خوب ، بد، زشت ، زیبا

سریال «تا صبح» در چند هفته ای که از پخش آن می گذرد، «دیده شد» و مورد «توجه» قرارگرفت.
کد خبر: ۱۲۷۴۷۹

این دیده شدن در شرایطی اتفاق افتاد که به مناسبت دهه فجر چند سریال از شبکه های مختلف تلویزیون به نمایش درآمد، البته شبکه های تلویزیون کنداکتور پخش خود را با روزهای دهه فجر هماهنگ کرده بودند و با پایان گرفتن این ایام پخش سریال های مناسبتی هم به پایان رسید و تنها شبکه تهران است که نمایش سریال «تاصبح» را همچنان به صورت شبانه ادامه می دهد.
موفقیت سریال «تاصبح» را می توان نتیجه ؛ قصه خوب ، کارگردانی منسجم و بازیگران مطرح دانست.از پیروزی انقلاب سالها می گذرد و در این مدت کارگردان های مختلف روایت ها و برداشت های خود را از انقلاب به تصویر کشیده اند ، گاهی این روایت ها به دل مخاطبان نشسته است و گاهی هم این قصه ها شکل فرمایشی به خود گرفته و خیلی زود از ذهنها پاک شده است. سینما در دهه 60 در روایت انقلاب خوب عمل کرد، «مجید جوانمرد» یکی از کارگردان های سریال «تا صبح» در پرونده کاری خود فیلم «شکار» را دارد، فیلمی که با حضور بازیگرانی چون «پرویزپرستویی» و «خسروشکیبایی» مقطعی از زندگی یک مبارز سیاسی را به تصویر می کشید، جوانمرد در این فیلم چهره ای قابل قبول از نیروهای ساواک ارائه داد.
جوانمرد در فیلم دیگرش یعنی «دستمزد» هم نگاهی به مبارزات سیاسی داشت. بنابراین یکی از سازندگان سریال «تا صبح» تجربیات سینمایی خود را به تلویزیون آورده است. دیگرکارگردان «تاصبح» محمدعلی آهنگر است که دانش آموخته رشته سینماست و فیلم جنگی «نیمه گمشده» را کارگردانی کرده است ، یکدستی روایت سریال «تا صبح» گواه این نکته است که گارگردان ها، کار خود را بلد بوده اند و توانسته اند در یک همکاری مناسب اثری بدون «سکته» ساختاری ارائه کنند.
«قصه خوب» پایه و اساس یک اثر موفق است ، نام «عباس نعمتی» نویسنده سریال تا صبح را پیش از این در سریال «اولین شب آرامش» دیده ایم ، این نویسنده جوان با این دو کار نشان داده است که سوژه های خوبی در ذهن دارد و به اصول درام پردازی آشناست ، او می داند چگونه باید برای مخاطب عام قصه تعریف کند تا او مجذوب شود و تا پایان سریال منتظر اتفاقات بماند و مدام از خودش و دیگران بپرسد، آخرش چی می شود؛
از دیگر دلایل موفقیت سریال تا صبح ، حضور یک شخصیت زن به نام «مستانه» در محور قصه است ، زن جوانی که مورد توجه همگان است و درخانه تیمسار زندگی می کند، مردی که یکی از تصمیم گیران مملکتی است و اتفاقات زیادی در خانه اش رخ می دهد.
قصه های عاشقانه همیشه مخاطبان خاص و البته فراوان خود را دارد و «مستانه» یک قصه عاشقانه است ، عشقی ، مثلثی که فراز و فرود بسیار دارد و در پس زمینه خود از مبارزات مردم سخن می گوید، مردمی ساده با زندگی روزمره که مبارزه جزیی از زندگی آنها شده است.
«تاصبح» شخصیت های زیادی دارد، برخی از آنها اصلی هستند و برخی در حاشیه قرار دارند اما اضافی نیستند و به نوعی در طول کار حضور دارند و در قصه تاثیر می گذارند. کشمکش قصه خوب است و اتفاقات در فواصل مناسب رخ می دهند؛ اما با همه اینها آنچه به سریال «تاصبح» آسیب رسانده است ، طولانی شدن بیهوده آن است ، در برخی از قسمتها هیچ اتفاق خاصی روی نمی دهد و ماجراها تکرار می شود و قصه هیچ پیشروی ندارد و گاهی روی یک موضوع تاکید بسیار می شود و دوربین در رفت و آمدهای مکرر خود به خانه ها و زندگی آدمها حرف جدیدی برای گفتن پیدا نمی کند.
