jamejamsima
سیما فیلم و سریال کد خبر: ۸۲۴۸۸۴   ۱۹ مرداد ۱۳۹۴  |  ۲۰:۴۴

نگاهی به فیلم «آشنایی با لیلا» به بهانه توزیع در شبکه نمایش خانگی

دلدار یا سیگار!

نادر ایده‌پرداز یک شرکت تبلیغاتی است که بشدت به سیگار وابسته است. او عقیده دارد کشیدن سیگار به ایده‌پردازی او کمک می‌کند. لیلا تستر یک شرکت اسانس‌عطر است و از حس بویایی فوق‌العاده‌ای برخوردار است. نادر و لیلا با هم آشنا می‌شوند. تنها شرط لیلا برای ازدواج با نادر ترک سیگار برای همیشه است. نادر شرایط مالی خوبی ندارد و برای ادامه به کار، به سیگار نیازمند است.

دلدار یا سیگار!

او باید بین لیلا و سیگار یکی را انتخاب کند. موقعیت لیلا حاتمی را در «آشنایی با لیلا» می‌توان با موقعیت او در فیلم «سر به مهر» سنجید. موقعیتی مشابه و متفاوت. اگر در آنجا نماز خواندن در جمع مانعی دست‌کم ذهنی برای ازدواجش بود، اینجا سیگار کشیدن نامزدش به چالشی برای ازدواج بدل می‌شود. در واقع در هر دو فیلم یک رفتار و کنش اخلاقی فردی به تعلیق یک ارتباط دوسویه منجر شده و در دل همدلی، ناهمزبانی ایجاد کرده است. از این‌رو هر دو فیلم واجد سویه قدرتمند روان‌شناختی است که در آشنایی با لیلا، ابعاد و عمق بیشتری هم به خود می‌گیرد.

نگاه جزئی‌نگرانه روان‌شناختی به موقعیت نادر در مقام یک سیگاری در حال ترک را می‌توان امتیاز فیلم دانست که آن را به یک مستند علمی درباره ترک سیگار نیز بدل می‌کند. درهم‌آمیختگی سویه مستندگونه اثر با ساختار و زبان دراماتیک آن که در بستر یک رابطه رمانتیک صورت‌بندی شده چه بسا تاثیر این فیلم را از حیث آموزشی ـ تربیتی، بیشتر هم می‌کند و مخاطبی با تماشای این فیلم تشویق به ترک سیگار شود. مقابله با کنش‌مندی نادر در ارتباط با سیگار و اساسا لحن قصه، بُعدی سلبی دارد نه ایجابی. به این معنی که قرار است قهرمان قصه با ترک یک چیز ـ نه به دست آوردنش ـ به پیروزی برسد. قدرت قهرمان در اینجا نه در به دست آوردن که در ترک کردن سنجیده می‌شود. هرچند او در یک موقعیت متضاد و پارادوکسیکال درونی ـ بیرونی به طور توامان قرار دارد؛ از یک سو درگیر یک کشمکش درونی بین وسوسه سیگار کشیدن و مقاومت نکشیدن و از سوی دیگر درگیر یک دوگانگی بین انتخاب سیگار یا لیلا! شاید جذابیت قصه هم در این موقعیت دوگانه نهفته باشد.

