پخش سریال های شبکه تهران که غالبا برگرفته از ناهنجاری ها و اعوجاجات کلانشهر تهران با ویژگی های خاص خود است و نشانی از هویت ملی و بعضا ویژگی های اسلامی و دینی ندارد در مراکز استان هایی که هنوز پایبند باورها و آداب و سنن محلی هستند چه توجیهی دارد؛ آیا به دلیل محدودیت های موجود در برنامه های تامینی که اغلب از فیلمها و سریال های چین و واچین و کشورهای دیگر گرفته می شود، به نحو گسترده ای در شبکه های استانی پخش می شود؛
چرا نباید متناسب با ظرفیت استانی تولیدات فاخری که وام گرفته از فرهنگ و آداب همان استان باشد در حدود سطح شبکه تهران به تولید انبوه پرداخت؛ راستی اکنون شهر تهران از چه هویتی برخوردار است؛ سنتهای حاکم بر آن چیست؛ به لهجه ، آداب و رسوم کدام منطقه تهران می توان تکیه کرد؛ الا این که عموم خیابان ها و جو غالب فرهنگی آن با نگاه اندکی خوش بینانه تحت تاثیر فضای عمومی کشور است و در وضعیت بدبینانه کاملا متاثر از شبکه های ضد انقلاب و فیلمهای ماهواره ای است.
ابلاغیه های پی در پی برای یکسان سازی تولیدات شبکه های استانی به چه معنی است؛ این که سیاست های یکسان در اداره این شبکه ها اعمال شود بهتر است یا این که هر شبکه متناسب با مقتضیات فرهنگی و فضای کلی حاکم بر آن استان و در راستای اهداف و استراتژی کلان فرهنگی کشور و انقلاب تولیدات و پخش خود را ساماندهی کند؛ چه بهتر که تولیدات هر شبکه استانی و محلی به معنی واقعی بازتاب دهنده باورها و سنن همان استان باشد و تمام قد، در خدمت خرده فرهنگ و داشته های تاریخی و مذهبی و قومی خود قرار گیرد به نحوی که با مشاهده تلویزیون استان یا استماع رادیوی محلی بدون اعلام مجری یا گوینده یا نشان مخصوص از فضای حاکم بر آن به بومی بودن آن شبکه پی ببریم.
به عنوان نمونه چگونه می توان از شبکه استانی و محلی سخن گفت در حالی که از 2500 اثر تاریخی به ثبت رسیده و قریب به 10 هزار اثر تاریخی شناسایی شده در یک استان ، فقط 20 اثر تاکنون معرفی شده اند و از نزدیک هزار شخصیت برجسته علمی ، فرهنگی ، مذهبی ، فقهی و علمی همان استان تاکنون به تعداد انگشت شمار، آن هم در حد معمول به جوانان امروز معرفی شده اند در حالی که هر یک از این شخصیت ها می توانند دستمایه بزرگی برای بهترین تولیدات رادیو و تلویزیونی شوند.
آثار موسیقیایی ارزشمند و تاثیرگذار که مدتها کانون نواها و مقامهای محلی بوده است و ریتم و ملودی آن ریشه در اعماق ذهن و کار و تلاش و تولید در بخش کشاورزی و دامداری دارد یا در مراسم های آیینی از آن بهره می جستند، نه تنها احیا نشده است ، بلکه برخی از قطعه های قدیمی کاملا از بین رفته و باقیمانده نیز در حال انقراض تدریجی است. بیش از 3 سال تلاش برای تولید یک سمفونی فاخر و ارزشمند به جایی نرسیده است. ادارات ارشاد مرعوب شرایط حاکم فرهنگی و دیگر دستگاه های مرتبط نیز به نحوی به دنبال حل مشکلات داخلی و پرسنلی خود می روند و آنچه مدیریت و هدایت نمی شود، فرهنگ و سنن مردمی است که باید گفت هنوز به پاس همین حریمهاست که پایه های اعتقادی و ملی خود را مستحکم می بینند.
از تنها امام معصوم که واسطه فیض آسمانی است و بارگاه ملکوتی و مضجع شریف و ملک پاسبان آن ، در ایران ، دهها گره ناگشوده را می گشاید و کانون معرفت و بصیرت و علم و آگاهی و شناخت و درک مفاهیم بلند آسمانی است ، جز در حد ضمانت از آهو و یار غربا و حج فقرا بهره ای بیش نبرده ایم.
این شرایط موجب شده است به جای تقویت خرده فرهنگ ها که قوام دهنده فرهنگ ملی ماست ، فقط به عمومی کردن فرهنگ تهرانی همت گماریم و تهران را همه چیز بدانیم و گویی هرچه از این شهر پر از دود و صداهای ناهنجار برمی خیزد، وحی منزل است و همه باید تبعیت محض کنند و همین فضای حاکم موجب می شود بسیاری از هنرمندان و فرهیختگان موثر در مراکز استان ها سوار بر شهاب سریع السیر مهاجرت شوند و در گوشه ای از تهران ماوا گزینند که هم به نان و نوایی می رسند و هم تا حدودی خواسته های هنرمندانه خود را ارضا می نمایند.
توجه به فرهنگ های محلی نباید با روشهای آزمون و خطا صورت گیرد، زیرا آثار مخرب آن به مراتب شدید خواهد بود. پس باید تلاش کرد اولا برنامه ها، نوشته ها و تهیه و تولید برنامه ها منطبق بر خواسته ها و نیازهای واقعی مردم آن دیار باشد. ثانیا افرادی مسوول تولید برنامه های محلی شوند که به طور کامل با فرهنگ آن دیار آشنایی داشته باشند. ثالثا مدام واکنش مخاطبان محلی خود را رصد کرده و از رفتار آنان پس از پخش برنامه اطلاع یابیم و خود را اصلاح و در جهت رفع نواقص و عیوب گام برداریم.
سید رمضان موسوی مقدم
مدیر کل مرکز صدا و سیمای خراسان رضوی