حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....
مدتی نبودید. خارج از کشور بودید؟
بله. چند ماهی آلمان بودم.
فکر کنم بعد از اعطای جایزه گوته به شما، آلمانیها بیشتر تحویلتان میگیرند.
آلمانیها همیشه تحویل میگیرند.
از فعالیتهای فرهنگیتان در این سفر بگویید.
بورسی گرفته بودم که در آن درباره مهاجران ایرانی حاضر در آلمان تحقیق میکردم.
از وقتی که برگشتید مشغول چه کارهایی هستید؟
دارم مجموعه داستان مینویسم. یکی دو تا از این داستانها را در مجلات منتشر کردم. من تا حالا فقط داستان کوتاه کار کردم. چه در قالب مجموعه داستان «سرش را گذاشت روی فلز سرد» یا «سیاهی چسبناک شب» و یا مجموعههای «این برف کی آمده» و «آسمان، کیپ ابر».
یک رمان هم سالها پیش نوشته بودید که هیچ وقت چاپ نشد.
بله. هنوز هم منتشر نشده است.
از ترجمههای جدید چه خبر؟
راستش برای نمایشگاه امسال یک سری ترجمههای تجدیدچاپی دارم؛ ترجمههایی از یودیت هرمان که تجدید چاپ میشود. «اول عاشقی» هم که اواخر سال 94 از سوی نشر افق منتشر شد، برای اولین بار در نمایشگاه عرضه میشود. دست انتشارات نیلا هم سال هاست که چند نمایشنامه دارم. به نظر میرسد انتشار یکی از آنها در نمایشگاه کتاب تهران قطعی باشد. نمایشنامه «فقط یک تکه نان» نوشته راینر ورنر فاسبیندر کارگردان، فیلمنامهنویس و بازیگر آلمانی که یکی از شاخصترین فیلمسازان سینمای آلمان پس از جنگ جهانی دوم محسوب میشود. یک کتاب دیگر هم دست نیلا دارم که احتمال چاپش برای نمایشگاه کم است؛ چون من هنوز ویراست نهایی آن را ندیدم. کتابی است به اسم «بازگشت به خانه» از کروزینگر که آن هم آماده است.
ظاهرا ترجمه جدیدی از نمایش «سیاهان» منتشر کردهاید.
بله. البته ترجمه مجدد این کتاب را براساس یک متن دیگر انجام دادم و اسمش را هم به «سیاه برزنگیها» تغییر دادم. انتشارات نون این ترجمه جدید را منتشر کرد که از ناشران فعال سالهای اخیر است.
حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....