محمد النمر گفت: یکی از کلمات سحرآمیزی که همواره در زمان دیدار با ما بر زبان جاری میکرد «الحمدلله رب العالمین» بود. دیگر چیزی که ورد زبانش بود این بود که میخواست در حالی که شهید شده است به دیدار پروردگار بشتابد و سرانجام نیز به آن نایل شد. برادر شیخ نمر افزود: در پایان این دیدار هنگامی که میخواستیم از محل ملاقات خارج شویم، در گوش شیخ گفتم که حرفهایی درباره حل پرونده محکومان به گوش میرسد و او جواب داد: مرا رها کنید و به پرونده دیگران برسید. تو و «صادق الجبران» (وکیل) از طرف من برای انجام هرکاری اختیار تام دارید؛ اما شرافت من از جانم ارزشمندتر است پس به آن نزدیک نشوید./ مهر
حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....