دوستداران جدی سینما شنیده اند که درباره «روغن لورنزو» گفته می شود این فیلم یک تجربه وحشتناک و تکان دهنده سینمایی است.
کد خبر: ۱۲۷۹۵۷
این جمله کاملا درست است. فیلم به شکلی منطقی و خوب (و به بهترین شکل ممکن) قصه جذاب و پراحساس خود را بیان می کند. این قصه غم افزاست و دل تماشاچی خود را به درد می آورد. درعین حال همین قصه به تماشاچی خود نوعی شهامت و دلیری ویژه را نشان می دهد و آدمهایی را به تصویر می کشد که در زمانی که باید قدرت مقابله و ایستادگی را داشته باشند، چنین می کنند و ایستادگی شان باعث حیرت دیگران می شود. بازیها بویژه سوزان ساراندن و نیک نولتی عالی است.این دو بازیگر در فیلم نقش زوج خوشبختی را دارند که زندگی شان کامل است . به دنیا آمدن لورنزو اودون به زندگی آنها رنگ تازه ای می زند. همه چیز خوب پیش می رود و لورنزو بچه ای طبیعی است ، تا این که به سن 7سالگی می رسد. در این زمان است که تغییرات آغاز می شود و اتفاقات عجیب و غریبی برای لورنزو رخ می دهد.
این طور به نظر می رسد که او دارد حافظه اش را از دست می دهد. بزودی معلوم می شود او به بیماری «آ ال دی» مبتلاست ؛ یک بیماری نادر که مربوط به اختلالات ذهنی می شود. مراجعه مکرر به دکترهای مختلف نتیجه ای در بر ندارد. خانواده اودون ناامید از دکترهای غریبه تصمیم می گیرند خودشان یاد بگیرند چگونه از فرزند خویش مراقبت کنند. آنها امیدوارند چیزی کشف شود که به درمان قطعی پسرشان کمک کند. در حقیقت پدر و مادر لورنزو یک هدف مشترک دارند. آنها می خواهند جان پسر خویش را نجات دهند.دکترها خانواده اودون را تشویق می کنند در ارتباط با پسر در حال مرگ خود خویشتنداری کنند؛ زیرا تحقیقات پزشکی درباره این بیماری ادامه دارد. اما برای پدر و مادر لورنزو کنار آمدن با این شرایط (و دیدن عزیزشان که در حال مرگ است) سخت است .جورج میلر کارگردان استرالیایی تبار سینما برای درام خانوادگی خود «روغن لورنزو» به سراغ یک مضمون واقعی رفت . او قصه زندگی آگوستو و میشلا اودون را برای تعریف بر روی پرده سینما انتخاب کرد. این دو انسان واقعی الگوهایی خوب از یک پدر و مادر فداکار هستند که شنیدن قصه زندگی شان می تواند مثمرثمر و آموزنده باشد. به دنبال بیماری تنها پسر آنها، این دو تحت آزمون سختی قرار گرفتند و مشکل ترین اتفاقات موجود در زندگی خانوادگی را تجربه کردند. این دو خیلی زود تصمیم می گیرند موضوع را در دست خود بگیرند.
آنها انواع و اقسام کتابهای پزشکی را می خوانند، تمام درهای بسته را می زنند و کتابخانه ها و آرشیوها را زیرپا می گذارند. این دو حتی با والدین بچه های بیمار دیگر هم به بحث و گفتگو می نشینند. همین تلاش هاست که بالاخره آنها را به یک نقطه امید می رساند. این نقطه امید کشف درمان برای حل بیماری پسرشان است : یک روغن خاص زیتون.
آخرین نمای «روغن لورنزو» مونتاژی از بچه های نوجوانی است که صحیح و سالم اند و هم اکنون در حال فعالیت هستند. این بچه ها همگی قبل از این با همان بیماری سر و کله زده اند که لورنزو هم به آن مبتلا بود و حالا با کمک کار خلاقه ای که خانواده اودون کرده اند، امکان یک زندگی سالم را پیدا کرده اند. تماشاچی با دیدن این صحنه نمی داند باید بخندد یا گریه کند.
در حقیقت سلامت آنها بعد از مرگ بچه های زیادی تضمین شده که قبل از این با بیماری سر و کله زده اند. بسیاری از آنها هم به دلیل همین بیماری نابینا، ناشنوا و کر شده اند. این بیماری توانست آنها را از پا بیندازد، زیرا قدرتی بیش از قدرت سیستم بدنی این بچه ها داشت .جورج میلر کارگردان فیلم بجز فیلمسازی و فیلمنامه نویسی ، خودش دکتر هم هست ، همین نکته باعث شده بتواند این قصه واقعی را که در ارتباط با یک موضوع مهم و نادر پزشکی است خیلی خوب به زبان سینما تعریف کند. او با تعریف درست این قصه به شعور تماشاچی خویش توهین نمی کند، زیرا اصلا درصدد ارائه یک درام مستندگونه گریه آور نیست.
تماشاچی همراه پدر و مادر لورنزو چیزهای زیادی را درباره این بیماری یاد می گیرد و در همان حال استقامت و پایداری این پدر و مادر را تحسین می کند. او حسی شبیه حس این دو پیدا می کند و با پیشرفت قصه با آنها یکی شده و کاملا همذات پنداری می کند.فیلم به دلیل حال و هوایی که دارد از دیالوگ های زیادی بهره گرفته است و قصه آن به کمک همین دیالوگ ها جلو می رود. در تمام طول فیلم آگوستو و میشلا یا در حال صحبت کردن با یکدیگر و یا با دیگران هستند.
آنها باید با زمان مبارزه کنند تا جان بچه شان را نجات دهند و در حقیقت گذشت هر دقیقه به ضرر آنهاست . به همین دلیل آنها مجبورند تند و سریع حرف زده و عمل کنند.
فیلمنامه فیلم به این ترتیب اطلاعات تکنیکی و پزشکی زیادی به بینندگانش می دهد. پیتر یوستیف بازیگر کهنه کار سینما در نقش پروفسور نیکولایس در انتقال این اطلاعات نقش مهمی دارد. بازی او هم مثل همیشه عالی و بی عیب و نقص است. این فیلم سینمایی امروز ساعت 20.30از شبکه 4سیما پخش می شود.