دکتر جودیت یافی، استاد مطالعات بین‌الملل در دانشگاه جورج واشنگتن:

پادشاه عربستان برای تعیین جانشین اختیار تام ندارد

اشاره: وضعیت عربستان و جنگ قدرت در این کشور این روزها یکی از مباحث مهم در محافل سیاسی و اقتصادی جهان است. برخی بر این باورند که جنگ قدرت ممکن است این کشور را به فنا ببرد و آمریکا به عنوان متحد اصلی و استراتژیک ریاض، قادر به کنترل تحولات نیست. در این رابطه جام‌جم با دکتر جودیت یافی، استاد مطالعات بین‌الملل در موسسه مطالعات غرب آسیا در دانشگاه جورج واشنگتن به گفت‌وگو نشسته که متن آن به صورت پرسش و پاسخ به شرح زیر است.
کد خبر: ۹۵۶۸۹۴

براساس اعلام برخی منابع، ملک سلمان، پادشاه عربستان اوضاع جسمانی مناسبی ندارد و گویی آخرین روزهای زندگی خود را سپری می‌کند. با توجه به رقابتی که بین بن نایف و محمد بن سلمان وجود دارد، آینده این کشور را چگونه می‌بینید؟

مشخص است که ملک سلمان اوضاع جسمی خوبی ندارد. از سوی دیگر، بسیاری از شاهزادگان در حلقه درونی خاندان سلطنتی و با توجه به رسوم و آداب رسمی، اجازه نمی‌دهند پادشاه، سلطنت را به پسر جوان خود اعطا کند بخصوص پس از این‌که ملک عبدالله، پادشاه سابق عربستان تلاش‌های فراوانی انجام داد تا این شاهزادگان نیز در فرآیند‌ها شرکت داشته باشند. در حال حاضر، اقدامی که یک پادشاه در عربستان انجام می‌دهد، براحتی توسط جانشینش نقض می‌شود. با توجه به شایعات رسانه‌ای نیز نایف، حامیان داخلی و شرکای خارجی دارد که او را باثبات‌تر و باتجربه‌تر از شاهزاده جوان می‌دانند. مسلما او با همتایان اطلاعاتی و امنیتی خود در بسیاری از کشورها همکاری و ارتباط دارد.

با این اوصاف و با توجه به این شرایط، چه سرنوشتی برای برنامه 2030 عربستان اتفاق خواهد افتاد؟

تا سال 2030 راه طولانی در پیش است، اما هدف عربستان از جداکردن وابستگی خود به محصولات پتروشیمی، مساله مثبتی است؛ حداقل برای اقتصاددانان و دولت‌هایی که به آینده امنیت اقتصادی توجه می‌کنند. این مساله بستگی به این دارد که اعضای اوپک و بویژه تولیدکنندگان نفت در شورای همکاری خلیج‌فارس چگونه با کاهش تولید موافقت کنند. این مساله آنها را مجبور می‌کند تا در زمینه یارانه‌های داخلی، حقوق و هزینه‌ها، سرمایه‌گذاری‌های خارجی و کمک‌ها کاهش‌هایی انجام دهند. در این میان دولت عربستان در کمال تعجب اعلام کرد حقوق و مزایای دولتی خود را کاهش می‌دهد، اما آیا ممکن است چنین اتفاقی رخ ندهد؟ برنامه 2030 یک عامل متمایزکننده دارد و آن این است که محمد بن سلمان، اقدامات فنی و استراتژیک جدیدی را در آن طراحی کرده است. البته پادشاه عربستان باید آنقدر عمر کند که بسیاری از برنامه‌های مورد نظر پسرش، تثبیت شود. با توجه به سنت‌های محافظه‌کارانه حاکم بر عربستان و نارضایتی داخلی نسبت به این برنامه، مرگ ملک سلمان می‌تواند تمام این برنامه‌ها را از بین ببرد و ساختار نظام سلطنتی به همان شیوه سابق برگردد، بخصوص در زمینه جانشینی. در آن صورت، چه سرنوشتی در انتظار محمد بن سلمان و برنامه‌های اوست؟ در واقع اجماع نظر خانوادگی و حمایت شرکای تجاری است که باعث شده این خاندان همچنان قدرت را در دست داشته باشد.

مقامات آمریکا تلاش می‌کنند از بروز اختلافات در خاندان آل سعود جلوگیری کنند. تا چه اندازه در این مسیر موفق خواهند بود؟ و اگر این تحولات طبق پیش‌بینی‌های آمریکا پیش نرود، چه اتفاقاتی برای ایالات متحده خواهد افتاد؟

جلوگیری، نمی‌تواند واژه محکمی در این زمینه باشد. توانایی آمریکا در تحت‌تاثیر قراردادن نظرات عمومی و خصوصی به میزان بسیار زیادی محدود شده و این یکی از نکات کلیدی برنامه‌های بین‌المللی ملک سلمان و پسرش است. بسیاری از عربستانی‌ها هنوز از آمریکا انتقاد می‌کنند که با سقوط رژیم صدام، عراق به دست ایران افتاد. محمد بن سلمان و حامیان او به دنبال رویکرد جدید امنیتی هستند تا براساس آن بازار صادرات را کنترل کرده تا به‌این ترتیب دیگر تولیدات را محدود کنند. ایالات متحده به دوست و شریک قدیمی خود این اطلاع‌رسانی را نکرد که واشنگتن به فکر رویکرد باز در قبال ایران است؛ زمانی هم که سعودی‌ها به این مساله معترض شدند، مقامات واشنگتن گفتند این مساله برای سعودی‌ها نگرانی به همراه نخواهد داشت، اما حقیقت این است که مذاکره در مورد برجام، جزو منافع ملی آمریکا بود. سپس مشکل 11 سپتامبر و قانون جدیدی است که به خانواده قربانیان این حادثه اجازه می‌دهد از دولت عربستان شکایت کنند. هنوز این سوال مطرح است که مسئول اصلی آن 15شهروند سعودی دخیل در حملات 11سپتامبر چه کسی است. نکته مهم این است که هیچ سیاستمدار آمریکایی، شهامت رای دادن علیه این خانواده‌ها را نداشت، اما هم اکنون رهبران کنگره این انتقاد را به دولت وارد می‌کنند که چرا نسبت به خطرات این قانون برای روابط بین‌المللی و همچنین برای شهروندان آمریکا در خارج از این کشور بخوبی اطلاع‌رسانی نکرده است. ما سعودی‌ها را تحسین نمی‌کنیم، اما آنها شرکای قابل قبولی در نبرد علیه تروریسم هستند. اوضاع در سوریه برای ما خوب پیش نمی‌رود و نمی‌توان بحران بعدی را در این کشور پیش‌بینی کرد.

با توجه به خیزش‌های اجتماعی در عربستان از جمله افزایش طبقه متوسط، تصور می‌کنید این مساله به یک بهار عربی دیگر در این کشور منجر می‌شود؟

بهار عربی، یک لحظه کوتاه و زودگذر برای شورای همکاری خلیج‌فارس بود. کشورهای حاشیه خلیج‌فارس توانستند با بیشتر کردن مشاغل، حقوق و مزایا، توجه در این زمینه را منحرف کنند. ممکن است در قبال دیگر تقاضاهای رو به تغییر نیز چنین رویه‌ای در پیش گرفته شود. البته این تغییر اجتناب‌ناپذیر است. باید به این مساله نیز اذعان کرد که افزایش تنش و رقابت‌های قومی برای کسب هژمونی بیشتر به یک جنگ تمام‌عیار منجر نخواهد شد.

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها