یوسف کرمی تنها چهره طلایی تکواندو در مسابقات آسیایی اردن : مشکل تکواندو مربی نیست داوری است
تکواندو در سالهای اخیر چنان گسترده و فراگیر شده است که اکنون این رشته را باید یکی از پرطرفدارترین رشته های ورزشی برشمرد این ورزش با وجود آن که قدمت طولانی در کشورمان ندارد اما در همین زمان کوتاه توانسته است
کد خبر: ۹۲۴۷
از نظر قهرمانی و افتخارآفرینی بسیار سریع و غیرمنتظره در ردیف ورزشهای مدال آور ایران ، نه در سطح آسیا بلکه در رقابت های جهانی و المپیک به حساب آید درخشش و شایستگی تکواندوکاران ما در میدان های بین المللی بر کشورهای صاحب نام و مدعی قهرمانی جهان نیز پوشیده نیست ، تاجایی که دستیابی به مدال های مسابقه های بزرگی همچون المپیک و جهانی به لطف قابلیت های فنی، تکنیکی، جسمیو روحی جوانان ما میسر است.رشد ورزش تکواندو در سالهای اخیر آن چنان چشمگیر و امیدوارانه بوده است که اکنون کلکسیون افتخارهای این ورزش را نمی توان در انحصار تعدادی چهره های شاخص و انگشت شمار دانست.حرکت زیربنایی وتوجه به چهره های جوان و آینده دار باعث شده است تا تکواندو در دو بعد قهرمانی افتخارآفرینی و سازندگی کارنامه روشن و مقبولی ارائه بدهد درخشش و ظهور جوانان شایسته و مستعدی مانند یوسف کرمی ، مهدیزاده ، خداداد نشانه همین حرکت آینده نگرانه است که افتخارآفرینی درعرصه تکواندو را از انحصار تعدادی معدود مدال آور، خارج کرده است ؛ به گونه ای که در هر میدان بزرگ جهانی و قاره ای شاهد ظهور و درخشش یک تازه وارد و چهره گمنام بر سکوی قهرمانی هستیم.فرصتی به دست آمد تا با یوسف کرمی تنها چهره طلایی تکواندوی ایران در پانزدهمین دوره رقابت های قهرمانی آسیا در اردن و جانشین قهرمان بزرگی به نام مجید افلاکی گپی بزنیم حرفهای این قهرمان 18 ساله اهل میانه از نظرتان می گذرد.من متولد دومین روز فروردین ماه سال 1362 در شهرستان میانه هستم در حال حاضر دانش آموز سال آخر رشته حسابداری هستم. تکواندو را از سال 1371 یعنی از9 سالگی در باشگاه تکاورمیانه زیرنظر حسین اکرمی شروع کردم و درحال حاضر هر زمان که در اردو نباشم ، دراین مکان به تمرین های خود ادامه می دهم البته شش سالی است که این باشگاه مربی ندارد و یکی از تکواندوکاران به نام آقای فلاحی آموزش می دهد؛ اما مربی من نیست دراین باشگاه غیر از من محمدرضا مهدیزاده ، همشهری من نیز که در اردن نقره گرفت ، تمرین می کند از دیگر چهره های مطرحی که دراین مکان فعالیت دارند، می توانم به آقایان جعفری ، قربانی و احمدی اشاره کنم که در سطح باشگاه ها و مسابقه های لیگ ، از مهره های خوب محسوب می شوند از بچگی علاقه زیادی به ورزشهای رزمی داشتم ، اما اتفاقی به سمت تکواندو کشیده شدم چون از دوران کودکی جنب وجوش زیادی داشتم و به قول معروف مثل خروس جنگی اهل دعوا و شروشور بودم ، همین روحیه باعث شد تا مادرم مرا به باشگاه تکواندو ببرد آن زمان من در کلاس چهارم دبستان درس می خواندم جالب است بگویم از وقتی به باشگاه رفتم ، دیگر دعوا نکردم رفتار من تغییر کرد و روحیه ورزشی پیدا کردم و بچه ای سربه زیر شدم.از همان روزهای آغازین که به باشگاه رفتم ، مربی ام گفت تو، هم استعداد داری و هم ازلحاظ بدنی و جنگندگی خوب هستی.در سال 74 به عنوان یک بازیکن کارساز مطرح شدم و با تیم پلی اکریل اصفهان قرارداد بستم . سه سال با این تیم بودم کم کم اعتماد به نفس لازم را به دست آوردم درحالی که فکرش را نمی کردم ، در مسابقات جهانی نوجوانان شرکت کردم عضویت در تیم ملی نوجوانان و حضور در مسابقه های جهانی نوجوانان که در سال 1378 در استانبول برگزار شد، درواقع سکوی پرتاب من به سوی میدان های بین المللی بود اگرچه در این رقابتها مدالی نگرفتم ، اما یک میدان باارزش برای تجربه اندوزی من محسوب شد پس از بازگشت از رقابت های جهانی ، تحولی در نحوه مبارزه من به وجود آمد و توانستم برای اولین بار در مسابقات دهه فجر سال 78 در رده بزرگسالان با حریفان داخلی وخارجی مبارزه کنم درحقیقت این سرآغازی بود برای حضور من در میدان های بین المللی برون مرزی پس از مسابقه های بین المللی دهه فجر با تیم منتخب تکواندوی آذربایجان در رقابت های بین المللی جام ریاست جمهوری قبرس شرکت کردم و موفق شدم در17 سالگی اولین مدال طلای خود را در رده سنی بزرگسالان دریافت کنم حرکت رو به رشد در سال 78 برابربا سال 2000 میلادی موقعیت بهتری برایم فراهم شد تا در میدان های بیشتری مبارزه کنم و افتخار به دست آورم . مهمترین موفقیت من کسب مدال طلا از رقابت های قهرمانی نوجوانان جهان بود که در ایرلند جنوبی برگزار شد در همان سال به همراه تیم پاس در مسابقه های جام پاکال آلمان شرکت کردم که نتیجه آن هم یک مدال زرد رنگ بود البته ناگفته نماند پیش از آن که در مسابقه های جهانی ایرلند به مقام قهرمانی دست پیدا کنم ، توانستم در پیکارهای بین المللی جام عصمت آراز ترکیه با کسب مدال طلا عنوان ستاره مسابقه ها را به خود اختصاص دهم خوشبختانه با استمرار در تمرین ها و انگیزه قوی ای که پیدا کردم و همچنین حمایت فدراسیون و مربیان ، پیشرفت چشمگیری کردم در مسابقه های بین المللی جام بلژیک هم ، من یکی از فینالیست ها بودم البته در فینال ، حریف من هموطنم علی تاجیک بود که مبارزه نکردم و به نفع او کنار کشیدم و مدال نقره گرفتم البته منتی بر سر تاجیک ندارم ؛ چراکه به فاصله چند ماه بعد در مسابقه های بین المللی جام ساکسون که در آلمان برگزار شد، بار دیگر من و او در فینال با هم روبه رو شدیم که این بار تاجیک به نفع من کنار کشید تا طلا به من برسد.دوبار در مسابقه های بین المللی دهه فجر سالهای 80 و81 شرکت کردم که هر دوبار نقره گرفتم.اما بهترین موفقیت خود راکسب مدال طلا از مسابقه های قهرمانی آسیا که همین اواخر در کشور اردن برگزار شد، می دانم برای اولین بار بود که در مسابقه های رسمی به عضویت تیم ملی بزرگسالان درآمدم و جانشین تکواندوکار شاخصی به نام مجید افلاکی شدم خوشبختانه توانستم جانشین شایسته ای برای این قهرمان بزرگ باشم درواقع قهرمانی من در اردن ، اولین مدال طلا را در سال 81 برای تکواندوی ایران به ارمغان آورد.به نظر من آقا مجید یکی از بهترین تکواندوکاران ایران و جهان به شمار می آید من خوشحالم که توانستم جانشین خوبی برای او باشم و اعتماد مربیان را به نحو شایسته ای پاسخ دهم همان طورکه گفتم ، آقامجید یکی از چهره های شاخص تکواندو محسوب می شود او پیشکسوت و استاد من است از تجربیات و قابلیت های فنی و تکنیکی او بهره گرفته ام البته باید بگویم حضور مجید افلاکی در اردو و همین مسابقه های آسیایی اردن )به عنوان همراه ( برای من آموختنی های زیادی را دربرداشت ؛ ضمن آن که جانشین چنین تکواندوکارصاحب نامی شدن برایم استرس ساز نیز بود اما درمقابل ،این مربیان بودند که ازنظر روحی بخوبی مرا تقویت کردند و همواره به من اعتماد به نفس دادند یکی از جمله های مربیان که برای من روحیه بخش بود و در هنگام مبارزه با حریفان در گوشهایم زمزمه می شد، این بود: هیچ کدام از حریفانت قوی تر از افلاکی و تاجیک نیستند و تو می توانی آنها را شکست دهی راستش را بگویم ، اصلا فکر نمی کردم که در مسابقه های آسیایی اردن تنها چهره طلایی تکواندوی ایران معرفی شوم ؛ اما رفتار و برخورد مربیان در خودباوری و موفقیت من تاثیر بسزایی داشت یادم می آید یک روز در تمرین های اردویی به همراه مربی بدنساز تیم ملی ، آقای رضا مهماندوست در پارک چیتگر در حال دویدن بودیم که من احساس خستگی و سنگینی کردم ، ایشان رو به من کرد و گفت : به نظر من ، تو یکی از مردان طلایی تکواندو در ایران هستی وقتی طلا گرفتم ، به من گفت: یادت هست کجا به تو گفتم، طلایی هستی؛ وقتی در نیمه نهایی در یک قدمی فینال حریف فیلیپینی خود را شکست دادم ، احساس عجیبی داشتم خیلی خوشحال شده بودم درحالی که به مدال طلا فکر می کردم ، اما هرگز مغرور نشدم البته تکواندوکار فیلیپینی یک حریف غریبه و گمنام نبود. او عنوان قهرمانی جهان را داشت و در مسابقه های جام جهانی 1998 آلمان هم ، با هادی ساعی مبارزه کرده بود که پیروزی نصیب قهرمان ما شد من پس از شکست دادن حریف فیلیپینی رودرروی تکواندوکار چین تایپه قرار گرفتم که در مسابقه های جهانی ویتنام مجید افلاکی او را شکست داده بود در اردن تکواندوکار چین تایپه توانست ابوشعیب ، تکواندوکار میزبان را کسی که در مسابقات دهه فجر مجید افلاکی را شکست داد مغلوب کند البته همین اردنی به فیلیپین باخت و من هم بر فیلیپینی پیروز شدم تا به فینال رسیدم در مسابقه های آسیایی اردن اگرچه داوری برای من مشکلی به وجود نیاورد؛اما در مجموع برای ایرانی ها "بد" داوری کردند فاصله من با حریف ژاپنی در فینال زیاد بود؛ شاید اگر فاصله من با وی نزدیکتر بود، شیوه قضاوت هم تغییر می کرد و من هم دچار مشکل می شدم داوری در مسابقه های حساس و نزدیک ، نقش تعیین کننده ای ایفا می کند، مانند مسابقه هادی ساعی با حریف کره ای که نایب قهرمان المپیک سیدنی بود و داوران جانب تکواندوکار کره ای راگرفتند در وزن چهارم هم همین اتفاق افتاد و علی جاویدان در دور اول با حریف کره ای 2-2 مساوی کرد. دراین شرایط، داور می توانست دست جاویدان را بالا ببرد؛ اما رای نهایی را به کره ای داد اگر جاویدان در این مسابقه که یک فینال زودرس بود برنده می شد، براحتی به فینال می رسید خاطره ای که از همین دوران کوتاه ورزشی ام در ذهنم ماندگار شده است ، مربوط به مسابقه های جهانی ایرلند است دراولین مسابقه دچار شکستگی دست شدم ؛ اما با دست بانداژ شده به مسابقه هایم تا فینال ادامه دادم و مدال طلا گرفتم جالب است بدانید که دراین مسابقه ها تیم ما پزشک نداشت و یک دکتر کانادایی دست مرا باندپیچی کرد و گفت : نمی توانی در مسابقات شرکت کنی ؛ اما من با همان دست تا آخر پیش رفتم ؛ البته باید بگویم هنوز از ناراحتی این دست رنج می برم و احساس می کنم دستم کج است.وقتی از ایرلند وارد فرودگاه مهرآباد شدم ، مادرم در همان لحظه اول که مرا دید گفت : به تو نگفته بودم شیر بخور! اگر نخوری دستت می شکند این اولین حرفی بود که مادرم به من زد با بیشتر بچه های تکواندو رفیق هستم و می گویم و می خندم در سفر اخیر به اردن بیشتر با مهدیزاده ، جاویدان و بهزاد خداداد جور بودم در مسابقات آسیایی اردن ، هدف تیم ایران مقام اولی قاره بود. ما این شایستگی را داشتیم که قهرمان شویم و پس از28 سال ، قهرمانی را از چنگ کره ای ها درآوریم ؛ ولی به دلیل ناداوری ها نتوانستیم به این هدف برسیم دراین باره علی تاجیک حرف خوبی زد و گفت :تنها راهی که می تواند ما را بر کره ای ها پیروز کند، استمرار در تمرین هاست بچه های ما زیاد تمرین می کنند؛ اما کره ای ها بیشتر از ما به تمرین ها اهمیت می دهند نظر من هم همین است ، تمرین های منظم و مستمر بسیار موثر خواهد بود وقتی آماده باشی یک بار دوبار حداکثر3 بار حق ما را می خورند؛ اما بالاخره دفعه چهارم اگر خوب و شایسته باشی ، می توانی حق خود را بگیری از قدیم گفته اند: حق گرفتنی است ، باید برای گرفتن حق از جان مایه گذاشت اولین مسابقه مهمی که پیش رو داریم ، مسابقه های جهانی است که تیرماه در ژاپن برگزار خواهد شد نمی دانم در تیم هستم یانه ؛! اما با تمام وجود تمرین می کنم.خودم دوست دارم در بازیهای آسیایی پوسان در ترکیب تیم ملی باشم و مدال بگیرم البته کار در پوسان بسیار سخت است و ما باید با رقیبی رقابت کنیم که هم میزبان است و هم داوری تکواندو را دراختیار دارد به نظر من ، اکنون دانش مربیان ایرانی در تکواندو به حدی بالاست که حضور مربیان خارجی احساس نمی شود تا جایی که ما می توانیم مربیان خود را برای تدریس و آموزش به کشورهای دیگر هم اعزام کنیم.برای هدایت تیمهای ملی ، حضور مربی ایرانی بسیار موثر و نتیجه بخش بوده است بزرگترین مزیتی که مربیان داخلی به خارجی ها دارند، عشق خاصی است که آنها برای سربلندی کشورشان نشان می دهند در خاتمه باید بگویم تکواندوی ما مشکل مربی ندارد، بلکه مشکل ما داوری و اعمال نفوذ کره ای ها در این امر مهم و سرنوشتساز است.خانواده ما پرجمعیت است ؛4 خواهر و4 برادر دارم که من هفتمین فرزند هستم .4 خواهرم ازدواج کرده اند.2 برادرم نیز ورزش می کنند. برادر کوچکم که 16 سال دارد، در تکواندو و دیگری که بزرگتر است ، در فوتبال فعالیت دارد.من روزنامه "جام جم " را به طور متناوب می خوانم ؛ به خصوص در زمانی که در اردوها هستم به نظر من ، صفحه ورزشی خوبی دارد؛ ولی انتقادی که دارم این است که چرا بیشتر مطالب آن اختصاص به فوتبال دارد، البته بیشتر روزنامه ها و نشریات چنین روشی دارند البته جام جم با توجه به محدودیت جا به ورزشهای دیگر خوب بها می دهد جدای از تکواندو، به فوتبال و شنا هم علاقه دارم فوتبالم بد نیست ؛ اما در آب آنقدر می توانم شنا کنم که غرق نشوم البته هر دوی این ورزشها تفریحی است ؛ چون برای ورزش تکواندو وقت "کم " می آورم