در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
چند وقت قبل توی یکی از این شبکه های اجتماعی مطلب طنزی برایم فرستاده شد. از همینها که باید چند ثانیهای بخوانمش و برای چند ثانیه دیگر لبخند بزنم و بعدش هم فراموشش کنم، اما آن مطلب فراموشم نشد. مطلب چند خطی، قصه زندگی معمولی یک آقا بود و از نگرانیهایش می گفت. یک سری تصاویر کاریکاتوری از لحظات مختلف زندگی آن آدم از دوران دبستان و با جملهای مثل این شروع می شد: «اگر بیست بگیرم، راحت میشم، اگر امتحان نهایی بدم راحت میشم و...»، این اگرها ادامه داشت تا جایی که به سربازی رفتن و زن گرفتن و بچهدار شدن آن آقا میرسید و در نهایت طرف تا خود پل صراط هم به این فکر میکرد که اگر از این مرحله بگذرد راحت میشود و البته انگار این ماجرا همچنان ادامه داشت و او هیچ وقت راحت نمیشد!
شاید شما هم این طنز را دیده باشید، دیده یا ندیده، بامزگی این ماجرا به این برمیگردد که همه یک جورهایی با آن همذاتپنداری میکنیم. اگر بخواهیم این ماجرا را ملموستر کنیم، شاید جستجوی همیشگی ما به دنبال «خوشبختی» مصداق بارز این ماجرا باشد.
قیافه عبوس آدمهای شهر، حکایت مخفی درون کلههایشان را لو میدهد. پای درددل هر کسی که بنشینی، حرفی از نگرانیهایش میزند. از این که مشکلی سد راهش است و اگر این را برطرف کند شاید به معنای کلمه خوشبختی نزدیک بشود. نه این که مردم ناشکر باشند ها، نه. خیلیها شاکر تکتک لحظههای زندگی هستند ولی غالبا توجیهشان این است که شرایط میتوانست بدتر از این باشد! یا این که اگر سوالی راجع به خوشبختیشان بپرسی، هیچ بعید نیست که این جملات را بشنوی «خب، بله خوشبختم، به هر حال همه توی زندگیشان یک سری گرفتاری دارند!» و این یک جمله کلیدی است و پشت آن همه غر زدنهایی وجود دارد که این آدمها توی ذهنشان قایم کردهاند و بروز نمیدهند و فقط به این خیال که همه گرفتارند خودشان را تسلی میدهند. بعد من به این فکر میکنم که مطمئنا کسی که به این نتیجه رسیده است، ته قلبش احساس خوشبختی نمیکند!
کلا توی دنیای ما، خوشبختی واژه گمشدهای است که همه دنبالش میگردند و البته هیچ وقت هم به آن نمیرسند! خوشبختی اما رسیدن به آرزوها و عاقبت به خیری تعریف میشود. آن وقتی که دو جوان به عقد هم درمیآیند این کلمه میشود دعای خیر بقیه، قبولی دانشگاه هم همین طور است، تمکن مالی، سلامت، داشتن پدر و مادر خوب و... همه اینها میشود مصداقهای خوشبختی. ولی در حالت عادی هیچ کدامشان آنقدر آدمها را دلگرم نمیکند که محکم و قاطعانه جلوی این سوال تکراری بایستند و در جواب «آیا خوشبختی؟» بگویند، بله! و در دورههای مختلف زندگی همه کلی خواسته دارند که دائما جای خودشان را با خواستههای بیشتر و بیشتر عوض میکنند و در نهایت همه میرسند به همان پل صراط و آن دو دوتا چارتای همیشگی که به معنای واقعی خوشبخت نیستند!
همه این صغری کبری چیدنهای امروز، برای لحظهای فکر کردن بود، برای این که چیزهایی که هر روز نگرانمان میکند و دلیلی برای نبود خوشبختیمان میشوند را اگر فردا روزی صاحبشان شویم، باز در مسیر عادتزدگیها فراموششان میکنیم. خوشبختی به همین چیزهایی هست که داریم. کاش به جای غر زدنها و حرفهای شعاری و آرمانخواهیهای بیهوده، برای آنچه امروز داریم خوشحال باشیم. برای همین امروز که با همه داشتههایمان خوشبختیم.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: