ارتقائ بینش سینمایی

مدت زیادی از برنامه هنر هفتم می گذرد.
کد خبر: ۱۱۷۳۳۲

آن زمان بسیاری از ما نوجوان بودیم هر هفته پنجشنبه ها در انتظار آقای اکبرعالمی بودیم تا با میهمان یا میهمان های برنامه اش راجع به فیلمی ارزشمند صحبت کند و جدا از لذت فراوانی که از تماشای فیلم می بردیم ، کلی هم از بابت شنیدن بحثها و تحلیل ها بهره مند می شدیم . آن مقطع دست کم برای نگارنده یکی از خوش ترین لحظاتی بود که با تلویزیون سپری می کردیم. بعدها برنامه هنر هفتم به پایان رسید و برنامه های مشابه جایگزین آن شد؛ اما گویی هنر هفتم چیز دیگری بود. شاید هم این حس بیشتر یک جور بازتاب نوستالژیک باشد. اکنون وضعیت متفاوت شده است و شبکه های مختلف تلویزیون در پرداختن به موضوعات سینمایی با هم در رقابت شدید به سر می برند. (شاید یک جنبه از خاص بودن برنامه هنر هفتم این بود که تک بود و اصلا مشابه و رقیبی نداشت و در آن دوران مانند ستاره می درخشید) از میان همه برنامه هایی که به هنر هفتم می پردازند 3برنامه شاخص تر هستند: برنامه سینما یک که پنجشنبه شبها از شبکه یک پخش می شود، برنامه سینما چهار که جمعه شبها از شبکه چهار پخش می شود و برنامه سینما و ماورائ که یکشنبه ها از کانال 4پخش می شود.
به نظر می آید علاقه مندان جدی تر سینما بیشتر به این 3برنامه توجه می کنند و این نیز بیشتر به دلیل جنبه های تحلیلی آنها و حساسیت تهیه کنندگانشان نسبت به انتخاب فیلمهای ارزشمند و مطرح است. به هر حال هر چه سازنده یک برنامه برای شعور مخاطبش احترام قائل باشد، متقابلا از جانب بیننده بازخورد جدی تر و محترمانه تری را خواهد دید، اما تفاوت این 3برنامه با هم در چیست؛
برنامه های سینما چهار و سینما یک قدمت بیشتری نسبت به سینما و ماورا دارند. این قدمت حاکی از دوران پر فراز و نشیبی است که آن را طی کرده اند و این که در طول این سالها با تعویض کادر سازنده ، تا اندازه ای حال و هوای برنامه ها نیز تغییر کرده و تاثیر آن روی انتخاب فیلم ، مجری ، نویسنده ، کارشناس و میهمانان و حتی نوع تحلیل به وضوح مشهود بود. سینما یک اکنون چندین هفته است که با یک کادر جدید کار خود را شروع کرده است.
در این مدت مزایایی مانند استفاده از یک منتقد صاحب نام در مقام مجری ، حضور 2کارشناس در استودیو کنار مجری برای ارائه تحلیل های مفصل و بهره مندی از منتقدان (بیشتر جوان و خوشفکر) در آیتمهای کوتاه تر (که به تنوع ساختاری برنامه و همچنین چند صدایی شدن آن کم فراوان می کند) به برنامه افزوده شده است. نکته ای که در خصوص بخش جدید برنامه سینما یک قابل گفتن است ، حضور کارشناسان سینمایی و استفاده نکردن از میهمانان غیرسینمایی است.
بتازگی در بسیاری از برنامه های این چنینی متداول شده بود که به عنوان بررسی های موضوعی از آدمهای ناآشنا به سینما نیز دعوت می شد و این نکته برای مخاطبی که به قصد نگاه جدی سینمایی به تماشای برنامه نشسته بود، چندان خوشایند نبود. مثلا برای بررسی فیلم «سرزمین هیچکس» که اثری راجع به جنگ بوسنی بود، از یک دیپلمات مرتبط با کشور بوسنی هرزگوین دعوت شده بود تا درباره فیلم سخن بگوید، بیننده به نیت سینما پای برنامه نشسته است نه تحلیل سیاسی و جغرافیایی راجع به تاریخ یک کشور؛ البته دریافت اطلاعات زمینه ای درباره یک فیلم بد نیست به شرطی که به اندازه همان زمینه باقی بماند و تبدیل به متن نشود. در بخش جدید سینما یک ، تغییراتی نیز در دکور و تصویربرداری اعمال شده است که از آن جمله می توان به تصویربرداری توامان کارشناسانی که در حال گفتگو با یکدیگر هستند اشاره کرد. اما نکته ای که راجع به سینما یک وجود دارد نامشخص بودن معیار گزینش فیلمهاست.
در ظاهر ملاک مزبور بر جدید بودن آنها (نه به معنای تاریخ ساخت فیلم ، بلکه به لحاظ پخش در تلویزیون ما) استوار است که البته چنین ملاکی چندان قابل قبول نیست.
این مساله درباره سینما چهار هم صادق است و فقدان ملاکهایی مانند ژانر، کشور سازنده ، مقطع زمانی خاص ، مرور برآثار سینمایی و... در آن بشدت چشمگیر است ؛ البته با محدودیت های جاری در این گونه برنامه ها کاملا آشنا هستیم (از بحث شیرین ممیزی گرفته تا محدودیت های سیاسی) اما شاید بتوان راه حلی پیدا کرد تا این برنامه ها از حالت سردرگمی فعلی خارج شوند و به یک ثبات دست پیدا کنند. برنامه سینما و ماورائ در میان 3برنامه مزبور، تنها برنامه ای است که معیار مضمونی دارد، یعنی مباحث مرتبط با ماورائ در بخش پیشین این برنامه ، فیلمها و مباحثی که مطرح می شد سنخیت بیشتری با مساله ماورائ (به مفهوم پدیده های حقیقی غیرمادی که خارج از ادراک فیزیکی و پوزیتولیستی انسان است) داشت. در بخش جدید به نظر می رسد این مساله حالت گسترده تری پیدا کرده است.
بحث ماورائ بیشتر تبدیل به مباحث سبک استعلایی در سینما شده است. برای همین است که آثاری مانند کنترل ، دشت گریان ، هفت ، ابرهای ماه مه ، آب سیاه و... در این برنامه به نمایش در می آید بی آن که بتوان ربطی میان آنها و مقوله های ماورایی پیدا کرد. پخش آثار ایرانی که بیشتر آنها بارها از تلویزیون به نمایش در آمده است ، تازگی و طراوت برنامه را تحت الشعاع قرار می دهد. آنچه در این میان مهم به نظر می رسد، لزوم تمرکز بیشتر کارشناسان برنامه روی مضامین فیلمها (به اقتضای موضوع برنامه) است و برای همین تحلیل های ساختاری مانند بررسی فیلمبرداری و موسیقی و بازیها و... در آن چندان کاربرد ندارد، مگر آن که باز در ارتباط با مضمون صورت پذیرد. به هر حال وجود این 3برنامه در سیما، فارغ از برخی نقاط ضعف ، مایه ارتقای فرهنگ سینمایی بینندگان تلویزیون را فراهم می آورد و بنابر جدیتی که از سوی دست اندرکاران هر 3برنامه کاملا مشهود است ، هر یک از مخاطبان تلویزیون بنابر سلیقه و بینشی که داراست می تواند از این 3برنامه بهره لازم را ببرد.


مهرزاد دانش
newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها