

متحدان منطقه‌ای و نگرانی از آتشی که به خانه‌شان می‌رسد
کشورهای منطقه‌ای که در صورت بروز درگیری در خط مقدم پیامدها قرار می‌گیرند، بیش ازهمه نگرانند.عربستان سعودی که پیش‌تر زیرساخت‌های انرژی‌اش هدف حملات قرار گرفته، نگران است هرگونه جنگ تازه امنیت و اقتصادش را تهدید کند. امارات متحده عربی نیز با توجه به جایگاه تجاری و مالی خود در منطقه، از بی‌ثباتی گسترده هراس دارد. 
قطر که میزبان پایگاه‌های آمریکایی است، بیم آن دارد که به هدف مستقیم پاسخ‌های تلافی‌جویانه تبدیل شود. عمان که سال‌ها نقش میانجی میان تهران و واشنگتن را ایفا کرده، از فروپاشی مسیرهای دیپلماتیک نگران است.ترکیه نیز نسبت به شعله‌ور‌شدن بحران در همسایگی خود هشدار داده است.دراروپا،بریتانیابا احتیاط تحولات را دنبال می‌کندونسبت به پیامدهای اقتصادی و امنیتی جنگی تازه در خاورمیانه نگرانی دارد. 

بازدارندگی ایران‌؛ عامل اصلی تردید
اگر امروز در واشنگتن تردید وجود دارد، این تردید صرفا محصول محاسبه سیاسی نیست‌؛ بلکه نتیجه مستقیم تحول در موازنه قدرت است. ایران طی سال‌های اخیر نشان داده که در برابر فشار، نه‌تنها عقب‌نشینی نمی‌کند، بلکه ظرفیت‌های بازدارنده خود را توسعه می‌دهد. تجربه پاسخ‌های متقابل در منطقه، به تصمیم‌گیران آمریکایی یادآوری کرده که هزینه اقدام نظامی، محدود و یک‌طرفه نخواهد بود.همین واقعیت، سیاست جنگ‌طلبانه را به بن‌بست محاسباتی رسانده است. کاخ سفید در وضعیتی قرار گرفته که هر تصمیم، پیامدهای سنگین داخلی و خارجی به‌همراه دارد. جامعه آمریکا که هنوز خاطره افغانستان و عراق را فراموش نکرده، نسبت به ورود به جنگی تازه بی‌میل است. همزمان، نخبگان امنیتی نیز نسبت به گستره پاسخ ایران هشدار می‌دهند.
newsQrCode
برچسب ها: مذاکرات
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها