رهبر معظم انقلاب: جمهوری اسلامی ایران بدنبال سلاح هسته ای نیست
حضرت آیتالله خامنهای رهبر معظم انقلاب در خطبه اول نماز جمعه تهران تصریح کردند: دولت اسلامی میتواند کشور و جامعه اسلامی بوجود آورد.
کد خبر: ۷۲۹۲۱
ایشان خاطرنشان ساختند: وقتی کشور اسلامی بوجود بیاید ، تمدن اسلامی بوجود شکل میگیرد و فرهنگ اسلامی فضای بشریت را فراخواهد گرفت.
به گزارش ایرنا متن کامل بیانات رهبر معظم انقلاب در نماز جمعه تهران به شرح زیر است:
بسم الله الرحمن الرحیم
همه برادران و خواهران عزیز و خود را به تقوی الهی ، پرهیزگاری ، مراقبت از خویشتن دعوت میکنم.
هم ماه مبارک رجب است و ایام البیض متبرک این ماه و هم روز بزرگ ولادت امیرمومنین و امامالمتقین (ع)است.
ماه رجب ماه صفا دادن به دل و طراوت بخشیدن به جان است. ماه توسل، خشوع ،ذکر ، توبه ، خودسازی و پرداختن به زنگارهای دل و زدودن سیاهی هاو تلخیها از جان است.
دعای ماه رجب ، اعتکاف ماه رجب ،نماز ماه رجب ، همه وسیلهای است برای اینکه ما بتوانیم ،دل و جان خودمان را صفا و طروات ببخشیم ، سیاهی ها، تاریکیها و گرفتاریها را از خود دور کنیم ، خود را روشن کنیم. این فرصت بزرگی است برای ما، به خصوص برای آن کسانی که توفیق پیدا میکنند در این ایام اعتکاف کنند.
و اما روز رجب، میلاد مسعود امیرمومنی(ع)است ،که قله کرامت انسانی است.اسوه همیشگی راد مردان جهان است.پیشوای همیشگی مومنان و پرهیزگاران و انسانهای صالح و صادق روزگار است.
برای اینکه به لفظ و ظاهر اکتفا نکرده باشیم، درس گرفته باشیم از امروز و از یاد امیر مومنان(ع) ، یک درس از درسهای آن بزرگوار را، که به خصوص امروز ما به آن احتیاج داریم ، امروز به طور مختصر در اینجا عرض می کنم و آن درس تقوی است. که اساسا درنماز جمعه بیش از همه چیز به این مطلب باید پرداخته بشود.
تقوی، درس جاودانه امیر مومنان(ع) است. اگر شما به نهج البلاغه مراجعه بفرمایید، ملاحظه خواهید کرد که هیچ دستورالعمل و توصیهای در این کتاب عظیم، به قدر تقوی، تکرار نشده است.
تقوی، در واقع یکی از بلندترین فصول زندگی عملی امیر مومنین (ع) و تعالیم زبانی آن بزرگوار است.
تقوی، یعنی مراقبت از خود ،این معنای تقوی است. دایما انسان مراقب خود باشد.
هم مراقب اعمال و رفتار خود ، یعنی مراقب چشم خود، زبان خود، گوش خود،دست خود. هم مراقب دل خود باشد، مراقب عدم نفوذ خصال پست حیوانی، مراقب عدم میل دل به هوی و هوس،مراقب مجذوب و فریفته نشدن دل به جلوههای پستکننده انسان،مراقب حسد نورزیدن ،مراقب بدخواه دیگران نبودن، مراقب وسوسه بهدل راه ندادن.دل را جایگاه فضایل ،جایگاه ذکر خدا، جایگاه عشق به اولیای الهی و عشق به انسانها قرار دادن.
هم تقوای فکر و عقل خود،عقل را از انحراف نگهداشتن ، از خطاها و لغزشها بازداشتن. از تعطیل و بیکارگی نجات دادن ، خرد را در امور زندگی به کار بستن ،اینها تقوی است .مراقبت از جوارح ، مراقبت از دل ، مراقبت از فکر و مغز، این مراقبت دایمی، تقوی است.
