حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....
اما دولتیها به این سامانه امید دارند و معتقدند حالا که ثبتسفارشها به صنف ناشران واگذار شده و حالا که وزارت صنعت، معدن و تجارت برای رسیدگی به این سفارشها با وزارت ارشاد هماهنگ شده، اتفاقات خوبی در بازار نشر رخ خواهد داد؛ اتفاقاتی که ظرف چندماه آینده به ثمر خواهد نشست و ما شاهدش خواهیم بود.
آیا این سامانه میتواند تاثیر قابلتوجهی در وضعیت بازار کاغذ داشته باشد، آن هم در حالی که نیمه آبان به یک ضربالاجل بدل شده و علاوه بر صنعت نشر که تا نیمه آبان کاغذ در اختیار دارد و بعد از آن معلوم نیست چه اتفاقاتی رخ بدهد، چاپ کتب درسی هم در انتظار تامین کاغذ است و به گفته سرپرست سازمان پژوهش و برنامهریزی آموزشی کشور از نیمه آبان باید برنامهریزی برای تامین کاعذ کتابهای درسی صورت بگیرد وگرنه دانشآموزان و دانشجویان سال آینده با مشکل روبهرو خواهند شد! در شرایط کنونی بد نیست نگاهی داشته باشیم به آنچه طی سالها در صنعت نشر و در زمینه کاغذ رخ داده و ببینیم وجود یک سامانه ثبتسفارش کاغذ چقدر میتواند موثر باشد.
دولت برای کاغذ چه کرده است؟
ارائه تسهیلات به واردات کاغذ: طی سالهای متمادی ارائه یارانه به واردات کاغذ مهمترین اقدام حمایتی دولتی به صنعت نشر کشور بوده است؛ سیاستی که بارها و بارها بر اثر التهابات و نوسانات ارز، بازار نشر را دستخوش تغییر کرده و تبعات متعددی داشته است. ارائه یارانه به واردات کاغذ زمینه را برای رانتخواری فراهم کرده و بسیاری از ما فهرست افراد حقیقی و حقوقی واردکننده کاغذ را دیدهایم که برخی هیچ تخصصی در این زمینه نداشتهاند، برخی کاغذ را در پی معامله کالا به کالا وارد کشور کردهاند و برخی دیگر به منظور سودآوری. واردکنندگان با ارزهای دولتی کاغذ وارد کرده و آن را به قیمت ارز آزاد در اختیار ناشران قرار دادهاند و در هنگامه نوسانات ارزی به ابتکار نه چندان تازهای به نام احتکار هم رویآورده و بازار مصرف کاغذ را در تنگنا قرار دادهاند. این خلاصه تمام اتفاقاتی است که در یک شرح مختصر در بازار کاغذ رخ داده و باید دید شکلگیری سامانه آشنا چه کارکردهایی در این زمینه خواهد داشت و آیا در زمینه واردات هم شفافیت قابلبررسی و کنترل ایجاد میکند یا نه؟!
بیتوجهی به تولید کاغذ در کشور: طی سالهای متمادی، شاید مهمترین اقدامی که دولت برای حمایت از تولید کاغذ در داخل کشور داشته، رها کردن این بخش به حال خودش بوده است.
تولیدکنندگان کاغذ یعنی کارخانههای داخلی معمولا یارانه و کمک ویژهای از دولت دریافت نکرده و نمیکنند. البته 9 درصد مالیات ارزشافزوده شامل حال تولیدکنندگان نمیشود، ولی به دلیل حمایتهای دولت از واردات کاغذ، در رقابت بین تولیدکننده و واردکننده همیشه تولیدکنندگان متضرر شدهاند چون مصرفکننده به سمت کاغذ ارزان وارداتی هدایت شده و تولیدکننده برای تامین مواد اولیه تولید کاغذ، دستگاهها و ماشینآلات، ارز دولتی نداشته است. در این رقابت نابرابر و حالا که واردات کاغذ با مسائل متعدد روبهروست، تولید کاغذ هم به جایی نرسیده و کارخانههای تولید کاغذ به قدری توسعه پیدا نکردهاند که پاسخگوی حتی درصدی از نیاز کشور باشند. در چنین شرایطی سامانه آشنا میتواند تصویر دقیق و روشنی از میزان نیاز کشور به کاغذ وارداتی و انواع و مصارف آن را مشخص کند، ولی باید دید، اطلاعات سامانه مورد مطالعه و دستهبندی قرار خواهد گرفت و از این آمار برای برنامهریزی و سیاستگذاری استفاده خواهد شد یا نه.
گرفتن ارز دولتی و چاپ کتاب قاچاق
گرانی کتاب و کاهش تیراژ: کاغذ یارانهای صنعت نشر را با تزلزل و ناپایداری مواجه کرده است. کاغذ اصلیترین مورد برای تولید کتاب است و وقتی با هر نوسان ارز، قیمتش افزایش پیدا میکند، برای ناشران چارهای نمیماند جز بالابردن قیمت کتاب و البته تولید کتاب در نسخههای محدود.
بعید است کتاب نخواندن و کاهش سرانه مطالعه تنها دلیل کاهش تیراژ کتاب باشد.
وقتی قیمت کاغذ هر روز تغییر میکند، چرا ناشر تیراژ بسیار بالایی از یک کتاب را با قیمت امروز منتشر و روانه بازار کند زمانی که میتواند با کاهش تولید، جلوی ضرر را بگیرد و در تجدید چاپ، قیمت را افزایش بدهد؟! به نظر میرسد سیاستهای ارزی و حمایتی دولت که بازار کاغذ را به یک بازار ملتهب و متزلزل تبدیل کرده، برای فرهنگ کتابخوانی هم نتایج دردآوری داشته است.
