«بچه های بوستان» نوروز به خانه ها می آیند

اگر در ایام نوروز قصد سفر دارید مراقب باشید تا میهمان ناخوانده ای این تصمیم شما را بر هم نزند. تا می توانید خود را پنهان کنید و در را روی کسی باز نکنید.
کد خبر: ۱۲۹۱۰۰

تا می توانید نقشه ای بکشید که کسی نتواند نقشه شما را برای سفر نقش بر آب کند! البته همه می دانند میهمان حبیب خداست و جملاتی که پیش از این خواندید توصیه های ما نیست ، بلکه آقا صیام ، پسر خانواده آقا رسول این عبارات را در ذهن خود می پروراند.

حالا حتما می پرسید آقا رسول کیست؛ یک مرد خانواده دار که تصمیم دارد اهل و عیال خود را برای تعطیلات نوروزی به سفر ببرد و شاید تا وقتی سر و کله میهمانان ناخوانده پیدا نشده بود صیام و تیام ، پسر و دختر کوچک او ، نمی دانستند زمانی پدرشان در روستا زندگی می کرده و دست بر قضا شیر گوسفند هم می دوشیده است. باور نمی کنید؛! پس در ایام نوروز سریال 15 قسمتی «بچه های بوستان» که برای گروه کودک و نوجوان شبکه یک سیما و به تهیه کنندگی حسن احمدی تهیه می شود را ببینید. به هر حال این سریال در تعطیلات نوروز میهمان خانه های شماست. این را گفتیم تا میهمان ناخوانده نباشند.
برای این که بیشتر با این خانواده آشنا شوید ، یکی از روزهای پایانی اسفند ماه برای تحقیق از چند و چون این خانواده و ماجرای سفرشان ، به طور کاملا ناخوانده میهمان گروه سازنده این سریال شدم.
جایتان خالی وقتی رسیدم همه مشغول ناهار خوردن بودند و من که در این ترافیک تهران آنقدر دود خورده بودم هر چه تعارف کردند نتوانستم لب به غذا بزنم ، بنابراین پس از چاق سلامتی با عوامل گروه ، گوشه ای در حیاط روی یک تخت نشستم تا گروه آماده کار شوند.
در این فرصت هوشنگ قنواتی زاده ، برنامه ریز و دستیار اول کارگردان اطلاعاتی اجمالی درباره کلیت مجموعه در اختیارم گذاشت تا بیشتر با عوامل و دست اندرکاران بچه های بوستان آشنا شوم ؛ بچه هایی که پیش از این با آنها آشنا شده و سری قبلی این مجموعه را از شبکه یک سیما شاهد بوده ایم ، اما در سری جدید حال و هوای نوروزی بر این مجموعه حاکم است و بازیگرانی چون پرویز ملایرپور ، خشایار راد ، حسین رفیعی ، یدالله هدایتی و فرید قبادی در سری جدید به گروه بازیگران این مجموعه افزوده شده اند.
گروه کم کم آماده شروع تصویربرداری می شوند. قرار است سکانس 2 از قسمت سوم ضبط شود. همان سکانسی که دست آقا رسول (جمشید جهانزاده) پیش صیام (علیرضا جعفری) و تیام (کوثر شهبازی) رو می شود.
رسول و پسرش صیام از بیرون به خانه می آیند ، اما پیش از آنها بزرگوار (یدالله هدایتی) و بچه هایش مه گل و سزاوار طبق آدرسی که در دست داشتند تا در منزل را باز دیدند وارد حیاط خانه شده اند. رسول که با تعجب آنها را می بیند ، جلو می رود و با تاکید می پرسد: من رسول هستم. شما مطمئن هستید که درست آمده اید؛ مه گل ، دختر بزرگوار رو به پدر می گوید: بابا نکنه اشتباه اومدیم؛ اما بزرگوار قاطعانه و با لهجه شیرین ولایتش می گوید: چی رو اشتباه اومدیم دختر ، مگه می شه من رسول را فراموش کنم ، مخصوصا اون روزهایی که شیر گوسفندها رو می دوشید.
این جمله بزرگوار گوشهای صیام را تیزتر می کند و رو به پدر می گوید: اگ ، بابا مگه شما شیر هم می دوشیدید؛ رسول بدون توجه به حرفهای صیام در افکار خود گذشته ها را مرور می کند. یکباره به یاد آورده و با خوشحالی به سمت مهمان می رود: بزرگوار....
و این یادآوری او را از فضای شهرنشینی دور می کند و همپا و هم زبان هم ولایتی اش ، یکصدا با یکدیگر یاد گذشته می کنند: خاله لیلا ، گرده می پخت ، شاته می پخت....
می خواهند یکدیگر را در آغوش بگیرند که با مشکل روبه رو می شوند و رسول به او می گوید: هنوز هم مثل دوران بچگی یاد نگرفتی چطور بغل کنی؛! و با خوشحالی او را به همسرش مرضیه (مینا نوروزی فرد) معرفی می کند.
رسول: مرضیه ببین کی اومده ، عموزادم.
مرضیه: سلام (با تعجب) خوش اومدین.
بفرمایید تو ، دم در بده.
بزرگوار از خدا خواسته سلام و علیکی می کند و با شنیدن این حرف به رسول می گوید: از دست و پا افتادم. این چمدان را خودت بیار بالا. بچه ها بریم. بالاخره این سکانس آشنایی پس از 6 برداشت متوالی مورد تایید مسعود فرخنده ، کارگردان مجموعه قرار گرفت.
او در فاصله آماده سازی سکانس بعدی درباره این کار می گوید: با توجه به این که سری اول این مجموعه مورد توجه قرار گرفته بود ، سفارش ساخت مجدد آن با حال و هوای نوروزی داده شد که در سری جدید بعضی شخصیت ها حذف و شخصیت های دیگری اضافه شدند که متناسب با فضای نوروز باشند.
مسعود فرخنده ادامه داد: تصویربرداری این کار را از 21 دی آغاز کردیم و با تدوین همزمانی که صورت می گیرد ان شاءالله کار را برای پخش در ایام نوروز آماده می کنیم.
وی درخصوص تفاوت سری جدید صیام و تیام با نام بچه های بوستان با سری قبل آن گفت: سری قبل کار به صورت مجموعه انجام شد و هر قسمت آن داستانی مجزا داشت ، اما در فرم جدید ، یک داستان واحد به صورت سریال در 15 قسمت 40 دقیقه ای تهیه می شود و ماجراها و فضای داستان کاملا نوروزی است و پیامهای آن کاملا غیرمستقیم و در یک بستر فرهنگی ارائه می شود.
بهزاد علی آبادیان ، تصویربردار و گروهش برای ادامه کار اعلام آمادگی می کنند.