در اکثر فیلم‌ها تعلیق درونی و بیرونی قصه در تضاد بین عشق و وظیفه تعریف می‌شود، اما در اینجا تضاد و دوگانگی بین عشق و عادت است، بین علاقه به لیلا و علاقه به سیگار. تضاد بین دو سوژه انسانی و یک ابژه شیء‌گونه. از این‌رو در یک سطح گسترده‌تر می‌توان به تاویل فلسفی فیلم و موقعیت نادر پرداخت؛ این‌که آدمی همواره در کشمکش بین علاقه و عادت‌هایش باید دست به انتخاب بزند. انتخابی دشوار که از یک‌سو کشش عشق است و از سوی دیگر سرشت عادت که رهایی از آن به سادگی ممکن نیست. نادر مجبور است بین دو تعلق خاطر بین یار و سیگار یکی را برگزیند و اگرچه از حیث عقلی انتخاب یار، منطقی‌تر به نظر می‌رسد اما از حیث روانشناختی این انتخاب چندان هم آسان نیست و به اعتقاد پارتو، جامعه‌شناس ایتالیایی، آدمی بیشتر تحت تاثیر غرایز و احساساتش عمل می‌کند تا عقل! بویژه برای نادر که بین این عادت و خلاقیت حرفه‌ای ـ شغلی‌اش، ارتباط منطقی ـ عقلی برقرار کرده است. او معتقد است سیگار کشیدنش صرفا نه از روی عادت یا لذت وکسب آرامش که برای خلاقیت ذهنی و پویایی بیشتر است. در نگاه و تفسیر نادر، بین ایده‌پردازی و دودسازی نسبت منطقی برقرار است. به گفته خودش در لابه‌لای دود، ایده‌ها شکل گرفته و به ذهنش متبادر می‌شود گرچه از نگاه لیلا اینها صرفا بهانه‌هایی برای ترک نکردن سیگار است! اما نادر انگار سیگار را فرا‌تر از سیگار می‌بیند. او به آن نه عادت که تکیه عاطفی ـ روانی دارد و گویی در نظرش از یک شیء به موجودی زنده بدل شده است که حتی اعتبار حرفه‌ای و موفقیت شغلی‌اش را مدیون او می‌داند. صحنه مربوط به حرف ‌زدن نادر با سیگاری که لب پنجره است علاوه بر خلق موقعیت کمیک مبین همین فراشیء‌شدگی سیگار است. انگار خود سیگار به یکی از شخصیت‌های اصلی قصه بدل می‌شود و در واقع می‌شود گفت فیلم سه شخصیت دارد: لیلا، نادر و سیگار!

فارغ از قصه، آشنایی با لیلا واجد زیبایی‌شناسی بصری خوبی است و قاب‌بندی و کادربندی‌های دوربین، بویژه در فضاهای بیرونی و برفی قصه شمایل چشمنوازی از بافت جغرافیایی قصه ترسیم می‌کند که بویژه در کنتراستی که از رنگ زرد و قرمز آن فولکس قدیمی با سفیدی برف و طبیعت اطراف ایجاد شده به همراه موسیقی آرام متن، لذت دیداری ـ شنیداری مخاطب را افزون‌تر می‌کند. فیلم با انتخاب نادر بین جواب‌ دادن به موبایل یا گرفتن پاکت سیگار که در کنار هم قرار گرفته آغاز می‌شود.

خواب بودن نادر در این صحنه تاکیدی است بر ناآگاهی و جهل او به مضرات سیگار و در ‌‌نهایت پس از کش‌وقوس‌های فراوان با خود و لیلا با چشمانی باز سیگار روشن را در آتش می‌اندازد و با آن خداحافظی می‌کند. سیگار خاموش ابتدای قصه به آتش پایان قصه وصل می‌شود، اما آتشی که این‌بار سیگار را می‌سوزاند آن را روشن نمی‌کند. نادر در ‌‌نهایت سیگار را ترک می‌کند تا لیلا را به دست آورد. جدایی از سیگار برای زندگی با یار!

سید رضا صائمی / قاب کوچک (ضمیمه شنبه روزنامه جام جم)

ارسال نظر
* نظر:
نام:
ایمیل:

یادداشت

بیشتر
موج پنجم کرونا در راه است؟

موج پنجم کرونا در راه است؟

براساس مشاهدات میدانی می‌توان گفت موج چهارم کرونا در بسیاری از استان‌ها در حال فروکش است و این روزها از قله موج چهارم کرونا عبور کرده‌ایم.

رد پای آمریکا از کابل تا غزه

رد پای آمریکا از کابل تا غزه

خبر خیلی دردآور بود؛ انفجارهای تروریستی مدرسه دخترانه سیدالشهدای کابل. هنوز و در حالی که چند روز از انفجارها می‌گذرد، پایتخت جمهوری اسلامی افغانستان همچنان در سوگ است.

حقی که ناحق است

حقی که ناحق است

یکی دو هفته بود همه هشدار می‌دادند و حالا چند روز است همان‌ها دارند انتقاد می‌کنند که چه وضعش است! چرا این همه آدم می‌آیند برای انتخابات ریاست‌ جمهوری ثبت‌ نام می‌کنند؟ اینها کلی هزینه مادی و معنوی دارد و اصلا کجای دنیا برای انتخاب رئیس‌ جمهوری، طی پنج‌روز، 300نفر ثبت‌نام می‌کنند؟

گفتگو

بیشتر

پیشنهاد سردبیر

بیشتر
وضعیت قرمز گیشه

سینما سال جدید را هم با بحران شروع کرده و ظاهرا مردم هنوز رغبتی به فیلم دیدن ندارند

وضعیت قرمز گیشه

پیشخوان

بیشتر