راز مخفی شدن قاتل مرد طلافروش در خانه دوستش

دو مرد که به اتهام خرید طلای سرقتی و پناه دادن قاتل مرد طلافروش در تهران تحت تعقیب پلیس بودند، بازداشت شدند.
کد خبر: ۱۰۰۴۲۳۱

به گزارش جام‌جم، هادی 40 ساله متهم است که بیست و هفتم دی امسال با انگیزه سرقت از یک طلافروش، با راه‌اندازی یک تصادف ساختگی، مرد 60 ساله طلافروشی را در یکی از محله‌های تهران فریب داد ه و به مغازه‌ای کشانده و سپس او را به قتل رسانده و جسد مثله‌شده‌اش را داخل سطل زباله انداخته است. این متهم در ادامه با سرقت کلید مغازه طلافروشی به آنجا رفته و پس از سرقت طلا گریخته است. عامل این جنایت که جسد مقتول را تکه‌تکه کرده بود، 20 روز بعد از جنایت بازداشت شد. او مدعی بود که چون 300 میلیون تومان بدهی داشته و نمی‌توانسته این مبلغ را به طلبکارانش بپردازد، تصمیم گرفته به طلافروشی دستبرد بزند.

همزمان با تشکیل پرونده قضایی در شعبه هفتم بازپرسی دادسرای جنایی تهران، با دستور قاضی مرشدلو، تحقیقات پلیس جنایی از متهم به قتل طلافروش در اداره دهم پلیس آگاهی تهران ادامه یافت تا این‌که وی اعتراف کرد با بخشی از طلاهای سرقتی خودرو خریده و مقداری از آن را هم فروخته است. در این مدت هم در خانه دوستش مخفی بوده که دوستش بخشی از طلاها را از او دزدیده بود.

با اعتراف جدید این متهم، دو همدست او تحت تعقیب پلیس قرار گرفتند و دو روز پیش بازداشت شدند. دیروز مرد طلافروش که طلاهای سرقتی را از وی خریده، همراه دوست متهم به قتل که او را مخفی کرده بود، برای تحقیقات به شعبه هفتم بازپرسی دادسرای جنایی تهران منتقل شدند.

ابتدا مرد طلافروش به قاضی پرونده گفت: من متهم را زیاد نمی‌شناختم و با برادرش آشنایی داشتم. او یک روز به طلافروشی‌ام آمد و 600 گرم طلا همراه تعدادی فاکتور برای فروش آورد. اول نمی‌خواستم با او معامله کنم، اما زمانی که با برادرش تماس گرفتم، گفت اگر او فاکتور آورده و می‌خواهد طلاها را بفروشد، مشکلی ندارد و من با توجه به این موضوع، با او معامله کردم و مقداری طلا از او خریدم.

در ادامه دوست متهم به قتل که سه شبانه‌روز او را در خانه‌اش پناه داده بود نیز به بازپرس پرونده گفت: من از ماجرای این جنایت خبر نداشتم. روزی که او به خانه‌ام آمد، کیفی آورده بود که پر از طلا بود و آن را در محل کنتور آب خانه‌مان پنهان کرد.

هرچه گفتم طلاها را از کجا آورده، جواب درستی نداد. مدام می‌گفت چک‌هایم برگشت خورده است و طلبکاران در تعقیبم هستند. این طلاها مال خودم است. می‌خواهم فرصتی پیدا کنم که آنها را بفروشم تا شاید بخشی از بدهی 300 میلیون تومانی‌ام را بپردازم. او سه شبانه‌روز در خانه‌ام بود، بی‌آن‌که به من بگوید مرد طلافروش را کشته و به مغازه او دستبرد زده است. اگر از ابتدا می‌دانستم او به اتهام قتل تحت تعقیب پلیس است، به پلیس خبر می‌دادم. در چهارمین روزی که او در خانه‌ام بود، برای خرید بیرون رفتم و موقع بازگشت روزنامه‌ای خریدم. در صفحه حوادث ماجرای قتل مرد طلافروش و سرقت طلاهایش را خواندم. همانجا بود که به این جنایت توسط هادی پی بردم. زمانی که به خانه بازگشتم، دیدم او هنوز نرفته است. همان موقع به پلیس زنگ زدم و ماجرا را اطلاع دادم. او متوجه صحبت من با پلیس شد و قبل از آمدن ماموران گریخت. من از طلاهای او چیزی برنداشتم.

با توجه به اظهارات متهمان جدید پرونده، دستور قضایی برای تحقیقات بیشتر از آنها صادر شد.

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها