چندی است شبکه 4 سیما اقدام به پخش مجموعه ای با عنوان «دریچه ای به تئاتر معاصر» کرده است که از میان آنها می توان به مکبث ، دشمنان و سرویس مخفی از چارلز دیکنز اشاره کرد.
کد خبر: ۱۱۷۰۶۱
در این نوشته می کوشیم ضمن بررسی تله تئاتر 90 دقیقه ای «راز چارلز دیکنز» بررسی تطبیقی میان فضای موجود در تئاترهای تلویزیونی با نمونه های مشابه خارجی داشته باشیم.
راز چارلز دیکنز، زندگی نویسنده بزرگ و شهیر انگلیسی را بررسی می کند. یک بازیگر با حضور در صحنه نمایش ، حدود یک ساعت و نیم و با استفاده از تمهیدات مختلف ، مانند تغییر بیان ، میمیک چهره و حرکات بدنی از بدو تولد تا مرگ دیکنز را روایت می کند و حتی در قالب شخصیت های داستان ها و نمایشنامه های او قرار می گیرد که به جذابیت کار کمک زیادی می کند.
وی اشاره ای دارد به رازی در زندگی این نویسنده که برای حرکت او را تغییر می دهد و آن یک دروغ است ، دروغی که اگر گفته نمی شد قدر مسلم بهتر بود؛ چراکه ما انسان ها در مسیر سرنوشت گاه قدم در راهی می گذاریم که بعدها احساس می کنیم کاش چنین نمی کردیم. راز چارلز دیکنز می خواهد بگوید حتی در زندگی انسان های بزرگ هم کوچکترین لغزشی بی تاثیر نیست و باید کوشید تا قواعد زندگی به طور کامل رعایت شود. به هر حال پیش از پرداختن به موضوع بر آن هستیم تا مسائل فنی کار بررسی شود.
شیوه صحیح نورپردازی ، تصویربرداری و کارگردانی تلویزیونی این تله تئاتر است که بیننده را مدت 90دقیقه نگه می دارد.
با وجود یکسان بودن دکور و فضا و استفاده از یک بازیگر، داشتن ریتم مناسب و برشهای تصویری دقیق در انتقال مفاهیم و حس موثر است.
چنانچه می بینیم در جاهایی که الزام به تاکید دارد به نماهای درشت و آنجا که نیازمند تاکیدات همه جانبه است به نماهای باز قطع می شود. در واقع نورپردازی به شیوه پروانه ای ، این فرصت را فراهم می کند تا در صورت لزوم بیننده بتواند با فضا ارتباط بیشتری برقرار کند و با اجزای صحنه ازجمله دکور (که با چیدنی غیرمتعارف و خلاقانه در دید قرار گرفته) به خوبی آشنا شود. استفاده از 2دوربین بدون آن که در شیوه روایت تغییری پدید آورد، بهترین تمهید مناسب کارگردانی تلویزیونی است.
در همین خصوص فضای مناسب برای حرکت بازیگر فراهم شده و کاراکتر بازی آزادانه حرکاتش را ادامه می دهد بدون آن که برایش هیچ پیش شرطی لحاظ شده باشد. این را می توان به خوبی از تغییرات زاویه دید بازیگر دریافت کرد که با نوع میزانسن کارگردان هنری انطباق دارد؛ قاعده ای که کمتر در میان تله تئاترهای ایرانی رواج دارد.
یکی از برجستگی های کارگردانی این نمایش تلویزیونی ، قرار گرفتن دوربین به جای مخاطب است تا حس غلبه کننده از این طریق منتقل شود و بنابراین تماشاگر خود بخود به نمایش نزدیکتر می شود و در لحظاتی خود را با ماجرا درگیر می کند. علاوه بر انتخاب زاویه مناسب ، حرکت دوربین را می توان از نکات مثبت این کار برشمرد که انتظارات کارگردان هنری را در بیان مفاهیم ادراکی و حسی کار برآورده می سازد. در تدوین هم شاهد خردورزی و استفاده بهینه از عناصر فنی این کار هستیم.
شاید بی انصافی باشد که به ترجمه و دوبله کار اشاره نشود انطباق جریانات حسی و نمایشی که از سوی بازیگر به تماشاگر صورت می گیرد، بی شک اگر با ترجمه ای دقیق و بیانی مناسب نبود، هیچگاه به دل مخاطب ایرانی نمی نشست.
در واقع کار ارزشمند این 2واحد (ترجمه و دوبله) کمتر از مسائل یاد شده برای مخاطبان نیست که باید آن را قدر دانست و تقدیر کرد. به طور کلی انسجام و یک دست بودن کار، موفقیت این نمایش تلویزیونی را تضمین کرده و آن را به اثری ماندگار بدل ساخته است.
ردپای چنین مساله ای را می توان در دیگر نمونه های به نمایش در آمده از شبکه 4 سیما تحت عنوان دریچه ای به تئاتر معاصر جهان ، مشاهده کرد و به این نتیجه رسید که آن چه مهم است لزوم تطبیق دیدگاه های کارگردان هنری با کارگردان تلویزیونی است که می تواند مقبولیت چنین نمایش هایی را تضمین کند. به عنوان نمونه در تله تئاتر دشمنان ، نوشته ماکسیم گورکی ، بنا به ضرورت شاهد گسترش فضاهای اجرایی هستیم و شاید تنها در یکی دو مورد از نمونه های ایرانی چنین کاری را دیده ایم (در این زمینه می توان به تله تئاتر پول ، کار حسین فرخی ، اشاره کرد) که در آنجا از مکانهای داخلی و خارجی بخوبی سود برده است.
در ذهن کارگردانان ایرانی چنین جا افتاده که تئاتر یعنی نمایش روی یک صحنه از این رو می کوشند در یک فضای ثابت و با استفاده از همان تکنیک های صحنه ای به نتیجه دست پیدا کنند در حالی که مدیوم تصویر در ذات خود حرکت و پویایی را به ارمغان می آورد و این خاستگاه مخاطب است که اگر چنین نباشد دلچسب او نیست.
وقتی صحبت از تئاتر در تلویزیون می شود، نه این که عینا همان چیزی را که برای نمایش در سالن انتخاب و اجرا کرده ایم باید به تلویزیون منتقل کنیم ؛ بلکه استفاده از قابلیت های تصویری و انطباق آن با شرایط ذهنی و دیدگاه مخاطب نیز ضروری و لازم است و در آخر این که با مرور آثار برتر نمایشی در تلویزیون به این نتیجه می رسیم که می توان از تکنیک هم برای بهتر شدن کار استفاده کرد.