کاهش تنوع و کیفیت: در یک بازار متلاطم و ناآرام، کمتر کسی خطر میکند و دست به چاپ و انتشار کتابهای تازهتر و متنوعتر میزند، مگر اینکه به فروش کتابش تا درصد قابل توجهی باور و اطمینان داشته باشد.
طبیعی است در چنین شرایطی در بازار کتاب، تنوع کمتری دیده میشود و کتابهای عامهپسند و پرفروش که حیات ناشران را تضمین میکند، تنها کتابهای موجود در بازار باشد.
همین روزها به بازار نشر نگاه کنید و ببینید هر سال چند عنوان تازه وارد بازار کتاب میشود و چقدر کتابهای پرفروش قدیمی تجدیدچاپ یا تجدید ترجمه میشود یا بعد از سالها که از انتشارشان گذشته در شکل و شمایل کمی متفاوت وارد کتابفروشیها میشود؟
قاچاق کتاب: هر چند در روزهای اخیر درباره قاچاق کتاب خبرهای متنوع و متعدد میشنویم، اما ناگفته پیداست این قصه پرغصه دیروز و امروز صنعت نشر نیست و از سالیان دور سابقه دارد، با این تفاوت که سال به سال دامنه فعالیت و البته خلاقیتهای قاچاقچیان توسعه یافته است.
فعلا هم ناشران و هم مسؤولان دست گذاشتهاند روی مساله قاچاق کتاب و آن را مهمترین و اصلیترین درد صنعت نشر کشور معرفی میکنند.
ممکن است همینطور باشد، اما نکته اینجاست که قاچاق کتاب ابعاد گستردهای دارد و به یکی دو مورد ختم نمیشود.
مهمتر اینکه سیاستهای ارزی و سلیقهای دولت که آرامش را از صنعت تولید و نشر کتاب گرفته، فرصتهای طلایی در اختیار قاچاقچیان قرار داده است.
گاهی قاچاقچیان کتابهای پرفروش را که به دلیل نوسانات ارزی در چندین و چند تیراژ متعدد منتشر شده احتکار کرده، گاهی کتابهای پرفروش را افست کرده و به قیمت کمتر دست مردم میرسانند، گاهی کتابهایی را که در دورهای ممنوع بوده بازنشر میدهند و به عنوان کتابهای نایاب به مردم عرضه میکنند و احتمالا روشهای دیگری که فعلا فقط خودشان میدانند.
تولید کتاب قاچاق از کاغذ یارانهای: این مورد را میتوان نوبر صنعت نشر دانست. تصور کنید در میان کتابهای قاچاق، آثاری پیدا شود که با کاغذهای یارانهای منتشر شده! خیلی هم عجیب نیست وقتی افراد میتوانند خیلی راحت و بدون کنترل و نظارت دقیق از وزارت ارشاد مجور نشر بگیرند و کاغذ یارانهای بخرند و بعد به جای تولید کتاب، دست به انتشار کتابهای دیگر ناشران بزنند و توزیع آن را به قاچاقچیان بسپارند.
محمود آموزگار، رئیس اتحادیه ناشران و کتابفروشان در حاشیه یکی از نشستهای مربوط به قاچاق کتاب به همشهری گفته: عدهای در اوضاع خراب بازار کاغذ توانستهاند کاغذ با ارز دولتی بگیرند و با آن کتابهای دیگران را چاپ کنند و فقط بر میزان سودشان بیفزایند.
مؤلف به این ناشران مراجعه میکند؛ فارغ از اینکه چه اثری تألیف کرده، ناشر کارش را بهازای دریافت هزینه کاغذ و چاپ به اضافه هزینههایی مثل استفاده از امتیاز نشر و... منتشر میکند، بدون آنکه تعهدی برای توزیع یا ارائه اثر داشته باشد.
گویا ردپای این ناشران در ماجرای قاچاق کتاب هم دیده شده و بهگفته آموزگار، تاکنون سه واحد صنفی متعلق به این ناشران پلمب شده است.
آشنا چه میتواند بکند:
سامانه آشنا هنوز راهاندازی نشده اما از راهاندازی قریبالوقوعش خبر میرسد و البته اولین اقدام دولت برای ساماندهی وضعیت کاغذ و نشر نیست. پیش از این کارگروه ساماندهی کاغذ هم در وزارت فرهنگ و ارشاد شکل گرفته بود که شاید این سامانه برآمده از همان کارگروه باشد.
در هر صورت روشن است اگر سامانه آشنا قرار است به وضعیت واردات کاغذ سامان بدهد باید ضمن ثبتسفارش ناشران، کارکردهای دیگری داشته باشد:
مشخص کردن میزان کاغذ وارداتی مورد نیاز
تعیین نوع کاغذ وارداتی و نوع مصرف
شناسایی و معرفی واردکنندگان قانونی
شفافسازی در نحوه ارائه ارز دولتی به واردات کاغذ
شفافسازی مراحل عرضه و نحوه مصرف کاغذ یارانهای
کنترل و نظارت به منظور برخورد با متخلفان
در یک دوره طولانی و اگر این سامانه بتواند وضعیت کاغذ یارانهای را ساماندهی کند شاید ابزار مناسبی باشد برای دریافت اطلاعات و آماری که در زمینه سیاستگذاری در بخش تولید کاغذ هم کارگشا باشد؛ اما این مورد جزو ایدهآلهاست که شاید بهتر باشد فعلا توقعی در این زمینه نداشته باشیم!
آذر مهاجر
هنر و ادبیات
حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....