درست در دقایقی که احساس می کنی تنها هستی و کسی صدایت را نمی شنود و سنگ صبوری برایت نیست ، می بینی از آسمان کسی تو را صدا می زند برای خالصانه بندگی کردن.
کد خبر: ۱۲۴۶۸۲
اینها را معصومه ملالو می گوید که سردبیر برنامه های اندیشه محور شبکه جوان است و هم اکنون برنامه زنده اذان را هر ظهر به نام «کسی صدام می زنه» روی آنتن می برد.
کسی صدام می زنه چطور برنامه ای است و چه بخشهایی دارد؛ یک برنامه مذهبی و معارفی با بخشهای متنوعی مثل احکام به صورت یک سوال و یک جواب ، تلاوت قرآن مجید با ترجمه و تفسیر ، فرازهایی از صحیفه سجادیه ، مناجات ، گفتگوی تلفنی و هر برنامه هم با یک حدیث از ائمه اطهار متبرک می شود.
این برنامه معارفی ویژه جوانها چه قالبی دارد؛ اول این که یک تیم جوان این برنامه را تهیه می کنند. من ، بنفشه رافعی گوینده و شیرین میرسلطانی تهیه کننده و دیگر دوستانم جوان هستیم ضمن این که ما موضوعات مذهبی و معارفی را در فضایی شاد و اکتیو برای جوانها ارائه می کنیم که بتوانند با کسی صدام می زنه ارتباط برقرار کنند.
این فضای شاد را که همیشه نمی توانید داشته باشید. به عنوان مثال ، در ایام محرم برنامه معارفی شما چه ویژگی منحصر به فردی برای جوانها دارد؛ با هیجان حماسه حسینی به استقبال نماز می رویم. اگر ما بتوانیم الگوهای بزرگ مذهبی را به جوانها با زبان جوانی نشان بدهیم و حتی وجه جوانی را در این معرفی دوباره شاخص کنیم مطمئن باشید پتانسیل موجود در جوانهای امروز جامعه ما بروز می کند و خوب جواب می گیریم.
لحظه پیش از نماز را چگونه در رسانه توصیف می کنید؛ نماز سکون و رکود نیست. در آن آرامش خاصی است که تو را به تفکر وامی دارد و این حس هر روز در دقایق پیش از اذان ظهر در پخش رادیو حکمفرما می شود و متعاقب آن به فضای باطراوت و راضی کننده پس از نماز می رسیم. حس ما حس یک نمازگزار است.
در برابر خیلی جوانها که حس شما را دارند کسانی هم هستند که به اصطلاح از مذهب می گریزند. به عنوان نماینده رسانه چه طرح و زبانی را برای گفتگو با آنها انتخاب کردید؛ کسی صدام می زنه 40 دقیقه است واین فرصت خوبی است برای تشویق و ترغیب ، اما باز هم کم است. اغلب جوانهای ما مذهب و دین خود را می شناسند و بشدت پایبند آن هم هستند. اما اگر می گویم سعی کردیم در این برنامه معارفی فضا و قالب سنگین نداشته باشیم ، برای همین است که نمی خواهیم به مساله دین گریزی دامن بزنیم. همه چیز به فضای صمیمی و زبان گفتگوی معمولی ما با مخاطب برمی گردد.
مخاطبان خود را می شناسید؛ با خیلی از آنها از طریق تلفن و پیام کوتاه ارتباط داریم ؛ ولی همین قدر می دانم که وقتی به ذهن آنها نزدیک می شویم یا مطالبی را طرح می کنم که دغدغه آنها هم هست ، جواب می گیرم.
ذهن آنها را چگونه می شناسید که نزدیکشان بشوید؛ خودم هم یک جوان هستم برای همه اینها به دلم رجوع می کنم. ذهن من از ذهن مخاطبان دور نیست.
چطور آدمهایی هستند؛ مخاطبانتان را می گویم؛ آدمهای کاملا معمولی مثل خود ما و بیشتر جوان.
فکر می کنی نیاز آنها را جواب داده ای؛ سعی کردم این طور باشد.
درباره کار خود قضاوت کند؛ هر جا احساس می کنیم لازم است با جوانها و مخاطبان خود گفتگو می کنیم و به نتیجه می رسیم. ما نمی خواهیم راه حل به مخاطب نشان بدهیم فقط ذکر می گوییم و همین هم زیباست.
ناگفته ای اگر هست؛ وقت اذان وقت شکوه و بندگی است ، ای کاش همه ما متوجه این شکوه باشیم چون فقط در این لحظات است که می توانیم حرفی برای گفتن داشته باشیم.