جمشید جهانزاده نقش آقارسول را بازی می کند که در دوران کودکی یکی از کارهایش دوشیدن شیر گوسفندها بوده است

حمید یارندپور و دستیارش نیز بوم صدا را برای صدابرداری این صحنه آماده می کنند و جمشید جهانزاده در حال رتوش گریم خود به سوالاتم گوش می دهد ، اما در نهایت فقط درباره شخصیتی که ایفا می کند توضیح می دهد: شخصیت رسول را قبلا در مجموعه ای که ماه رمضان پخش شد کار کرده بودم و الان در داستانی دیگر از آن مجموعه ، او و افراد خانواده اش با ماجرای جدیدی روبه رو می شوند.
دیگر مجال ادامه صحبت نیست تا این که دستیار کارگردان با صدای بلند گروه را به کار دعوت می کند. منشی صحنه ، گلچهره دانش برای حفظ راکورد صحنه به یادداشت هایش مراجعه می کند.
در این سکانس میهمانان ناخوانده وارد اتاق می شوند و دور میز می نشینند ، مرضیه به سمت رسول می رود و دوربین نیز همراه او تراک می کند تا به رسول برسد. هر دو در کادر دوربین قرار می گیرند و مرضیه به آهستگی و نجواگونه می پرسد: چیه؛ چی می گی؛
رسول: به آژانس زنگ زدی؛
مرضیه: آره بابا.
رسول: وسایل رو جمع کن که بریم شمال.
مرضیه: اگر دکتر بود و بیمارستان تعطیل نبود چی؛
رسول: فردا عیده ، امروز هم تعطیله ، تا سیزدهم همه جا تعطیله.
اینها برمی گردن آبادی. ما هم می ریم شمال.
مرضیه که نگران حال مه گل است ، می گوید: گناه دارن. تو این شهر غریب هستند. مریض دارند.
همزمان زنگ در به صدا درمی آید. آژانسی که قرار است بزرگوار و بچه هایش را به بیمارستان ببرد منتظر آنهاست. مرضیه برای دلداری به مه گل می گوید: نگران نباش ان شاءالله چیزی نیست. زود برمی گردین و آنها تا پایشان را از در بیرون می گذارند رسول خوشحال و شادمان آهنگ سفر می نوازد: چمدون ها رو ببند و دستهایش را به هم می مالد و آهنگین می خواند...
ما می ریم شمال...
اما این تازه شروع ماجرای خانواده مظفری است.
پس از چند برداشت فرصت پیدا می کنم با مینا نوروزی فرد نیز درباره این کار گپ کوتاهی بزنم.
او که شخصیت مرضیه را بازی می کند معتقد است میان شخصیت های این قصه فقط کاراکتر اوست که جدی و روحیه اش لطیف است.
تا جایی که گاهی مجسمه سازی و کارهای هنری نیز در خانه انجام می دهد ؛ اما کاراکترهای دیگر این قصه بر خلاف او کمی طنز هستند و همین فضای قصه را مفرح و مناسب ایام نوروز می سازد.
وی می گوید: خانواده مظفری قرار است تعطیلات نوروزی خود را در شمال بگذرانند ، اما ورود خانواده بزرگوار تمام برنامه های آنها را به هم می ریزد. در اینجا ماجراهایی اتفاق می افتد که اهالی محل هم در ایجاد آنها دخیل هستند و صیام که نقش پسرم را بازی می کند به کمک دوستانش در محل به دنبال راهی است تا میهمانان را راهی دیار خود کند و هر نقشه ای که می کشد، ماجرایی تازه شکل می گیرد.


بهناز وفایی وحدت
newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها