مینابِ هزار داستان در قاب سینما

۹ اسفند ۱۴۰۴ همزمان با اولین روز از شروع جنگ فاجعه‌ای توسط آمریکا در جنوب ایران و در مدرسه شجره طیبه میناب رقم خورد که هرکسی را از هر طیف و گروه سیاسی درگیر خودش کرد؛ در حمله‌ای با دستور ترامپ، ۱۵۶ نفر شهید شدند که ۱۲۰ نفر آنها دانش‌آموز ــ ۷۳ پسر و ۴۷ دختر ــ بودند. این فاجعه تا مدت‌ها تیتر یک اخبار جهان بود و تمام سازمان‌های مرتبط با حقوق کودکان نسبت به آن واکنش نشان دادند؛ چراکه به‌طور طبیعی کودکان نباید قربانی جنگ باشند؛ اما چهره جنگ به اندازه‌ای زشت و چندش‌آور است که نه قانون‌بردار است و نه هیچ بایدی در قاموس آن می‌گنجد.
۹ اسفند ۱۴۰۴ همزمان با اولین روز از شروع جنگ فاجعه‌ای توسط آمریکا در جنوب ایران و در مدرسه شجره طیبه میناب رقم خورد که هرکسی را از هر طیف و گروه سیاسی درگیر خودش کرد؛ در حمله‌ای با دستور ترامپ، ۱۵۶ نفر شهید شدند که ۱۲۰ نفر آنها دانش‌آموز ــ ۷۳ پسر و ۴۷ دختر ــ بودند. این فاجعه تا مدت‌ها تیتر یک اخبار جهان بود و تمام سازمان‌های مرتبط با حقوق کودکان نسبت به آن واکنش نشان دادند؛ چراکه به‌طور طبیعی کودکان نباید قربانی جنگ باشند؛ اما چهره جنگ به اندازه‌ای زشت و چندش‌آور است که نه قانون‌بردار است و نه هیچ بایدی در قاموس آن می‌گنجد.
کد خبر: ۱۵۵۰۹۳۹
نویسنده نسرین بختیاری - گروه فرهنگ و هنر
 
درست است که ما هنوز گیج بسیاری از اتفاقاتی هستیم که در این مدت جنگ در کشورمان رخ‌داده و هضم آنها برای‌مان سخت است، اما بعضی مستندسازان و کارگردانان سریع خود را جمع‌وجور کردند، بغض خودشان را فروخوردند و به‌سرعت وارد گود میدان فیلمسازی شدند؛ چون هریک از بچه‌های میناب قصه‌هایی دارند که نباید گرد فراموشی بر آنها بنشیند. یکی از فیلمسازان سیامک مردانه است که درباره شهید ماکان نصیری، از بچه‌های جاویدالاثر میناب فیلم می‌سازد. دیگری اطهر سهیلی است که چند فیلم کوتاه از این واقعه ساخته و قصد دارد تمام هم و غم خود را روی ساخت فیلمی بلند در این رابطه بگذارد. به‌هرحال، ابعاد این فاجعه به اندازه کافی بزرگ است که هر فیلمساز دردمندی بخواهد در این میان سهمی داشته باشد و کاری انجام دهد. 
   
هزار داستان از ماجرای شهید ماکان نصیری پیدا می‌شود

سیامک مردانه بازیگر و کارگردان سینما ازجمله هنرمندان دغدغه‌مندی است که تصمیم گرفته درباره شهید کودک جاویدالاثر ماکان نصیری فیلمی بسازد. او جنوبی‌بودنش را اولین دلیل برای ساخت فیلم درباره بچه‌های میناب برمی‌شمرد و به جام‌جم می‌گوید: «انگار قرار است همه چیز از جنوب شروع شود و یک سر تمام اتفاقات به این خطه گره بخورد. روز اول جنگ اتفاقات به میناب گره خورد و پدر ماکان نصیری تعریف می‌کرد که از تهران به من زنگ زدند و گفتند جنگ شروع شده و برو بچه‌ات را از مدرسه به خانه بیاور؛ گفتم آمریکا چرا باید یکباره بیاید میناب را بزند؟ کسی حواسش به اینجا نیست، اما متأسفانه شاهد فاجعه‌ای تلخ در این رابطه بودیم.» مردانه درباره علل دیگر گرایش به ساخت فیلمی درباره شهید ماکان نصیری تشریح کرد: «موضوع به این برمی‌گردد که من خودم به گونه‌ای جنگ‌زده به حساب می‌آیم و متوجه این فضا هستم و سومین مسأله نیز به تراژدی‌ای که برای این خانواده به وجود آمد برمی‌گردد.» این فیلمساز ادامه می‌دهد: «وقتی با این خانواده بیشتر صحبت کردم، این سؤال مطرح می‌شد که چه بر سر پدر و مادر این بچه آمده و همه چیز خیلی درونی‌تر می‌شود و لایه‌های عمیق‌تری به دست می‌آید. درون این زندگی شرایطی برای این پدر و مادر رقم خورده که می‌تواند دستمایه بیان ماجرای دیگری باشد.»  این بازیگر و کارگردان درباره تجربه دیدار با خانواده ماکان نصیری گفت: «واقعیت این است که خانواده ماکان هنوز به‌دلیل فاجعه‌ای که از سر گذرانده‌اند، شرایط ویژه‌ای دارند اما تنها چیزی که می‌تواند قلب ما را کمی آرام کند، این است که مردم آنها را در این شرایط تنها نگذاشته‌اند.»
   
ترجیحم در فیلمسازی فاصله‌گرفتن از یک رویداد است

او در رابطه با این‌که چه رویکردی در فیلمسازی اعم از فیلمسازی در لحظه یا فاصله‌گرفتن از رویداد را برای کودکان میناب اتخاذ کرده، عنوان می‌کند: «ما هرچه بیشتر از یک اتفاق یا فاجعه فاصله بگیریم، باعث فرونشستن هیجانات می‌شود و بسیاری از ماجراهای دیگر از دل آن بیرون می‌زند و به‌تدریج به این پی می‌برم از داخل این ماجرایی که نقل می‌شود، می‌توانیم حرف‌های تازه‌ای پیدا کنیم.»این کارگردان درباره جزئیات فیلمی که درباره شهید ماکان نصیری می‌سازد می‌گوید: «روایت فیلمنامه به‌صورت خطی طراحی شده و قصد من بر این است که داستان را از دو شب پیش از وقوع حادثه مدرسه میناب آغاز کنم و داستان تا به امروز که یک قبر خالی به عنوان یادبود ماکان نصیری در مسجد قرار داده شده است، ادامه پیدا کند.» مردانه درباره دیدار با خانواده شهید نیز اظهار می‌کند: «بسیار برای ملاقات با خانواده ماکان تلاش کردم و از راه دایی او آنها رادرخمینی‌شهر یافتم.زمانی که متوجه شدند قصد دارم فیلمنامه‌ای درباره فرزندشان بنویسم از این مسأله استقبال کردند. با وجود این‌که بازگوکردن بسیاری از خاطرات و اتفاقات برای‌شان سخت بود ساعت‌ها گفت‌وگو کردیم و به درک جامعی ازشخصیت ماکان،وضعیت خانواده ووقایع چند روز قبل ازحادثه تاهمین امروز رسیدیم.»
   
بچه‌های میناب، سندی جهانی و تصویری می‌شوند

کارگردان سریال «محکوم» تأکید می‌کند: «مادامی که حادثه‌ای در کانون توجه رسانه‌ها قرار دارد، پرداختن به آن بیشتر جنبه سطحی پیدا می‌کند، اما زمانی که بخواهید درباره فاجعه‌ای مانند حمله به مدرسه میناب فیلم بسازید، این اثر می‌تواند به سندی برای جهانیان تبدیل شود و به آیندگان نشان دهد که آمریکا در این برهه زمانی چه جنایاتی در ایران انجام داد.» مردانه در پایان صحبت‌هایش می‌گوید: «درحال‌حاضر روی طرح فیلمنامه کار می‌کنم و فایل‌های صوتی خانواده را پیوسته مرور کردم و محتوای آنها را نوشتم. همچنین کارگردانی این اثر نیز به عهده خودم خواهد بود و قصد دارم برای حمایت، این طرح را به یکی از سازمان‌ها ارائه کنم.»
   
به‌عنوان یک ایرانی ابعاد فاجعه میناب برایم دردناک‌تر است

امیراطهر سهیلی، مستندساز مشهدی یکی دیگر از سینماگرانی است که پس از حادثه میناب سکوت نکرد و تصمیم گرفت راوی این کودکان مظلوم باشد. سهیلی در پاسخ به این پرسش که چه تصمیمی موجب شد تا فیلمی درباره کودکان شهید میناب بسازید، به جام‌جم می‌گوید: «من یک‌سری مستند جنگی در سوریه و عراق ساختم و بستر مستندنگاری جنگ جزو بخش‌هایی است که به آن علاقه دارم. روز اولی که فاجعه میناب رخ‌داد، در ذهنم لزوم رفتن به میناب و فیلم‌ساختن در این رابطه شکل‌گرفت. ماجرای میناب نسبت به دیگر اتفاقاتی که در حوزه میانمار و غیره افتاده، فاجعه‌ای غیرقابل توصیف بود. به این دلیل که من یک ایرانی هستم، ابعاد این حادثه برای من خیلی دردناک‌تر بود و شاید با انجام‌دادن کاری برای بچه‌ها بتوانیم مرهمی بر زخم خود بگذاریم.»
سهیلی ادامه می‌دهد: «در ابتدا سعی کردیم عین اتفاق را پوشش دهیم و تمام فیلم‌ها و عکس‌های لازم را تهیه‌ کردم. بعد از یکی دو روز با خانواده‌ها عجین شدم و بیشتر نگاهم شبیه رفیق و دوستی بود که درد آنها رامی‌فهمید. وقتی کمی از خروجی کار گذشت، احساس کردم می‌توانم اتفاق بزرگ‌تری را رقم بزنم و فیلمی نیمه‌بلند بسازم.»
   
وقتی نقاب دموکراسی فروافتاد

این کارگردان مشهدی با تأکید بر این‌که در همان روزهای آغازین که با دوستانم صحبت می‌کردم یادآوری کردم که برگ برنده ما خون شهدای میناب است، عنوان می‌کند: « اتفاق میناب به‌طور دقیق همان تصویری است که پرده از شبحی به نام دموکراسی و آزادی برمی‌دارد. یکی از دوستان که کار بین‌المللی انجام می‌دهد، می‌گوید تا قبل از این اتفاقات فیلم‌های ضدایرانی در جشنواره‌ها باب بود، اما الان اگر فیلم درباره ایران باشد، بیشتر دیده می‌شود؛ یعنی تا این اندازه جامعه جهانی هنری پشت ایران قرار گرفته است.»
   
هنوز یک فیلم خوب درباره میناب نداریم

سهیلی با یادآوری این‌که انسان‌ها در هر شرایطی با درد زنان و کودکان گریه می‌کنند و رنج این قشر جزو بزرگ‌ترین دردهای بشری است، اضافه می‌کند: «به مدیران فرهنگی گفتم با وجود این‌که نمی‌دانیم هولوکاست اتفاق افتاده یا خیر، همچنان بعد از گذشت سال‌ها از آن فیلم تولید می‌کنند و ما هنوز یک کار خوب در سطح بین‌المللی برای بچه‌های میناب تولید نکردیم و تأیید می‌کنم که داستان بچه‌های میناب واقعا تلخ است.»
او با بیان خاطره‌ای تلخ از فاجعه میناب خاطرنشان می‌کند: «یادم می‌آید روز دهم این فاجعه در خیابان‌های میناب می‌گشتم و نمای خالی می‌گرفتم و بعد به بهشت‌زهرای آن شهر رسیدیم تا فریم تکی از مزارها بگیرم. آنجا از شلوغ‌ترین حالت بهشت‌زهرای تهران شلوغ‌تر بود و مردم با خانواده‌ها سر مزار بچه‌ها بودند. مهم نیست که چطور و با چه گرایش سیاسی فعالیت می‌کنی، مهم این است که به‌هرحال پدر، خواهر یا برادری و درد فقدان کودک را درک می‌کنی.» این کارگردان یادآوری می‌کند: «‌شاید در دی‌ماه اخطاری برای بیرون‌نرفتن جوانان و نوجوانان وجود داشت و همه آگاه بودند، اما برای کودکان مدرسه میناب هیچ اخطاری وجود نداشت و آنها مظلومانه پرپر شدند. هیچ‌کس نمی‌تواند میزان اندوه پدری که دختر خواب‌مانده‌اش را با زور و تشر به مدرسه فرستاده و یک‌ساعت بعد آن اتفاق رقم خورده را درک کند.»
newsQrCode
برچسب ها: مدرسه میناب
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها