جام جم آنلاین – رسانههای انگلیسی، اعم از دیداری و شنیداری و مکتوب و تلویزیونی و مجازی و غیره، تاثیرگذارترین و البته جنجالیترین رسانههای جهان محسوب میشوند، رسانههایی که قادر هستند با یک خم ابرو یک فرد را از عرش به فرش و از فرش به عرش ببرند.
روزنامههایی مانند سان، دیلی میل و دیلی میرور و حتی گاهی رسانههای بزرگتر مانند تلگراف و تایمز سالهاست که نهتنها افکار عمومی بریتانیا بلکه اخبار ورزشی و سرگرمی جهان را تحت تاثیر قرار میدهند. اما همین قدرت عظیم باعث شده این رسانهها همواره به رفتارهای جنجالی تیترهای تند، نقض حریم خصوصی و حتی تخریب شخصیت افراد متهم شوند. این رسانهها به راحتی کلمات توهین آمیز در تیترهای به کار میبرند و خصوصیترین زوایای زندگی یک سلبریتی را بدون ترس از شکایت و حتی آگاهی از شکایت قطعی در قالب گزارش چاپ میکنند.
این اراذل آرژانتینی!
همه چیز از دیدار آرژانتین و اسپانیا در فینال جام جهانی بار دیگر شروع شد، مسابقهای که یک بر صفر به سود اسپانیا پایان یافت تا ماتادورها جام قهرمانی را به خانه ببرند. انگلیسیها که بابت شکست دو بر یک در دیدار قبلی از آرژانتین به شدت ناراحت و خشمگین بودند بعد از این فینال تا توانستند آرژانتینیها را له کردند. کار به جایی رسید که برخی از روزنامههای انگلیسی بازیکنان تیم ملی آرژانتین را با واژههایی مانند «اراذل» یا «اوباش» توصیف کردهاند. این نخستین بار نیست که مطبوعات انگلیسی چنین ادبیاتی را به کار میبرند و به نظر میرسد استفاده از تیترهای تحریکآمیز بخشی از هویت روزنامههای زرد این کشور شده است.
واقعیت این است که رسانههای انگلیسی توانایی عجیبی در ساختن یا نابود کردن چهرهها دارند. آنها میتوانند یک ورزشکار یا هنرمند را طی چند هفته به محبوبترین شخصیت جامعه تبدیل کنند و همان فرد را چند ماه بعد با مجموعهای از گزارشها و تیترهای منفی به سوژه تمسخر افکار عمومی تبدیل کنند. این قدرت سالهاست که محل بحث روزنامهنگاران و استادان رسانه در سراسر جهان است.
رویکرد جهنمی!
نمونههای رویکرد جهنمی رسانههای انگلیسی که موضوعات کم اهمیت را مهم جلوه میدهند و یا زوایای خصوصی زندگی سلبریتیها را برملا میکنند، کم نیست. کافی است اتفاقی نسبتا کم اهمیت در زندگی یک چهره مشهور رخ دهد تا برای روزها به تیتر اول روزنامهها تبدیل شود. اختلاف خانوادگی بروکلین بکام، پسر دیوید و ویکتوریا بکام، با والدینش هفتهها سوژه رسانههای بریتانیایی بود، موضوعی که شاید در بسیاری از کشورهای دیگر تنها یک خبر کوتاه محسوب میشد و یا اصلا به آن پرداخته نمیشد. در مقابل همین رسانهها گاهی به دلیل حجم اندک پوشش برخی بحرانهای انسانی یا زیستمحیطی مورد انتقاد قرار گرفتهاند.
یکی دیگر از ویژگیهای مطبوعات انگلیسی تمرکز افراطی بر زندگی خصوصی سلبریتیهاست. از بررسی مداوم عملهای زیبایی بازیگران و خوانندگان گرفته تا انتشار گزارشهای دورهای درباره تعداد ازدواجها، روابط عاشقانه یا حتی تغییر ظاهر آنها همه نشان میدهد که از دیدگاه این رسانهها حریم خصوصی محلی از اعراب ندارد و هر زمان اراده کنند میتوانند آن را به عموم مردم نشان بدهند و اهمیتی هم ندارد که آیا آن سلبریتی رضایت دارد یا نه.
نابودی مرزهای اخلاق
تا دلتان بخواهد بی اخلاقی رسانهای از رسانههای بریتانیایی میبینید. آنچنان که باعث حیرت میشود و حتی نمونه آن را کمتر جای دیگری سراغ دارید.
تاریخ رسانههای بریتانیا همچنین پر از پروندههایی درباره انتشار عکسهای خصوصی افراد مشهور است. یکی از مشهورترین رسواییهای رسانهای این کشو، ماجرای شنود غیرقانونی تلفنها و نقض گسترده حریم خصوصی توسط برخی نشریات بود که در نهایت به تعطیلی روزنامه اخبار جهان انجامید. این پرونده نشان داد رقابت برای جذب مخاطب گاهی رسانهها را به عبور از مرزهای اخلاق حرفهای سوق داده است.
در ورزش نیز همین رویکرد بارها دیده شده است. شاید هیچ رسانه ورزشی در دنیا به اندازه برخی روزنامههای زرد انگلیس از تیترهای تند، کنایهآمیز و حتی توهینآمیز استفاده نکرده باشد. چند سال پیش بعد از دیدار بایرن مونیخ و منچستریونایتد در لیگ قهرمانان اروپا روزنامه دیلی میل درباره باستین شوایناشتایگر مدافع اسبق بایرن تیتر وحشتناک خوک را به کار برد. نیمار نیز بارها هدف تیترهای تحقیرآمیز قرار گرفت و در مقاطعی تیترهایی مانند «چه آشغالی!» روی جلد برخی نشریات جنجال فراوانی به پا کرد. همچنین انتشار تصاویر خصوصی اولیویه ژیرو در دوران حضورش در آرسنال بار دیگر انتقادها از بیتوجهی بخشی از مطبوعات بریتانیا به حریم خصوصی را افزایش داد.
چرا همیشه من؟!
نمونه مشهور دیگر داستان ماریو بالوتلی است. مهاجم ایتالیایی سالها هدف انتقادها و تیترهای تند رسانههای انگلیسی قرار داشت. بسیاری معتقد بودند پوشش مداوم حاشیههای او بیش از عملکرد فنیاش در شکلگیری تصویری منفی از این بازیکن نقش داشت. فشار رسانهها آنقدر به این بازیکن اسبق تیم ملی ایتالیا فشار آورد که در نهایت به حرکتی تاریخی از این بازیکن ختم شد. بالوتلی پس از گلزنی برای منچسترسیتی پیراهنش را بالا زد تا جمله معروف "Why Always Me?" یعنی «چرا همیشه من؟» را به نمایش بگذارد، جملهای که در واقع اشاره او به حجم توجه و انتقاد رسانهها بود.
در سوی دیگر همین رسانهها میتوانند از یک بازیکن قهرمان بسازند. ارلینگ هالند، زمانی که در اوج قرار دارد، با تیترهایی اغراقآمیز به عنوان ماشین گلزنی یا هیولای فوتبال معرفی میشود. اما همان رسانهها در صورت افت عملکرد به همان سرعت لحن خود را تغییر میدهند.
هری و مگان هم فرار کردند
حتی خاندان سلطنتی بریتانیا نیز از این فضای رسانهای در امان نماندهاند. شاهزاده هری و همسرش مگان مارکل بارها از فشار شدید رسانههای بریتانیایی سخن گفتهاند. آنها در مصاحبههای مختلف توضیح دادهاند که حجم گزارشها، شایعات و دخالت در زندگی شخصیشان یکی از عواملی بود که در تصمیم آنها برای ترک وظایف سلطنتی و زندگی خارج از بریتانیا نقش داشت. البته این تصمیم دلایل متعدد دیگری نیز داشت.
بازوی قدرتمند
رسانههای انگلیسی را میتوان یکی از قدرتمندترین بازیگران عرصه خبر در جهان دانست، رسانههایی که قدرت تعیین دستور کار، ساختن قهرمان و تبدیل کردن یک اتفاق کوچک به بحرانی جهانی را دارند. اما همین قدرت مسئولیت بزرگی نیز به همراه دارد. هرچه تیترها تندتر، جنجالیتر و شخصیتر شوند خطر دور شدن از اصول اخلاقی روزنامهنگاری نیز بیشتر میشود. شاید به همین دلیل است که بحث درباره «سمی شدن» بخشی از مطبوعات بریتانیا همچنان یکی از مهمترین موضوعات در مطالعات رسانه و اخلاق حرفهای به شمار میرود. مطبوعات انگلیسی سمی و خطرناک هستند. واقعا اگر این رسانهها با یک سلبریتی دشمن شوند حتی کوچکترین روزنهای برای فرار سلبریتی مزبور از دست آنها وجود ندارد. این است سرنوشت مشترک برخی از سلبریتیها در برابر سمیترین رسانههای جهان.
در گفتوگو با جامجم آنلاین عنوان شد