خیلی از کارهایی که ما میکنیم، لغزشهایی که از ما سر میزند، در اثر عدم مراقبت است. خیلی از گناهان را ما با قصد قبلی انجام نمیدهیم،از خود غفلت میکنیم ، زبان ما به غیبت ، تهمت، شایعهپراکنی و دروغ آلوده می شود . دست ما همینطور ، چشم ما همینطور،غفلت ما ، ما را در بلا میاندازد.
اگر مراقب چشممان ، زبانمان ،دستمان ، امضایمان ،قضاوتمان ، نوشتنمان و حرف زدنمان باشیم ، بسیاری ازخطاها از گناهان بزرگ و گوچک، از ما سر نمی زند. اگر مراقب دل خودمان باشیم، دچار حسد ، بدخواهی ، بد دلی، کینه، بخل ، ترسهای بیمورد نمیشویم و طمع به مال و منال دنیا، به ناموس و مال دیگران، در دل ما رسوخ نمیکند.
این مراقبت است در انسان که جاده نجات است، عاقبت نیک ،در سایه این مراقبت به دست میآید.
والعاقبه للمتقین.اگر این مراقبت در یک انسان باشد، امکان گناه در او بسیار کم میشود.
این معنای تقوی است . عدالت یک انسان هم از همین مراقبت سرچشمه میگیرد.
استقامت یک انسان و یک ملت و حق جویی و حق پویی هم از این مراقبت سرچشمه می گیرد.این مراقبت و تقوی ،مادر همه نیکی هاست. هدایت هم به خاطر این مراقبت میشود. پیشرفت دنیا و آخرت هم ناشی از همین مراقبت است.
مراقبت که کنیم فکر ما هم بیکار نمیماند ، دل ما هم به راه کج نمیرود، جوارح و اعضای ما هم خطا و لغزش پیدا نمیکند یا کم پیدا میکند.
دنیا و آخرت زیر سایه تقوی است. این درس امیر مومنین(ع) است. امروز ما به این درس نیاز داریم. نه فقط امروز بلکه همیشه نیازمندیم.
اما این مقطع زمانی، برای ما مهم است .ببینید، ما ملت مسلمانی هستیم که با اراده راسخ عمومی ،این ملت توانسته است ،یک نظام مطابق با ایمان و اعتقاد خود را دراین کشور بر سر کارآورد.
به وسیله این ملت، این نظام بر سر کار آمده است. هدف این نظام چیست؛ هدف این ملت چه بود؛ هدف این بود که این کشور، با این نظام بتواند از همه خوبیها و پیشرفتها و خیرات و برکاتی که خدای متعال به ملتهای مومن وعده داده است ، برخودار بشود.
یعنی بشویم یک کشور اسلامی. کشور اسلامی، یعنی آن کشوری که اسلام حیات بخش بر آن حاکم است. اسلام نشاط آور، اسلام تحرک آفرین ، اسلام بدون کج اندیشی و تحجر و انحراف .اسلام بدون التقاط.
اسلام شجاعت بخش به انسان ها. اسلام هدایتکننده انسانها به سوی علم و دانش. اسلامی که با همان شکلی که در قرن اول اسلامی به آن عمل شد، توانست یک مجموعه پراکنده را به اوج تمدن تاریخی و جهانی برساند. تمدن او، دانش او بتواند در دنیا سیطره پیدا کند.
سیطره علمی ، به دنبال خود عزت سیاسی هم میآورد. رفاه اقتصادی هم می آورد ،فضایل اخلاقی هم میآورد ، اگر کشور به معنای واقعی کلمه بشود اسلامی.
ما برای اینکهاین کار تحقق پیدا کند در درجه اول یک انقلاب لازم داشتیم، یک حرکت انقلابی ، برای اینکه آن بنای ضایع و پوسیده و کج و بد بنیان رژیمهای استبداری را از بین ببریم.این کار را ملت با کمال قدرت و با موفقیت کامل انجام دادند.
بعد از آنی که این حرکت عظیم را ملت عزیز ما انجام دادند حرکت بعدی این بود که یک نظام اسلامی یعنی یک ترتیب اداره کشور همانجوری که اسلام گفته است در این کشور بوجود بیاورند. این کار را هم ملت ما با موفقیت انجام دادند.
این قانون اساسی تنظیم شد و این آرایش و چینش سیاسی بوجود آمد ، مردم- سالاری دینی را در این مملکت حاکم کرد ، مسوولان کشور را از رهبری گرفته تا ریاست جمهوری تا دیگر مسوولان مردم مستقیم یا غیر مستقیم انتخاب می کنند.
دین مایه و پایه و محور قانون و اجرا در این کشور است. مردم حرکتشان ، حرکت به سمت اهداف و آرمانهای دینی است. این معنای نظام اسلامی است.
این تحقق پیدا کرده است.لکن این کافی نیست. برای اینکه آن مقصود ، یعنی کشور اسلامی به طور کامل بوجود بیاید احتیاج است که دستگاه حاکمه کشور در عمل خود ،در سازماندهی خود ، در چگونگی رفتار خود به طور کامل اسلامی عمل کند که من عرض کردم در چند سال قبل از این که مرحله بعد از نظام اسلامی ، دولت اسلامی است.
در این راه هم حرکت کردیم ،مسوولان مومنی ، وزرای خوبی ، نمایندگان خوبی ، روسای جمهور با ایمانی یکی پس از دیگری امور کشور را برعهده گرفتند اما دولت اسلامی که بتواند این مقاصدی را که ملت ایران و انقلاب عظیمشان داشت ، تامین کند، آن دولتی است که در آن رشوه نباشد،فساد اداری نباشد، ویژه- خواری نباشد ، کم کاری نباشد ، بیاعتنایی به مردم نباشد ،میل به اشرافی- گری نباشد ، حیف و میل بیتالمال نباشد و دیگر چیزهایی که در یک دولت اسلامی لازم است ، که در تعالیم امیرالمومنین در نهجالبلاغه همه اینها هست.
نگویند اینها مال سال قبل است.این حرفهای تکراری و شبهههای صدها بار رد شده را بعضیها باز تکرار میکنند. حقایق بشری ، اصالتهای بشری با گذشت زمان تغییر پیدا نمیکنند. انسانها از اول تاریخ تا امروز و از امروز تا پایان دنیا همیشه عدالت را دوست دارند و به عدالت نیازمندند.
این تغییر پیدا نمیکند ، انسانها از اول تاریخ تا امروز و از امروز تا آخر دنیا ، به مسوولانی که نسبت به آنها وفادار باشند و در خدمت آنها باشند و برای آنها صادقانه عمل کنند ، احتیاج دارند. این که تغییر پیدا نمی کند. اینها تغییر پذیر نیست. درس امیر مومنین(ع) در نهج البلاغه ناظر به این چیزهاست.
این اصالتها را ،این ثوابت حیات بشری در طول تاریخ را امیر مومنان(ع) بیان میکند. ما آنها را میخواهیم ، والا ما نمیگوییم که اگر از این شهر به آن شهر برویم مثل زمان امیر مومنان(ع) برویم.
نه. حالا با هواپیما بروید ، ممکن است ده سال دیگر با یک وسیله بسیار تند رو تر از هواپیما حرکت کنید.آن روز نامه میفرستادند دو ماه در راه بود ، امروز با اینترنت شما لحظه به لحظه با آن طرف دنیا حرف میزنید ، بزنید ، اینها متغیرات است اما عدالت همیشه لازم است.
صلاح مسوولان همیشه لازم است ، حیف و میل نکردن اموال مردم که دست من و امثال من است همیشه لازم است. این که تغییر پذیر نیست. این دولت اسلامی است.
اگر بتوانیم به توفیق الهی در این جهت خود را کامل کنیم و قدمهایی را که تا امروز بحمدالله برداشته شده این قدمها را کامل کنیم آنوقت کشور اسلامی به همان شکلی که گفتم بوجود خواهد آمد ، دولت اسلامی میتواند کشور اسلامی بوجود آورد.
من و امثال من اگر خودمان صادق باشیم میتوانیم مردم را صادق بار آوریم. اگر خود ما اسیر هوی و هوس نباشیم میتوانیم مردم را آزاد از هوی و هوس بار آوریم.اگر ما شجاع باشیم میتوانیم مردم را شجاع بار آوریم.
اگر من و امثال من اسیر هوی و هوس بودیم ، دنبال طمع بودیم ، بنده و ذلیل ترس خود و طمع خود بودیم که نمیتوانیم مردم را با فضایل بارآوریم.
این بسته به شانس و اقبال هر کسی است که یک گوشهای یک معلم خوبی پیدا کند و به صورت فردی تکامل پیدا کند.
جامعه پیش نخواهد رفت.این دولت اسلامی است که کشور اسلامی بوجود میآورد.
وقتی کشور اسلامی بوجود آمد آنوقت تمدن اسلامی بوجود خواهد آمد.آنوقت دیگر فرهنگ اسلامی فضای عمومی بشریت را فراخواهد گرفت.اینها همهاش با مراقبت و تقوی عملی است.تقوای فردی ، تقوی جماعت و امت.
امت اسلامی هم اگر با تقوی بود آنوقت میتواند در این راههای دشوار حرکت کند و مشکلات در مقابل او زانو میزند اما او در مقابل مشکلات زانو نمی زند.
حالا به جمله امیر مومنین (ع ) توجه کنیم که بفهمیم ،این یک کلمه از کلمات امیر مومنان است " من اخذ بالتقوی عضدت عنه الشدائد بعد دنوها "
اگر یک فردی و یک ملتی اگر تقوی را برای خودشان جاده عمل قرار دادند و متقی شدند شدائد زندگی اگر نزدیک آن هم رسیده باشد از آنها دور خواهد شد.
" وحوللت لهم الامور بعد مرارتها " تلخیهای زندگی برای آنها شیرین خواهد شد.
" وانفرجت عنه الامواج بعد تراکمها " امواج توفنده شدائد زندگی بعد از آنی که متراکم شده باشند از آنها دور خواهند شد و آنها بر امواج سوار خواهندشد.
" واسهلت له الصعاب بعد انصابها " دشواریها و سختیهای زندگی بعد از آنی که به سخترین مرحله رسیده باشد برای آنها دیگر آسان خواهد شد.
واقع همین است.
امروز ، ملتهای مسلمان در مقابل زورگوییهای قدرتهای جهانی حرفی برای گفتن ندارند. نه علم لازمی ، نه فناوری پیشرفتهای ، نه در زمینه های گوناگون سیاسی یک مهارتی ، چرا عقب ماندیم ؛ تقوی را از دست دادیم.
این همان شدتهایی است که با تقوی برطرف میشود.
شما ملت ایران در انقلابتان تقوی الهی را رعایت کردید در دفاع از این انقلاب و از کشور و از اصالتهای خودتان، اسلامی ، دینی و ملی تان ، تقوی الهی را رعایت کردید، امروز بحمدالله به همان نسبت ،شما عزیزید.
ملت ایران عزتش و اقتدارش ، عظمتش در چشم مردم دنیاو دولتها و حتی دشمنانش با اکثر کشورهای اسلامی قابل مقایسه نیست. به خاطر تقوی است و هرچه کمبود داریم به خاطر بیتقوایی است.
ایستادگی هم در اثر تقوی است.امیر الموءمنین یکی از القابش ، " کرارا غیر فرار" است که پیغمبر اکرم (ص) این لقب را به امیر مومنین داد این مخصوص میدان نظامی نیست ، در همه میدانهای میدانهای انسانی امیر مومنین (ع)کرار غیر فرار بود یعنی مهاجم ، مقتدر، دارای فکر، بدون عقب گرد، این کرار غیر فرار است.
مواضع محکم، ایستادگی بر مبانی مورد قبول و مورد اعتقاد، از موضع تدافعی خارج شدن، به کجیها و زشتیها و بدیها و ظلمها و بیعدالتیهای دنیا در موضع تهاجمی قرار گرفتن این همان صفت امیر مومنین (ع)است.
که کرار غیر فرار است ، شما زندگی امیر مومنین را نگاه کنید اول تا اخر زندگی امیر مومنین این است. علاج ما هم در همین است.
مرحوم اقبال لاهوری میگوید:
میشناسی معنی کرار چیست؛ این مقامی از مقامات علی است امتان را در جهان بیثبات نیست ممکن جز به کراری حیات میخواهید زنده بمانید میخواهید عزیز باشید ، میخواهید در علم و عمل پیشرفته باشید.
میخواهید جوانانتان سرافراز باشند فردایتان فردای روشنی باشد باید استقامت داشته باشید؛ فعال ، کرار خستگی ناپذیر ، دنبالکننده اهداف خود، یک ملت این چنینی ،آیندهاش، آینده روشنی است.ملت ما خوشبختانه این راه را شروع کرد و ادامه داده تا امروز. منتهی این راه راهی است که استمرار لازم دارد.
جوانان حالا روی آمدند. جوانان عزیز من! نوبت شماست. جوانان قبل از شما هر چه نفس داشتند در این راه زدند. رساندند ما را به اینجا.
امروز نوبت جوانان ماست . در میدان علم در میدان عمل و میدان تقوی،در میدان سیاست ودر میدان کار برای مردم و خدمت ، در میدان شایستگیهای گوناگون وارد شوید و خودتان را بیاراید به صلاح و تقوی پیش روید.
من اینجا جملهای به معتکفین عرض میکنم.
خوشا به حالتان معتکفین عزیز.
اعتکاف یکی از رویشهای انقلاب اسلامی است ما اول انقلاب این چیزها را نداشتیم. اعتکاف همیشه بود. زمان جوانی ما همین ایام ماه رجب که میشد در مسجد امام قم، آن هم در قم ، در مشهد من اصلا اعتکاف ندیده بودم، در مسجد امام قم تعدادی شاید نفر نفر فقط هم طلبه.
میرفتند در مسجد امام اعتکاف میکردند. این پدیده عمومی ،دهها هزار در اعتکاف شرکت کنند، آن هم همه جوان ، اغلب جوان ، این جزو رویشهای انقلاب است که من وقتی عرض کردم انقلاب ما ریزش دارد اما رویش هم دارد ، رویشها غلبه دارند بر ریزشها. این رویش است.
حرف که میزنید ، غذا که میخورید،معاشرت که میکنید ، کتاب که میخوانید فکر که میکنید ، نقشه که برای آینده میکشید در همه این چیزها مراقب باشید رضای الهی ، خواست الهی را بر هوای نفستان مقدم دارید.
تسلیم هوای نفس نشوید. این آن چیزی است که تمرین آن در این سه روز می تواند یک درسی باشد برای خود آن عزیزان و برای ماها که نشستیم اینجا با غبطه نگاه میکنیم به حال این جوانان عزیزمان که در حال اعتکاف هستند.
به ما هم یاد دهید با عمل خودتان.
پرودگارا دلهای ما را با باران رحمت و فضلت سیراب کن.ما را از ظلمات بداندیشیها و بد کرداریهای خودمان نجات بده،مارا مومن و پرهیزگار به معنای حقیقی کلمه قرار بده . ملت مارا آنچنان که شایسته اوست سرافراز و سربلند و عزیز بگردان.