نقشهای اصلی سریال «تا صبح» را بازیگران معروف اجرا می کنند، بازیگرانی که نامشان در تیترا ژ یک اثر، اعتباری است برای کار و بسیاری از مردم برای دیدن بازی آنها به تماشای سریال می نشینند و بازیگران هم از این محبوبیت و مقبولیت با خبر هستند که در کار خود کم نمی گذارند و نقش خود را به بهترین شکل اجرا می کنند.
بدون اغراق می توان بازی «مجیدمظفری» در نقش تیمسار و «محمد کاسبی» را جزو بهترین بازیهای چند سال اخیر در تلویزیون دانست.
عسل بدیعی در اولین حضور تلویزیونی خود بازی یکدست و روانی را ارائه داده است ، با این که دو کارگردان او را هدایت کرده اند، این بازیگر گزیده کار توانسته است حس بازی خود را در طول کار به خوبی حفظ کند.
پروانه معصمومی مثل همیشه مادر است ، اما این بار شرایط او تغییر کرده است. او باید کاملا به شرایط روحی شخصیت «مادرعلی» آشنا بوده باشد که پس از کشته شدن علی توانست این چنین پریشانی یک مادر را به نمایش بگذارد.از کلیت بازیهای «تا صبح» می توان به این نتیجه رسید که برای بازیگران نقش بزرگ و کوچک چندان اهمیتی نداشته است و همه تلاش کرده اند تا در یک کار گروهی ، اثری آبرومند خلق کنند، اثری که نمی خواهد آدمها را دسته بندی کند و آنها را صرفا سیاه و سفید نشان دهد، مثلا بیننده نمی تواند از «تیمسار» دلزده شود، او در شرایطی واقعا دوست داشتنی است ، گاهی می توان حتی او را مورد ترحم قرار داد. خانواده او از هم پاشیده است و هرکدام از فرزندانش ساز خود را می زنند، رقبا منتظرند تا او سقوط کند، او مجبور است برای لاپوشانی اعمال پسرش ، آیدین دست به کارهایی خلاف میلش بزند و جالب این که در خانه او جوانانی با تفکرات انقلابی هم زندگی می کنند که گاهی در پاسخ به انتقادات او می گویند؛ تو خودت ما را این چنین پرورش داده ای.
«تاصبح» کاری متفاوت در زمینه سریال های مناسبتی تلویزیون است ، اما آنچه در این میان آزاردهنده است ، طراحی صحنه شتاب زده و کم دقتی در انتخاب پوشش بازیگران بویژه بازیگران خانم است ، نوع لباس پوشیدن «مستانه» با هیچ منطق زیباشناسی جور درنمی آید و لباسهای شخصیت های دیگر مثل پرستاران بیمارستان که یکی از لوکیشن های اصلی سریال است با واقعیت منطبق نیست ، کدام پرستار و دکترخانم را سراغ دارید که پیش از انقلاب در شهری چون تهران حجاب کامل اسلامی داشته باشد و در بیمارستان روسری مشکی به سرکند، حتی اکنون که حجاب اسلامی الزامی است پرستاران و پزشکان از پوشش سفید استفاده می کنند. همه خانمهای سریال چادر مشکی دارند و حجاب آنها با اکنون هیچ تفاوتی ندارد، این کم دقتی ها باعث می شود بیننده نتواند به کل سریال اعتماد کامل پیدا کند و نمره خوبی به آن بدهد و در این شرایط است که کار خوب ، دیگر عوامل هم زیر سوال می رود، بیننده ای که در ذهن سریالی چون «هزاردستان» را دارد که با چه ظرافتی روی پوشش خانمهای چند دهه پیش کار کرده بود، مدام در ذهن خود این پرسش را مطرح می کند که آیا سازندگان سریال «تا صبح» با این سهل انگاری نمی خواسته اند شناخت او را از مسائل زیر سوال ببرند.
تلویزیون ما در 27 سال فعالیت سریال سازی در بعد از انقلاب تجربیات زیادی در زمینه های مختلف اندوخته است و توانسته سطح کیفی آثار خود را ارتقا بخشد. در این سالها نیروهای جوان و خلاقی وارد عرصه سریال سازی شده اند که اکثر آنها تحصیلات دانشگاهی دارند، مسلما اگر سازندگان «تاصبح» کمی وقت می گذاشتند براحتی می توانستند از این تجربیات در طراحی حجاب برای خانمهای سریال به راهکارهای مناسبی دست یابند.


طاهره آشیانی
newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها